آیت الله هادوی تهرانی با صدور بیانیه ای خواستار توجه ویژه مراجع عظام و علمای اسلام به مردم بحرین شد.

به گزارش پرس شیعه؛ آیت الله هادوی تهرانی، درباره جایگاه آیت الله شیخ عیسی قاسم و شرایط حساس حاکم در بحرین را طی بیانیه زیر تشریح کرد:

بسم الله الرحمن الرحیم
سَیعلَمُ الّذینَ ظَلَموا أَی مَنقَلَبٍ ینقَلِبونَ(شعراء/۲۲۷)
بحرین، پاره از پیکر اسلام است که امروز در شرایطی بسیار بحرانی به سر می برد. شرایطی که اگر به درستی مدیریت نشود، می تواند این کشور را به حمام خون مظلومان و کانونی طولانی مدت

برای بحران های منطقه ای تبدیل کند. این وضعیت باعث شد تا چند کلمه ای در این مورد مسطور شود، شاید که در کنترل بحران بی تاثیر نباشد. در ابتدا باید با حاکمان بحرین که عامل ایجاد این شرایط هستند، سخنی را به عنوان نصیحت مطرح کنم: مردم بحرین در این چند سال جز تقاضای عادلانه ی حقوق عادی شهروندان خود چه خواسته ای داشته اند که با بی مهری ها و ظلم های این چنین مواجه شده اند؟

جناب آیت الله شیخ عیسی قاسم که نزدیک سه دهه است او را شخصا می شناسم، جز خیر خواهی برای بحرین و مردم این سرزمین چه خواسته ای داشته که باید تابعیت او که بحرینی بودنش از آفتاب آشکارتر است، انکار شود؟!

چرا این شیخ پاک طینت، روشن ضمیر و ساده زیست و زاهد که از نزدیک با وضعیت زندگی او در بحرین و ایران آشنا بوده ام، باید به تهمت سوء استفاده و فاسد مالی مورد پیگرد قرار گیرد؟!

او که بزرگان شیعه و عموم مردم بحرین در دیانت و امانتش تردید ندارند. او که در طول سال های متمادی با داشتن جایگاه بلند مردمی هرگز برای منافع شخصی خود اقدامی نکرده و هیچ گاه از قدرت مردمی اش علیه منافع بحرین استفاده ننموده، بلکه همواره خیر خواه بحرین و مردم آن بوده است!

چرا حاکمان بحرین که اکثریت ساکنان اصلی آن شیعه و پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام هستند، به جای معاضدت با این شیخ با تقوا در مدیریت هر چه بهتر مردم مسلمان این کشور کوچک، به معاندت با او برخواسته و به افرادی به عنوان رهبران شیعه اعتماد می کنند که نه جایگاه مردمی دارند، نه مورد وثوق علمای شیعه در بحرین و خارج آن هستند و در گذشته نیز همکار رژیم فاسد شاه و در جبهه مخالف با بحرین بوده اند؟!

الآن وقت آن است که پادشاه بحرین با یک اقدام حکیمانه، تابعیت جناب شیخ عیسی احمد قاسم را به وی بازگردانده و با این اقدام شیعیان بحرین را نسبت به حاکمیت خوش بین و زمینه استحکام وحدت ملی را فراهم سازد.

الآن جا دارد دولت بحرین از درایت و حکمت و اعتدال فکر جناب شیخ بهره گیرد و با استعانت از جایگاه مردمی آن بزرگوار به تقویت وفاق ملی در بحرین دست یازد. بی شک شخصیت های فرهیخته و معتدل و دلسوزی چون شیخ علی سلمان نیز می توانند در این فرایند نقش بسیار سازنده ای داشته باشد که باید با آزاد ساختن آنها، از این توانایی استفاده شود.

اگر امروز حاکمان بحرین این نصیحت برادرانه را مورد توجه قرار دهند و اعتنا کنند، فردا که این کشور به خون مردم مظلوم رنگین شود و موج های سهمگین بحران تمام بحرین را فراگیرد، خود اولین کسانی خواهند بود که طعمه این امواج شده و از اریکه قدرت به زیر خواهند افتاد!!

اما علمای اسلام و مراجع معظم تقلید دامت توفیقاتهم که همواره دلسوز مسلمانان بوده و هستند و همیشه در لحظه های حساس با رهنمودها، تذکرها، نصایح و گاهی اندرزهای خود از حریم اسلام و مکتب اهل بیت علیهم السلام صیانت نموده اند، مستحضرند که بحرین امروز بیش از هر زمان دیگر به توجه خاص آنها نیازمند است. پیام ها، تماس ها و تذکرات آنان به علما، مردم و حاکمان بحرین می تواند نقشی بسیار مهم در کنترل بحران بحرین و بهبود شرایط در این کشور اسلامی داشته باشد.

این جانب ضمن عرض ارادت به تمام عالمان بزرگ اسلام به عنوان یک طلبه کوچک از همه آن اعاظم عاجزانه تقاضا دارم که بحرین را در این روزهای سخت تنها نگذارند و مردم با صفای این کشور کوچک اسلامی را با رهنمودهای خود به سمت و سویی که مورد رضای حضرت حق جل و علا است، هدایت کند.

باشد که حاکمان بحرین طریق صحیح را برگزینند و آن گونه که عقل و شرع اقتضا می کند با مسایل بحرین برخورد کنند، تا دوباره شاهد وفاق و وحدت ملی در این سرزمین باشیم، ان شاء الله

مهدی هادوی تهرانی