تمامی این سوره داستان حضرت نوح (علیه السلام) و رسالت او است.

 این سوره مکی است، خداوند آن حضرت را به عنوان رسول، به سوی قومش فرستاد تا قوم خویش را به توحید و یکتاپرستی دعوت کند.
قوم آن حضرت بت پرست بودند و مذهب آنان اجازه نمی داد که خدا را بپرستند. آنان به خیال باطل خویش فقط مجاز بودند بتها را که نمادی از برخی موجودات دنیا بودند، بپرستند و پرستش بتها در واقع خود آن موجودات را می پرستیدند. مانند آنکه کسی به مجسمه شخصی احترام بگذارد برای آنکه نشان دهد خود آن شخص را محترم می شمارد. در نظر آنها، آن موجودات می توانستند نزد خدا شفاعتشان کنند.
خلاصه روایتی که از ابن عباس در این مورد شده، چنین است:
مردان صالحی از قوم نوح بودند (که قبل از نوح زندگی می کردند.) وقتی آنها از دنیا رفتند شیطان در میان بازماندگانشان وسوسه کرد که: در محل جلسه و نشست آنان برای یاد بودشان مجسمه هایی نصب کنند و نام آن مردان صالح را بر آن مجسمه ها بگذارند. مردم هم این کار را کردند، ولی آن مجسمه ها را نمی پرستیدند. آن نسل کم کم منقرض شد و نسل بعدی روی کار آمد و چون علم نسل قبلی را نداشتند، شیطان آنان را فریب داد و این مجسمه ها را مورد پرستش قرار دادند. در میان چنین مردمی حضرت نوح (علیه السلام) به رسالت برگزیده شد.
خلاصه داستان حضرت نوح (علیه السلام) که در این سوره آمده چنین است:
حضرت نوح (علیه السلام) مردم را به توحید و پرستش خدا دعوت می کرد. او به مردم می گفت: من برای شما بیم دهنده آشکاری هستم، خدا را بپرستید و از او پروا دارید و مرا اطاعت کنید. او با این سخنان مردم را به سه اصل توحید و نبوت و معاد فرامی خواند و آنها را از عاقبت کارشان بیم داد. وی شب و روز قوم خود را به راه حق می خواند، اما دعوتش جز اینکه از او و سخنانش بگریزند ثمری نداشت. هر وقت آنها را دعوت می کرد تا خدا آنها را بیامرزد، آنها انگشتان خود را در گوش می کردند و ردای خویش را به سر می کشیدند تا نبینند و نشنوند و بر بت پرستی و کبر و استکبار خویش بیشتر اصرار می ورزیدند.
آن قوم یکدیگر را سفارش می کردند که مبادا بت های خود، یعنی ود و سواع و یغوث و یعوق و نسر را وا گذارید.
بدین ترتیب بسیاری را به گمراهی کشیدند و سرانجام در پایان به جهت خطاها و گناهاشان غرق شدند در حالیکه احدی جز خدا قادر به یاری آنان نبود. حضرت نوح (علیه السلام) پس از قرنها رنج و تلاش شبانه روزی در راه هدایت قوم خود و بی اعتنائی آنان و اصرارشان بر کفر و خرافه پرستی، از خداوند درخواست کرد: خدایا هیچ کس از کافران را بر روی زمین باقی مگذار، چرا که اگر به آنان مهلت دهی بندگانت را فریب می دهند و جز انسانهای پلید و ناسپاس به دنیا نمی‌آوردند.

کتاب گلستان سوره‌ ها – ص ۱۲۰
محمد حسین جعفری