مدثر یعنی جامه به خود پیچیده و این سوره مکی است.

  مدثر یعنی کسی که در هنگام خواب خود را به لباس رو پیچیده است. دثار لباسی است که روی لباس های زیر پوشیده می شود. چون این سوره در چنین حالتی بر رسول گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شده است، با عبارت: یا ایها المدثر – یعنی: ای جامه به خود پیچیده – مورد خطاب قرار گرفته است. چنین خطابی، نوعی انس و ملاطفت را می رساند. برگردان آیات ۱ تا ۷ چنین است:
ای جامه به خود پیچیده، برخیز و بیم ده، و پروردگار خود را به بزرگی یاد کن، و لباس خود را پاک دار و از (هر گونه) پلیدی دوری گزین و منت (بر کسی) مگذار و فزونی طلب مکن، و به خاطر پروردگارت شکیبایی کن.
این سوره نیز مانند سوره مزمل از اولین سوره های نازل شده در اوایل بعثت و ظهور دعوت اسلامی است.
در آیات ۱۱ به بعد سخن از کسی است که خداوند به مال بسیار و فرزندانی حاضر به خدمت داده بود، اما نسبت به آیات الهی عناد می ورزید و در حالی که به حقانیت آن پی برده بود، با آن مخالفت می کرد.
او می گفت: قرآن جز سحر نیست. خداوند نیز به سبب شقاوت و گستاخی وی به او وعده سقر می دهد. آتشی که هیچ کس و هیچ چیز را باقی نمی گذارد و پوست را سیاه می گرداند.
تفسیر قمی این آیات را مربوط به ولید بن مغیره دانسته است. وی یکی از کسانی بود که رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را استهزا می کرد.
حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) گاه در حجر اسماعیل می نشست و قرآن می خواند. روزی قریش که دور ولید جمع شده بودند از او پرسیدند: این چیست که محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) می گوید؟ آیا شعر است یا کهانت و یا خطابه؟
وی نزد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: ای محمد، از اشعاری که سروده ای برایم بخوان. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آنچه می خوانم شعر نیست، بلکه کلامی از خدای متعال است. ولید گفت: مقداری از آن را برایم بخوان. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) سوره حم سجده را خواند، تا به این آیه رسید که:… پس اگر روی برتافتند بگو شما را از صاعقه ای چون آذرخش عاد و ثمود بر حذر داشتم.
در این هنگام لرزه بر اندام ولید افتاد و موی بدنش راست شد و بدون اینکه برای قریش خبر ببرد که چه شده است، مستقیماً به خانه رفت.
پس از اینکه قریش او را متهم کردند که به دین محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) گرویده، ابوجهل را به سراغ او فرستادند. ابوجهل وقتی او را دید به او گفت: تو ما را سرشکسته و مفتضح کردی و به دین محمد در آمدی! وی پاسخ داد: به دین محمد در نیامده ام اما از او کلامی شنیدم که انسان از شنیدنش به خود می لرزد و… .
ابوجهل از ولید سؤال کرد: نظر تو در این باره چیست؟ وی با این سؤال و مشورت می خواست جوابی قانع کننده برای قریش تهیه کند.
ولید گفت: شما بگویید کلام محمد سحر است، زیرا دل انسان را تسخیر می کند.

کتاب گلستان سوره‌ ها – ص ۱۲۶
محمد حسین جعفری