مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود:عمل هرچه خالص‌تر، زیباتر. انشا ا… اگر خیرات می‌کنید، به دیگران اخلاق نشان می‌دهید، با خلوص باشد. خدا برای خلوص خیلی بها قائل است. عمل از روی خلوص را اگر کاه باشد کوه می‌کند.

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: در دستگاه خداگاهی عمل‌های کوچک، بزرگ می‌شوند. منتهی عمل هرچه خالص‌تر باشد، بزرگ‌تر می‌شود. برعکس اگر کاری بزرگ باشد و صاحبش مدعی باشد، کوچک می‌شود. خدا خودش بزرگ است و اعمال را بزرگ می‌کند، والا عمل‌های ما که قیمتی ندارند. آنکه قیمت دارد خلوص است. عمل هرچه خالص‌تر، زیباتر. انشا ا… اگر خیرات می‌کنید، به دیگران اخلاق نشان می‌دهید، با خلوص باشد. خدا برای خلوص خیلی بها قائل است. عمل از روی خلوص را اگر کاه باشد کوه می‌کند. برعکس اگر خلوص نباشد عمل به اندازه کوه را کاه می‌کند. اعمال با خلوص قیمت پیدا می‌کنند.
مَن اَخلَصَ للهِ اَربعین صَباحاً ظهرَت یَنابیعُ الحِکمَهِ مِن قلبِهِ علی لِسانِهِ (عیون اخبار الرضا(ع) ص ۲۵۸).
هرکس چهل روز عمل خالص برای خدا انجام دهد، اگر نماز می‌خواند، سجده‌ای دارد، خدمتی می کند خالص برای خدا باشد، خداوند هم چشمه‌‌های حکمت در قلبش می‌آفریند و به زبانش جاری می‌سازد. وَمَن یُوتَی الحِکمَهَ فَقَد اُوتِیَ خَیراً کَثیراً (سوره بقره آیه ۲۶۹؛ و هرکس حکمت به او داده شد به راستی نیکی بسیار به او داده شد.) چشمه‌هایی از حکمت در قلبش می‌جوشد که هم برای خودش، هم برای دیگران شفابخش است.
انشاء ا… هر کاری که می‌کنیم خالص برای خدا انجام دهیم. ما هرچه انجام می دهیم خوابیدن، خوردن، راه رفتن، دویدن، حتی خنده و گریه‌هایمان، برای خداست و ما توجه نداریم. به خیالمان اینها لازمه‌ی زندگی دنیاست و برای خودمان است. اینها مال خداست. شما می‌توانید آنها را برای خدا نیّت کنید و بهره ببرید. اولادی که درست می‌کنید برای خداست. اولادت که خوب می‌شود برای خداست. اینها همه عبادت است. اگر اینها همه را جمع کنی و حساب بازکنی حتی چادر چرکت را هم که می‌شویی برای خدا می‌شود. زیرا می‌خواهی نماز بخوانی و در میان خلق راه بروی.
البته گفته است «برای خودم» اما در این «برای خودم» بیشتر «برای خودت» است. یعنی خدا می‌خواهد از صفات خودش به تو هم بدهد، تا توهم غنیّ و عزیز باشی، همانگونه که او غنیّ و عزیز است. خداوند کبریایی دارد، مومن هم کبیر است. چه بزرگی از این بالاتر که یک نفر نزد خودش، نزد خدای خودش و عباد، محترم باشد و همه به او احترام بگذارند. هرچند خودش هم دوست نداشته باشد.

کتاب طوبای محبّت – ص ۸۸
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی