روز عید فطر در اسلام روز مقدسى است و به عنوان عید روزه داران واقعى مورد نظر است، همانهایی که اعمال آنان پذیرفته شده و گناهانشان بخشوده شده است.

به گزارش پرس شیعه به نقل از پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله مکارم، بدیهی است هلال ماه، هم به زندگى طبیعى و عادى ما نظم مى بخشد، و هم با استفاده از این تقویم طبیعى اعمال و عباداتمان را بجا مى آوریم.[۱] لذا عبادات دینى با طلوع ماه، اول ماه قمرى آغاز مى شود و در ماه رمضان مردم روزه مى گیرند،لیکن با طلوع ماه شوال، ماه رمضان پایان مى پذیرد و عید فطر از راه مى رسد، که در این روز روزه گرفتن حرام مى باشد.[۲]

لذا روز عید فطر در اسلام روز مقدسى است[۳] ،نخستین روز ماه شوال که یکى از اعیاد بزرگ اسلامى است.[۴] که وجود عید بزرگ اسلامى فطر در ابتداى این ماه ، فضیلت مهمی براى این ماه به شمار مى آید،[۵] و به عنوان عید روزه داران واقعى مورد نظر است، همانهایی که اعمال آنان پذیرفته شده و گناهانشان بخشوده گردیده است.[۶]

لذا باید این روز را عید بگیریم.[۷] و خداوند را مورد ستایش قرار دهیم آنچنان که حضرت علی (ع) در قسمتی از خطبۀ روز عید فطر از ستایش خداوند سخن به میان آورده است[۸] و فرمود؛ستایش ویژه خداوندى است که کسى از رحمتش مأیوس نمى شود و از نعمتهاى فراوانش بیرون نتوان رفت، از آمرزش و مغفرتش کسى نومید نمى گردد، و از پرستش و عبادتش سر نباید پیچید، خداوندى که رحمتش قطع نمى گردد و نعمتش پایان نمى پذیرد.[۹]

عید فطر در لغت و مفهوم
«عید» در لغت از ماده «عود» به معناى بازگشت است، لذا به روزهایى که مشکلاتى از قوم و جمعیتى بر طرف مى شود و بازگشت به پیروزى ها و راحتى هاى نخستین مى کند، «عید» گفته مى شود،[۱۰] بدین ترتیب در اعیاد اسلامى به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه مبارک رمضان و یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکى فطرى نخستین به روح و جان باز مى گردد، و آلودگى ها که بر خلاف فطرت است، از میان مى رود، «عید» گفته شده است.[۱۱]

هم چنین راغب در مفردات مى گوید: «فِطر» (بر وزن سِتر) به معنى شکافتن از طول است، و سپس به معنى ایجاد و ابداع آمده است. «فِطر» (بر وزن متر) به معنى افطار کردن و ترک روزه است، گوئى روزه شکافته مى شود.[۱۲]

بازگشت انسان به فطرت حقیقی خویش
پایه و اساس در فطرت انسان، توحید و خداپرستى است، و شرک امر عارضى است که وقتى از آن قطع امید مى کند خواه ناخواه به سوى ایمان و توحید بازمى گردد.[۱۳]،[۱۴]

به هر حال انسانى که طالب بازگشت به فطرت پاک و زلال اولیه خویش است، باید جسم و جانش را از رذائل اخلاقى، و امورى که مزاحم سعادت اوست، پاکسازى کند.[۱۵] لذا اگر بخواهد از این آلودگی ها نجات یابد، و خود را پالایش کند، باید از فیلترهاى متعددى عبور نماید. که عبادت هاى مختلف، از جمله روزه و مانند آن، مى تواند ناخالصى هاى وى را از بین برده، او را به فطرت خویش بازگرداند.[۱۶] تا در آن سرا با خیالى آسوده مخاطب کلام دلنشین پروردگار «ارجعى إلى ربک راضیه مرضیه» قرار گیرد.[۱۷]

لذا روز عید روز بیدارى و آگاهى انسانها، روز بازگشت به فطرت نخستین، و روز توجه به خدا و یوم الحساب است.[۱۸]و اگر در روایتى که از على (ع) نقل شده مى خوانیم «و کل یوم لا یعصى الله فیه فهو یوم عید؛ هر روز که در آن معصیت خدا نشود روز عید است»[۱۹] اشاره به همین موضوع است، زیرا روز ترک گناه روز پیروزى و پاکى و بازگشت به فطرت نخستین است.[۲۰]

با این تفاسیر باید اذعان نمود عید فطر روز بازگشت انسان به فطرت حقیقی خویش است[۲۱] زیرا عید از واژه بازگشت گرفته شده و فطرت همه انسان ها نیز پاک است بنابراین در عید فطر به حقیقت فطرت خود بازگشته ایم،[۲۲] و از آنجا که ماه رمضان همچون تصیفه خانه ای است که روح آدمی را پالایش می کند، لذا عید فطر را نیز به همین دلیل جشن می گیریم.[۲۳]

عبودیت و بندگی؛ مستوجب پاداش الهی
بی شک هر روزى که انسان در آن گناه نکند و از صبحگاهان تا آخر شب از معصیت پروردگار بپرهیزد آن روز، روز عید او محسوب مى شود و به این بیان، ما مى توانیم تمام ایام سال را ایام عید خود قرار دهیم.[۲۴] از این رو در باب حکمت جشن و شادی در روز عید فطر باید به بیان نورانی امام علی(ع)در این زمینه اشاره نمود که فرمود: «الیوم عید من قبل صومه و شکر سعیه و غفر ذنبه ثم قال: الیوم لنا عید و کل یوم لا نعصى الله تعالى فیه فهو عید؛[۲۵] امروز عید است برای کسانی که روزه آن ها قبول شده و به سعی آن ها پاداش داده شده و گناهانشان بخشوده شده است.»سپس فرمود: «امروز برای ما عید است و هر روزی که در آن معصیت خداوند را نکنیم آن روز هم برای ما عید است» ».[۲۶]

از این جا روشن مى شود، این که امام علیه السلام مى فرماید: روز عید فطر عید براى کسانى است که روزه و طاعات آن ها قبول شده، یک واقعیت است. کسانى که خداى نکرده اصلا روزه نگرفته اند و یا روزه هاى آن ها آلوده به گناهان و نافرمانى ها بوده و به همین دلیل مقبول درگاه حق واقع نشده نمى توانند شاد و خوشحال باشند؛ شادى از آن کسانى است که طاعاتشان مقبول درگاه حق شده است.[۲۷]

روزه دارانی که پس از یک ماه روزه داری٬ قلب خود را پاک و روح نورانی کرده[۲۸] ودر ماه رمضان به درگاه الهی توبه کرده٬ دل ها را به یکدیگر نزدیک ساخته و کارهای نیک و عبادت خدا را به جا آورده اند که روز عید فطر٬ در واقع جشن طاعت و بندگی خداست.[۲۹]

روز عید فطر؛روز دریافت جایزه الهی
روز عید فطر روز بسیار مهمى براى مسلمانان است؛ زیرا پس از یک ماه روزه و تهجد و عبادت، براى گرفتن پاداش الهى آماده مى شوند؛ لذا این روز، از سویى سبب شادى و سرور است، چراکه هر مسلمانى از انجام وظیفه الهى خوشحال و مسرور است؛ ولى از سویى چون روز دریافت جوائز الهى است، انسان در حالت خوف و دلهره به سر مى برد از این که نمى داند اعمال یک ماهه او تا چه اندازه مورد قبول قرار گرفته است؟.[۳۰]

امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هنگامى که روز اول شوال فرا مى رسد، منادى ندا مى دهد: اى مؤمنان براى دریافت جوائز و پاداش هاى خود بشتابید! آنگاه امام علیه السلام فرمود: جایزه هاى خداوند مانند جایزه هاى پادشاهان نیست (یعنى جایزه او بسیار بزرگ و معنوى و قبولى طاعات و رضوان الهى است).[۳۱] آن حضرت در پایان نیز تأکید فرمود: «روز اول شوال روز دریافت جایزه هاست!».[۳۲]

عید اطاعت؛ جشن تبعیت از فرمان حق
گفتنی است روز عید فطر روز شادى مسلمین است،[۳۳]در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده که در یک روز عید فطر، امام حسن علیه السلام گروهى را دید که بازى مى کنند و (بیهوده) مى خندند امام علیه السلام به یارانش فرمود: خداوند ماه رمضان را وسیله آزمایش خلق خود قرار داده که از طریق اطاعتش براى رسیدن به بهشت و رضایت او از یکدیگر پیشى گیرند. جمعى به سرعت در آن شتافتند و به مقصد رسیدند و گروهى تخلف کردند و گرفتار خسران شدند. بسیار مایه تعجب است از کسى که در این روز بیهوده مى خندد و به بازى مشغول است؛ روزى که نیکوکاران پاداش داده مى شوند و مقصران ناامید مى گردند. به خدا سوگند اگر پرده ها کنار رود نیکوکاران به اعمال نیکشان سرگرم خواهند بود و بدکاران به بدى هایشان.[۳۴]،[۳۵]

در تبیین این کلام نورانی امام مجتبی(ع) باید گفت جشن و شادمانى به دنبال یک ماه روزه ماه مبارک رمضان، در حقیقت جشن پیروزى بر هواى نفس، و جشن اطاعت فرمان خداست.[۳۶] بنابراین چنین روزى تنها عید کسانى است که در انجام این فریضه بزرگ الهى و درک فلسفه نهایى آن پیروز شده اند، ولى براى روسیاهانى که پاس احترام این ماه با عظمت و برنامه تعلیم و تربیت آن را نگاه نداشتند چیزى جز روز عزا و شرمسارى نیست.[۳۷]اینگونه است که امام سجاد(ع) در دعای چهل و ششم صحیفۀ سجادیه در باب چیستی حالات متخلفین و متمردین به فرامین الهی در روزعید فطر می فرماید؛ کسانی که به درگاه غیر تو رفتند ناامید شدند و خسران و زیان دیدند کسانی که به در خانه تو نیامدند٬ کسانی که به غیر تو کسی را انتخاب کردند ضایع شدند و آنهایی که از تو کمک نگرفتند گرفتار بی نوایی شدند.[۳۸]

لذا در عید فطر، ملت مسلمان بعد از یک ماه روزه داشتن به فرمان خدا، و عبادات [۳۹]روزانه و شبانه و بر شیطان پیروز شدن، این پیروزى را جشن مى گیرند؛ یعنی عید اطاعت و جشن تبعیت از فرمان حق.[۴۰]

زکات فطره؛ حمایت از فقرا؛مبارزه با فاصلۀ طبقاتی
بدیهی است اسلام توجه خاصى به حمایت از محرومان و مبارزه با فاصله طبقاتى دارد، که نقش زکات که یکى از منابع درآمد بیت المال است، از مهم ترین نقش ها است.[۴۱]

بنابراین مفاسد و آلودگی هایى که در جامعه به خاطر فقر و فاصله طبقاتى و محرومیت گروهى از جامعه به وجود مى آید با انجام این فریضه الهى برچیده خواهد شد، و صحنه اجتماع را از این آلودگی ها پاک می گردد و نیز همبستگى اجتماعى و نمو و پیشرفت اقتصادى در سایه اینگونه برنامه ها تامین مى گردد.[۴۲]

بنا بر این حکم زکات هم«پاک کننده فرد و اجتماع» است و هم نمو دهنده بذرهاى فضیلت در افراد، و هم سبب پیشرفت جامعه، و این رساترین تعبیرى است که در باره زکات مى توان گفت: از یک سو آلودگی ها را مى شوید و از سوى دیگر تکامل آفرین است.[۴۳] از این رو علت تشریع زکات «تأمین قوت فقرا و حفظ اموال اغنیاست».[۴۴]،[۴۵]،[۴۶]

بدین ترتیب زکات فطره یکى از واجب هاى مالى است که روز عید فطر باید قبل از نماز عید پرداخت شود،[۴۷] لذا کسانى که فقیر نیستند؛ یعنى هزینه سال خود را دارند، باید روز عید فطر مقدارى از مال خود را به عنوان زکات فطره به فقیر بدهند.[۴۸]

در تبیین این مسأله باید گفت زکات فطره که گاهى از آن به «زکات بدن» نیز تعبیر مى شود در حقیقت یکی از انواع زکات و یک نوع مالیات سرانه است که به نفع فقرا گرفته مى شود.[۴۹] مسلمانان پس از یک ماه روزه داشتن که آن خود درسى از نوع دوستى و توجه به حال مستمندان اجتماع است، یک قدم عملى در این راه برداشته و تقریبا مقدار خوراک یکى دو روز خود را به مستمندان مى دهند، این کار گرچه به ظاهر کوچک است ولى اگر یک حساب دقیق درباره کسانى که تمکن مالى براى پرداخت زکات فطره دارند بنماییم خواهیم دید که مقدار قابل توجهى از نیازمندی هاى محرومان اجتماع در صورت عمل به این دستور تأمین خواهد شد.[۵۰]

نماز عید فطر؛ سنگری بزرگ برای وحدت امت اسلامی
لازم به ذکر است نماز عید فطر در زمان حضور امام علیه السلام واجب است و باید به جماعت خوانده شود، ولى در زمان غیبت آن حضرت ، مستحب است و مى توان آن را به جماعت یا فرادى خواند.[۵۱]

البته باید دانست نماز عید فطر شباهت زیادى با نماز جمعه دارد مخصوصاً از نظر وجود دو خطبه که بعد از نماز بجا آورده مى شود، لذا همان آثار و برکات نماز جمعه را مى تواند داشته باشد.[۵۲]

از این رو شایسته است امام جماعت و خطیب در خطبه های نماز عید فطر، مصالح دین و دنیاى مسلمانان را تذکر دهد، و مردم را در جریان مسائل زیانبار و سودمند کشورهاى اسلامى و غیر اسلامى قرار دهد، و نیازهاى مسلمین را در امر معاد و معاش تذکر دهد. از امور سیاسى و اقتصادى، آنچه را که در استقلال و کیان مسلمین نقش مهمى دارد، گوشزد کند. کیفیت صحیح روابط آنان را با سایر ملل بیان نماید، و مردم را از دخالت هاى دولت هاى ستمگر و استعمارگر در امور سیاسى و اقتصادى مسلمین، که منجر به استعمار و استثمار آنها مى شود، بر حذر دارد.[۵۳] خلاصه، نماز عید فطر از سنگرهاى بزرگى است که متأسفانه مسلمانان از وظایف مهم خود در برابر آن غافل مانده اند؛ همان گونه که از سایر پایگاه هاى عظیم سیاست اسلامى گاه غافلند. حال آنکه اسلام آمیخته با سیاست است و کسى که در احکام قضایى، سیاسى، اجتماعى و اقتصادى اسلام اندکى تأمل کند، متوجه این معنا مى شود.[۵۴] نباید فراموش نمودهمین تکبیر‌ها و نماز‌ها است که خنجر در چشم دشمنان اسلام و انقلاب محسوب می‌شود. [۵۵]

سخن آخر
در خاتمه باید گفت بر همگان لازم است خدای متعال را به سبب روزه هایی که در ماه رمضان گرفتند، شکر کنند، [۵۶] باید بر ماهی که قرآن مجید در آن نازل شد، امام علی(ع) در آن به شهادت رسید، و برای ما رحمت، پاکی و تقوا به ارمغان آورد و ماهی که از آمدنش خوشحال و از رفتنش نگران می شویم، سلام گفت.[۵۷] حال که پس از یک ماه روزه داری٬ قلب انسان پاک و روح نورانی شده بنابراین باید سعی کرد این نورانیت را در همه ایام سال حفظ کرد.[۵۸]

هم چنین باید کلام حضرت عیسی (علیه السلام) در یکى از اعیاد مسیحیان و زمانی که برای حواریین، مائده آسمانى فرارسید.[۵۹] را مورد توجه قرار داد؛ آنجا که حضرت مسیح علیه السلام به پیشگاه خداوند چنین عرضه داشت:« «اللهم ربنا أنزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا وآخرنا وآیه منک وارزقنا وأنت خیر الرازقین»[۶۰]؛خداوندا! پروردگارا! از آسمان مائده اى بر ما بفرست تا براى اول و آخر ما، عیدى باشد و نشانه اى از تو؛ و به ما روزى ده! تو بهترین روزى دهندگانى».[۶۱]

پروردگارا! از کرم بى پایان تو بعید نیست که گوشه اى از این رحمت وسیع و گسترده ات را شامل حال ما نیز بفرمائى .[۶۲]

پروردگارا! ما را از بندگان خاصت قرار ده و توفیق کسب ویژگیهاى صفات عباد الرحمن را به ما مرحمت کن.[۶۳]

[۱] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله)، ص: ۲۱
[۲] همان.
[۳] پاسخ به پرسشهاى مذهبى ؛ ص۵۰۱٫
[۴] رساله توضیح المسائل (فارسى) ؛ ص۴۹۸٫
[۵] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۸۱۹٫
[۶] همان ؛ ص۸۱۸٫
[۷] همان.
[۸] همان.
[۹] نهج البلاغه با ترجمه فارسى روان ؛ ترجمه ؛ ص۱۰۵٫
[۱۰] لغات در تفسیر نمونه ؛ ص۳۹۱٫
[۱۱] همان.
[۱۲] پیام قرآن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۶۹٫
[۱۳] سورۀ روم، آیه ۳۳؛( تفسیر نمونه؛ج ۱۶، ص ۴۵۷)
[۱۴] لغات در تفسیر نمونه ؛ ص۷۴٫
[۱۵] سوگندهاى پر بار قرآن ؛ ص۸۷٫
[۱۶] همان ؛ ص۸۸٫
[۱۷] همان ؛ ص۹۰٫
[۱۸] تفسیر نمونه ؛ ج ۲۲ ؛ ص۲۲۳٫
[۱۹] نهج البلاغه- کلمات قصار ۴۲۸٫
[۲۰] تفسیر نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۱۳۱٫
[۲۱] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛سلسله دروس اخلاق در قرآن؛ رسانۀ ملی(شبکۀ سوم سیما)؛۲۷/۴/۱۳۹۴٫
[۲۲] همان.
[۲۳] همان.
[۲۴] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۵ ؛ ص۴۳۳٫
[۲۵] شرح احقاق الحق، ج ۱۷، ص ۵۹۴٫
[۲۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۵ ؛ ص۴۳۴٫
[۲۷] همان ؛ ص۴۳۳٫
[۲۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛سلسله دروس اخلاق در قرآن؛ رسانۀ ملی(شبکۀ سوم سیما)؛۲۷/۴/۱۳۹۴٫
[۲۹] همان.
[۳۰] کلیات مفاتیح نوین ؛ ص۸۲۴
[۳۱] همان.
[۳۲] اصول کافى؛ جلد ۴؛ صفحه ۱۶۸؛ حدیث ۳٫
[۳۳] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۳ ؛ ص۴۷۴٫
[۳۴] من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۵۱۱، ح ۱۴۷۹٫
[۳۵] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج ۱۵، ص: ۴۳۵٫
[۳۶] یکصد و پنجاه درس زندگى (فارسى) ؛ ص۹۲٫
[۳۷] پیام امام امیر المومنین علیه السلام، ج ۱۵، ص: ۴۳۵٫
[۳۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛سلسله دروس اخلاق در قرآن؛ رسانۀ ملی(شبکۀ سوم سیما)؛۲۷/۴/۱۳۹۴٫
[۳۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۵ ؛ ص۴۳۲٫
[۴۰] همان،۴۳۳٫
[۴۱] یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ ؛ ص۴۲۹٫
[۴۲] تفسیر نمونه ؛ ج ۸ ؛ ص۱۱۸٫
[۴۳] همان.
[۴۴] من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۷، ح ۱۵۸۰٫
[۴۵] در حدیثى از امام موسى بن جعفر علیه السلام مى خوانیم حصنوا اموالکم بالزکاه: «اموال خود را به وسیله زکات حفظ کنید»؛ ( یکصد و هشتاد پرسش و پاسخ، ص: ۴۳۱).
[۴۶] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۴ ؛ ص۸۷٫
[۴۷] رساله احکام جوانان (دختران) ؛ ص۱۱۴٫
[۴۸] رساله احکام جوانان (پسران) ؛ ص۱۲۴٫
[۴۹] آیین ما (اصل الشیعه) ؛ ص۱۹۷٫
[۵۰] همان.
[۵۱] رساله توضیح المسائل (فارسى) ؛ ص۲۴۳٫
[۵۲] پیام قرآن ؛ ج ۱۰ ؛ ص۲۷۱٫
[۵۳] استفتاءات جدید ؛ ج ۲ ؛ ص۱۳۸٫
[۵۴] همان.
[۵۵] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ ۹/۶/۱۳۹۰٫
[۵۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛ شبستان امام خمینی (ره)؛ حرم حضرت معصومه(س)؛۱۸/۶/۱۳۸۹٫
[۵۷] همان.
[۵۸] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛سلسله دروس اخلاق در قرآن؛ رسانۀ ملی(شبکۀ سوم سیما)؛۲۷/۴/۱۳۹۴٫
[۵۹] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۵ ؛ ص۴۳۴٫
[۶۰] سورۀ مائده، آیه ۱۱۴٫
[۶۱] پیام امام امیر المومنین علیه السلام ؛ ج ۱۵ ؛ ص۴۳۴٫
[۶۲] پیام قرآن ؛ ج ۴ ؛ ص۳۵۹٫
[۶۳] تفسیر نمونه ؛ ج ۱۵ ؛ ص۱۷۶٫