بیست و یکمین یادداشت از سلسله نوشتارهای حضرت ‌آیت الله صافی گلپایگانی با عنوان روز پیروزی قهرمانان جهان منتشر شد که اتمام یک‌ماه تحصیل در دانشگاه تربیتی اسلام را بررسی می کند.

 بیست و یکمین یادداشت از سلسله نوشتارهای حضرت ‌آیت الله صافی گلپایگانی به شرح زیر است:

اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذِی جَعَلتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عِیداً(۱)

غرض از «عید» نه آن است که از باب جلال * جامه ناز بپوشند به الطاف مزید
ای خوش آن عید، کز آن شاه و گدا خوش باشند * که چنین «عید سعید» است و جز این نیست سعید

در روز «عید فطر» همه مسلمانان در سراسر جهان، غرق احساس افتخار بوده و سربلند و سرافرازند که ماه مبارک رمضان را با توفیق به پایان رسانده و از برکات معنوی و تربیتی آن مستفیض شده‎اند.

* اتمام یک‌ماه تحصیل در دانشگاه تربیتی اسلام

خدا را شکر می‎نمایند که یکی از بزرگ‎ترین کلاس‎های تربیتی اسلام را در طی یک ماه گذرانده، و از درس‎هایی که در آن‎ها داده شده، به اندازه استعداد و آمادگی خود استفاده کرده و با روح و جان خود آمیزش داده و بر الواح دل‎ها و ضمایر خود ثبت کرده‎اند.

* روزه‌داران، پیروزمردان جهاد با نفس

در این روز، مسلمانان از یک جهاد حسّاس و خطرناک ـ که پهلوانان، قهرمانان و شیرافکنان جهان در آن میدان به خاک هلاکت افتاده و مغلوب شده‎اند ـ فاتحانه و پیروزمندانه باز می‎گردند.

این جهاد، جهاد با نفس، جهاد با امیال و غرایز حیوانی و لذایذ نفسانی است. بازداشتن نفس از کام‎گیری‎های شهوانی، نگهداری نفس از خوردن غذاهای لذیذ و نوشیدنی‎های شیرین وخوش‎گوار، خودداری از چشم چرانی و هوس‎های شیطانی، از دروغ، غیبت، خشم و غضب، بدخویی و ترش‎رویی، تکبّر و جاه‎طلبی و دوری از هر معصیّت و گناه دیگر در این میدان جهاد، فتح و پیروزی است.

همه این‎ها جهاد است و همان «جهاد اکبر»ی است که پیامبر بزرگ اسلام به گروهی از صحابه که به جهاد رفته بودند و با دشمن با شمشیر و اسلحه دست و پنجه نرم کرده و زور بازو نشان داده بودند، فرمود: «مَرحَباً بِقَومٍ قَضُوا الجِهادَ الاَصغَر وَ بَقِی عَلَیهِمُ الجِهادُ الاَکبرَ»(۲)

«جهاد اکبر»ی که جز افراد با ایمان و مردان و زنان تربیت شده در دامان اسلام، هیچ شخص دیگری نمی‎تواند در صحنه آن عرض اندام کند و در میدان رزم آن، افتخاری کسب نماید.

میدانی که در آن پیلتن‎های قوی پنجه و عشّاق مال و مقام دنیا، شهوت پرستان، جلاّدان خون‎خوار، فاتحان جاه طلب کشورها، جوانان مغرور، خشم‌گینان پلنگ‌آسا، ستمگران بی‎رحم، آدم‎کشان و قصّابان تاریخ، زنان هوس‎باز، دوشیزگان ناپاک و پرستندگان مظاهر مادّی به خاک هلاکت افتاده؛ و از این که بتوانند افتخاری کسب و در مسابقات آن شرکت نمایند عاجز و ناتوان‌اند.

میدانی که مردان و بانوان با ایمان، خداپرست، فروتن، پاکدل، پرهیزکار، شکیبا و بی‎اعتنا به زر و زیور دنیا در آن لباس رزم پوشیده، با اراده محکم و همّت بلند حریف را شکست می‎دهند و در مسابقه با افتخار به پیروزی دست می‎یابند.

* آسان ولی دشوار

آری، نبرد با هوای نفس در عین آسانی، دشوار است. آسان است، برای این که وجدان پاک و فطرت آدمی و عقل و خرد، مصلحت و لزوم آن را درک می‎نماید و اگر انسان در این میدان قدم نهاد، هر چه پیش رود موفّق‎تر می‎شود؛ تا سرانجام نفس سرکش و جنود اهریمنی را مغلوب و ذلیل خود کند و قوای ملکوتی و عقلانی و وجدانی را در کشور بدن، حاکم و کارفرما سازد.

از سوی دیگر این کار دشوار است؛ برای این که جهاد با نفس، ایستادگی در برابر غرایز گوناگون و تلاش و کوشش برای کنترل و انضباط آن‎ها است و شناخت دام‎های شیطان و هواهای پنهانی کار هر شخصی نیست؛ و رام‌کردن نفس امّاره و چشم پوشی از لذایذ و کام‎گیری‎های نفسانی و خواسته‎های هزارگونه نفسِ وسیع و سرکش، به این زودی‎ها میسّر نخواهد بود و این دشمن خانگی با غرایزی که انسان را در دفع دشمن خارجی یارو یاور و محرّک و مشوّق هستند، آشنایی و ارتباط برقرار می‎کند و از آن‎ها کمک و یاری می‎گیرد.

از این جهات، مبارزه با نفس کاری بس دشوار است و رستگار، کسی است که بتواند نفس را تعدیل کرده، و به نظم و ترتیب صحیح وادار سازد.

* عید آمد

ماه مبارک رمضان، ماه مبارزه با نفس و مدرسه تعدیل و اصلاح غرایز و خواسته‎ها و نمایش قوّت اراده و توان روان، سپری شده و اینک فرصت برگزاری مراسم عیدی بزرگ و پرفضیلت است. این عید، عید اسلامی فطر است که عید همگان و عید عموم طبقات و افراد است.

عیدی که خدا آن را برای همه مسلمانان قرار داده و همه را در آن شریک فرموده است. عیدی که در آن مساجد و مجامع اسلامی و در گستره جهان اسلام، شکوه عبادت و بندگی خدا دیده می‎شود.

مراسم این عید اختصاص به توانگران، کارفرمایان، رجال و زمامداران و طبقات به اصطلاح ممتاز ندارد.

تشریفات مادّی، تقدیم هدایا و تحفه‎های گرانبها ـ چنان چه پیش از اسلام در اعیاد رسم بود‎ ـ در این عید مرسوم نیست.

زیردستان موظّف به دیدار زمامداران نیستند، و کارگر و کارفرما، افسر و سرباز، فقیر و غنی، شاه و گدا و همه اقشار و طبقات باید در صف بندگی خدا و دعا و عبادت برادرانه بایستند. چنان چه می‎دانیم مراسم عمده و حسّاس این عید «نماز» و «زکات» است.

* نماز و زکات

چنان‌چه بیان شد در مراسم نماز، همه اصناف شرکت می‎کنند، و مساوات و برادری اسلامی آن‎ها آشکار می‎شود.

در ضمن ادای نماز و خواندن دعایی که در قنوت است، در دو خطبه و سخنرانی پس از نماز، عالی‎ترین دروس به همگان آموخته می‎شود، و مطالب لازم و مورد حاجت به عموم گوشزد می‎گردد، و از همه دعوت می‎شود تا در پیش بردن مقاصد اسلام و تعظیم شعایر و تعمیم علم و دانش و امر به معروف و نهی از منکر، مجاهدانه کوشش کنند.

کسانی که دارای مخارج سال خود هستند و یا دارای کار و پیشه‎ای می‎باشند که درآمد آن‎ها وافی به مخارج سال آنهاست، در اعطای زکات و کمک به مستمندان شرکت می‎کنند. هیچ‌گونه مراسم کمرشکن و مصارف رقابت انگیز و مخارج بیهوده در این جشن اسلامی وجود ندارد.

* زنده باد اسلام

زنده باد اسلام؛ که تربیت و بهبود روح و روان جامعه را در سرلوحه برنامه‎های خود قرار داده و از هر فرصت برای ترقّی فکر و قوّت اراده بشر استفاده کرده است.

این عید فطر هم برای تمام مفاهیم ارزنده و عالی انسانی تذکار بوده و به سوی هر عمل نیک و انسانی هدایت‎گر است.

«اَن تُدخِلَنِی فِی کُلِّ خَیرٍ اَدخَلتَ فِیهِ مُحَمَّداً وآلَ مُحَمَّد، وَاَن تُخرِجَنِی مِن کُلِّ سُوءٍ اَخرَجتَ مِنهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد(۳)

این عید، عید خدا و موسم دعا و نماز و احسان و نیکی به بندگان خدا و دیدارهای پاک و منزّه است. نزدیک به چهارده قرن است که این عید برگزار می‎شود؛ تاکنون شنیده نشده که برای تهیّه وسایل این عید و شرکت در مراسم آن یک نفر خودکشی کرده و یا پای یک زن و شوهر به دادگاه کشیده شده باشد.

این عیدی است که در آن به جای تفریحات ناسالم، همه به سوی مساجد و مراکز اقامه نماز عید می‎روند و خدا آن را ذخیره‌ی خیر و نشان شرف و کرامت پیامبر اسلام و سبب ارتقای افتخارات اسلامی قرار داده است.

پی‌نوشت‌ها:

[۱]. می‌خواهم از تو به حق این روز (عید فطر) که آن روزی که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی.

۲٫ بحارالانوار، ج ۱۹، ح ۱۸۲؛ آفرین به قومی که جهاد اصغر را انجام دادند و بر آنها جهاد اکبر باقی ماند.

۳٫ و درآور این روز مرا در هر چیزی که محمّد و آل او را داخل کردی و اینکه بیرون کنی مرا از هر بوی که محمد و آل او را از آل خارج ساختی.