حضرت وصی علی (ع) آن لطیف ترین و شریف ترین روح انسانی بعد النبی (ص) ماموریت ربّانی به حضور در سیاست داشت. و شهادت باشکوه ترین خاتمه ماموریت مقدس مردان خدا در عرصه سیاست است.

 متن زیر یادداشتی از حجت الاسلام مهدوی زادگان است که از نظر می گذرد.

سیاست آلوده ترین بخش از تجربه زیسته بشر است. تمنیات دنیوی بشر در بستر سیاست به گونه ای عمیق آشکار می گردد. نفسانیت خود را در سیاست کشف می کند و در پی تمنیات نهفته درونی خود می برد. آنگاه سیاست را برای ظهور و بروز فردیت بسیج می کند. در این بسیج سیاسی هیچ چیزی نمی تواند یا نباید مانع نفسانیت شود. بدین ترتیب، بشر بالاترین و عمیق ترین شکل طغیان گری برابر حق را تجربه می کند. آن وقت سیاست به مهم ترین خاستگاه طغیان بشر تبدیل می شود. یعنی می شود خاستگاه فرعونیان و جباران و مستکبران زمان.

آیا ممکن است خدای عدالت گستر؛ آن خدای ربّ العالمین، این بخش از تجربه زیسته بشر را به حال خود وا نهد و هدایتش را به قلمرو هایی غیر از سیاست محدود کند؟! هرگز. لا اقل خدای قرآن کریم این چنین نیست. او به هنگام هبوط آدم از وجود دشمنی میان بنی آدم خبر داده است : «و قلنا اهبطوا بعضکم لبعض عدو» ( بقزه : ۳۶ ). و وعده داده برای هدایت بنی آدم و نجات از عداوت و دشمنی با یکدیگر، هادیان و مردان راستین خود مامور کند تا طاغیان و سرکشان را به عذاب ألیم گرفتار سازد : «إذهبا الی فرعون إنّه طغی» (طه :۴۳ ).

خدای ربّ العالمین از میان بندگان راستینش محبوب ترین و پاک ترین آنها را برای هدایت و تطهیر سیاست از طغیان گری بشر مامور می کند. و چه حکمت و سرّی در این حقیقت نهفته است که لطیف ترین و شریف ترین أبنای آدم برای این مأموریت مقدس برگزیده می شوند. آن حقیقت جز این نیست که باید پلیدی را با پاکی؛ عداوت را با عشق ربانی از بین برد، والله اعلم بالصواب. و چه زیباست خاتمه این ماموریت؛ شهادت. جلوه چنین مرگ با سعادتی در سیاست پر رنگ تر از هر عرصه دیگری است. آنگاه که مردان و زنان راستین خدا، تمام قامت برابر طاغیان و جباران و مستکبران می ایستند و به فوز اکبر می رسند. و خدای شان این چنین به استقبال می رود: «یا ایّتها النفسُ المطمئنَّهُ إرجعی الی ربِّکِ راضیّتاَ مرضیّهً فأدخُلی فی عبادی و أدخُلی جنتی» (فجر : ۲۷ – ۳۰).

حضرت وصی علی(ع) آن لطیف ترین و شریف ترین روح انسانی بعد النبی(ص) ماموریت ربّانی به حضور در سیاست داشت. چرا که طاغیان و جباران و مستکبران میراث سیاسی نبوی را با پلشتی های خود آلوده کردند و علی(ع)، وظیفه خود می دانست که با آن طهارت قلب و نفس مطمئنه اش وارد گود سیاست شود و به طهارت آن بپردازد: «لو لا حضور الحاضر و قیام الحجت بوجود الناصر و ما أخذ الله علی العلماء ألا یقاروا علی کِظّهِ ظالم و لاسغب مظلوم لألقیتُ حَبلها علی غاربها» (نهج البلاغه : خ ۳).

و چه سختی ها و محنت هایی که در این راه مقدس کشیدند تا میراثی پاک از سیاستنامه علوی از خود بر جای گذارد. و علی، چقدر در این راه تنها بود که در غم فراق یارانش آهی سوزان می کشید: « قد و الله لقوا الله َ فوفّاهم اُجوره، و اَحلَّهم دار الأمنِ بعد خوفِهِم. أین إخوانیَ الذّین رَکبوا الطّریق و مضوا الحقّ ؟ أینَ عمّارُّ؟ و أینَ ابنُ التَّیهان؟ و أینَ ذُوالشهادتین؟ و أینَ نظراؤُهم من إخوانهم الذینَ تعاقدوا علی المنیّتٍ، و أُبرد برؤُسهم الی الفَجَره» کجایند نظایر ایشان از برادرانشان که با یکدیگر به مرگ پیمان بستند و سرهای آنان را به فاجران هدیه کردند؟ راوی این خطبه (نَوف بِکالی) گوید: پس دست به ریش مبارک خود گرفت و زمانی دراز گریست، و سپس گفت:

دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند، و در حفظ آن کوشیدند. واجب را برپا کردند ، پس از آن که در آن اندیشیدند . سنّت را زنده کردند و بدعت را میراندند. به جهاد خوانده شدند و پذیرفتند. به پیشوای خود اعتماد کردند و در پی او رفتند. [سپس به بانگ بلند گفت:] جهاد! جهاد! بندگان خدا! من همین امروز لشکر آماده می کنم. کسی که می خواهد به سوی خدا رود بیرون شود!

اما این فراخوان نظامی به جمعه نرسید که ابن ملجم ملعون او را ضربت زد. نَوف گوید لشکریان بازگشتند و ما چون گوسفندانی بودیم شبان خود را از دست داده، گرگ ها از هر سو برای آنان دهان گشاده. (نهج البلاغه: خ ۱۸۲).

آری ؛ شهادت باشکوه ترین خاتمه ماموریت مقدس مردان خدا در عرصه سیاست است. و غم انگیزترین وداع یاران مجاهد با امام شهیدان در صحنه سیاست رقم می خورد. مردان بلند همت و شیدا امر الهی را؛ نه در صومعه و زاویه بلکه باید در میدان جهاد با قاسطین و مارقین و ناکثین، جست و جو کرد. واین حقیقتی است که همواره به دست ایشان پنهان مانده است. باورمان شده که اهل حق را با سیاست چه کار؟