عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه با بیان این که رواج آزاد اندیشی در جامعه باعث کاهش نفاق می شود، گفت: بخشی از نفاق در جامعه به خاطر ترس است و اگر حکومت به صورتی باشد که هر کس بتواند حرف خود را بدون ترس بزند نفاق از بین خواهد رفت.

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله محسن فقیهی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ظهر امروز در درس تفسیر قرآن که در مسجد سلماسی قم برگزار شد، با بیان این که مردم سه دسته مؤمن، کافر و منافق هستند، اظهار داشت: منافقان کسانی هستند که اظهار به ایمان می کنند ولی دروغ می گویند و اعتقادی به خدا و قیامت ندارند.

وی با اشاره به این که منافقان در هر جامعه ای حضور دارند، گفت: کسانی هم هستند که در باطن خود ایمان به خدا دارند و می دانند که خدایی وجود دارد ولی به زبان نمی آورند و اقرار نمی کنند؛ فرعون از این دسته افراد بود که با این که می دانست که خدا نیست ولی ادعای خدایی می کرد.

آیت الله فقیهی مشکل جامعه ای که نفاق در آن زیاد است را عدم شفافیت عنوان کرد و افزود: الآن دنیا به این نتیجه رسیده است که باید انسان همه چیزش آشکار باشد و هیچ چیزی برای مخفی کردن نداشته باشد زیرا مخفی بودن باعث فساد می شود.

وی به عوامل نفاق در جامعه اشاره کرد و ابراز داشت: اولین علت نفاق ترس است که فرد منافق می گوید اگر من واقعیت خود را آشکار کنم ضرر می کنم و از جامعه طرد می شوم؛ الان عقلای عالم به این نتیجه رسیده اند که اگر جامعه آزاد باشد و کسی را به خاطر بیان افکارش محاکمه نکنند فساد کم می شود.

عضو جامعه مدرسین حوزه علیمه خاطرنشان کرد: اگر حکومت جوری باشد که هر کس بتواند حرف خود را بزند و جواب خود را به صورت مسالمت آمیز بشنود و کسی جرأت زندان کردن و اهانت به او را نداشته باشد هم جامعه پیشرفت خواهد کرد و هم حکومت راحت تر خواهد بود.

وی افزود: غرب با وجود این که از جهات مختلفی به فساد مبتلا شده است ولی مشکلات خود را از جهت آزاد اندیشی حل کرده است؛ وقتی نگذاریم کسی در جامعه حرف خود را بزند تبدیل به عقده ای می شود که خود را در انتحار و انفجار و شورش نشان می دهد؛ در همین کشور پاکستان هر حزب و گروهی برای خود یک کانال دارد و حرف خود را می زند و کسی هم به او کاری ندارد.

آیت الله فقیهی با بیان این که اگر مردم احساس کنند که می توانند حرف خود را بزنند نفاق از بین می رود، گفت: رفتار پیامبر(ص) با مردم طوری بود که نقل کرده اند پیرمردی وارد مسجد شد و پرسید پیامبر(ص) کیست؟ وقتی پیامبر را به او نشان دادند در مقابل ایشان دراز کشید و پای خود را در دامن آن حضرت گذاشت و گفت خسته ام پای مرا ماساژ دهید.

وی ادامه داد: اطرافیان خواستند که او را تنبیه کنند ولی پیامبر(ص) نگذاشتند و او را ماساژ دادند؛ بعد از این که آن پیرمرد خستگی اش در رفت اسلام آورد و نماینده پیامبر در شهر خود شد؛ این رفتار پیرمرد به خاطر آزادی بود که در حکومت پیامبر(ص) وجود داشت و هر کسی هر حرفی که دوست داشت می زد.

عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه علت دوم نفاق را جلب منافع دانست و اظهار داشت: افرادی هم به خاطر این که به پست و مقامی برسند و یا خود را در چشم کسی خوب جلوه دهند به نفاق رو می آورند و آنچه در قلب خود دارند را پنهان می کنند.

وی با بیان این که خداوند می فرماید کسانی که دورویی می کنند خود را فریب داده اند، گفت: تمام کارهای انسان چه خوب و چه بد در قیامت در مقابل انسان مجسم می شود و کسانی که گمان می کنند دیگران را فریب داده اند در حقیقت خود را فریب داده اند و نتیجه عمل آنها به خود آنها برمی گردد.