صرفنظر از اختلافات مرزی تاریخی قطر و عربستان دو موضوع اخوان المسلمین و تحولات سوریه روابط سعودی ها و قطری ها را از اوایل دهه دوم قرن ۲۱ میلادی تحت تاثیر قرار داده است.

به گزارش پرس شیعه،به نقل ازمهر گروه بین الملل: محمد عبدالخانی: در کنار استراتژی سنتی شورای همکاری خلیج فارس نسبت به قدرت و نفوذ منطقه ای جمهوری اسلامی ایران، تحولات هزاره سوم میلادی و بحران های به وجود آمده در خاورمیانه و شمال آفریقا تأثیر بسزایی در مواضع هریک از اعضای این شورا در مواجهه با این تحولات و بحران ها بر جای گذاشته است. تلاش هریک از اعضای شورای همکاری خلیج فارس در جهت ایفای نقش موثر در منطقه به ویژه مواضع رسمی و غیر رسمی این کشورها نسبت به سایر بازیگران و گروه های سیاسی پس از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا و حذف تدریجی قدرت های سنتی منطقه ای اعم از مصر و سوریه روند فزاینده ای به خود گرفته است.

در این میان سعودی ها در زیر چتر حقوقی و نهادی شورای همکاری خلیج فارس تلاش دارند، با توجه به خلاء رهبری به وجود آمده در میان اعراب ضمن تحکیم نقش این شورا به عنوان سازمان منطقه ای سیاستگذار در خلیج فارس، نقش رهبری جهان عرب را برای خود بازتعریف و تحکیم کنند. اما سیاست سعودی ها در دستیابی به این موقعیت منطقه ای طی سالهای گذشته با چالش های جدی روبرو شده است. جریان نامتوازن روابط این کشور با ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران رقیب سنتی عربستان و مهمتر از همه توافق هسته ای اخیر ایران و آمریکا دستیابی سعودی ها را به اهداف منطقه ای با موانع جدی روبرو کرده است.

اما چالش مهمتر در این راستا را بایستی نافرمانی برخی از هم پیمانان منطقه ای و به ویژه در درون شورای همکاری خلیج فارس از جمله قطر در پیگیری سیاست های مدنظر عربستان قلمداد کرد. طی سالهای اخیر و به شکل جدی پس از تحولات ۲۰۱۱ مواضع دو طرف نسبت به روند تحولات منطقه ای به افزایش شکاف میان آنها دامن زده است. اگر چه قطر در سال ۱۹۷۱ به استقلال خود دست یافت اما ریشه اختلافات دو کشور به اوایل قرن بیستم باز میگردد. در سال ۱۹۱۳ و به دنبال خروج عثمانی ها از قطر، عبدالعزیز بن سعود تصمیم گرفت این کشور را اشغال و به پادشاهی آل سعود ملحق کند. این تصمیم عبدالعزیز اگرچه با دخالت بریتانیا و عقد توافقنامه «دارین» عقیم ماند، اما اختلافات و درگیری های مرزی مجددا در سال۱۹۹۲ و در قالب حادثه «الخفوس» شعله ور شد. این درگیری های مرزی به کشته، زخمی و اسارت چندین نظامی قطری انجامید. قطر بر این باور است که دستیابی عربستان بر منطقه الخفوس به معنای سیطره این کشور بر تمام خشکی های قطر است.

منطقه الخفوس در مسیر منتهی به پایگاه دریایی عربستان در «خور العدید» در جنوب قطر قرار دارد.کارشناسان برآورد کرده اند که این منطقه ۲۵ کیلومتری در امتداد خط ساحلی خلیج فارس دارای حدود ۱۵ میلیارد بشکه ذخایر قطعی نفت و ۶۵۰ میلیون متر مکعب گاز طبیعی است. به علاوه اینکه این منطقه به عنوان کانال ارتباط تجاری قطر و امارات بزرگترین شریک تجاری این کشور در خلیج فارس به شمار می آید.

از طرف دیگر عربستان بر این باور است که بر اساس توافقنامه ۱۹۷۴ این منطقه به عربستان تعلق دارد. اثبات این ادعا به این معنی خواهد بود که عربستان از محدوده ۲۰ مایلی آبهای سرزمینی برخوردار می شود. این محدوده آبهای سرزمینی مسیرهای مواصلاتی دریایی قطر با امارات را قطع خواهد کرد علاوه بر اینکه در نتیجه این اقدام منابع نفتی «زرکوه» که در حال حاضر قطر به همراه امارات از آن بهره برداری می کنند در اختیار عربستان خواهند گرفت. در سال ۲۰۰۶ نیز عربستان با احداث خط لوله «دلفین» برای انتقال گاز قطر به امارات مخالفت و ادعا کرده بود که این خط لوله از آب‌های سرزمینی عربستان عبور می‌کند.

قطر و عربستان ضمن اشراف بر بخشهایی از آبهای خلیج فارس دارای ۶۰ کیلومتر مرز مشترک هستند. موقعیت ساحلی حائز اهمیت قطر در خلیج فارس جایگاه این کشور را در زمینه تجارت دریایی نسبت به عربستان ارتقا داده است. علاوه بر این منابع گازی قطر در رقابت با منابع نفتی عربستان با در نظر قرار دادن مساحت ۱۱.۴۳۷ کیلومتری قطر در مقایسه با مساحت دو میلیون کیلومتری عربستان زمینه های رقابت دو طرف را فراهم می کند. فراتر از اینها قرار گرفتن بخش های وسیعی از مرزهای عربستان به عنوان عمق استراتژیک قطر باعث می شود هرگونه تهدید امنیت ملی قطر عربستان را تحت تأثیر قرار دهد. این واقعیت جغرافیایی عربستان را ناگزیر کرده است تلاش جدی در جهت تحکیم سیطره خود بر قطر برجای گذارد.

اگرچه قطر تا زمان شیخ خلیفه آل ثانی روابط همگرایانه ای را با عربستان دنبال کرده است. اما کنار زدن شیخ خلیفه و اعتراض عربستان نسبت به نحوه روی کار آمدن فرزند وی شیخ حمد در سال ۱۹۹۵ روابط دو طرف را متشنج کرد. در همین راستا عربستان تلاش کرد با مطرح کردن موضوع اختلافات مرزی و از طریق فشار بر پادشاه جدید وی را به کناره گیری از قدرت و اعاده پدر متقاعد سازد. اما دخالت آمریکایی ها عربستان را به پذیرش وضع موجود مجبور کرد. در مجموع پادشاه جدید قطر تلاش کرده است سیاست مستقل از عربستان را دنبال کند. این در حالی است که این کشور تا قبل از این حائز نقش با اهمیت در مناسبات منطقه ای نبوده است.

دیدگاه کلی بر آن است که رویکرد مستقل قطر به عنوان بازیگر منطقه ای به مجموعه ای از اقدامات این کشور از جمله راه اندازی شبکه الجزیره و میزبانی کنفرانس اقتصادی آسیایی آفریقایی در دوحه در سال ۱۹۹۷ باز می گردد. در ادامه این کشور تلاش کرد با ایفای نقش فعال در تحولات سیاسی لبنان، یمن، فلسطین و افغانستان به تحکیم جایگاه منطقه ای خود بپردازد. این رویکرد قطر بهانه های لازم را برای عربستان فراهم می آورد تا نگرانی خود را از این واقعیت ابراز کند. در سال ۲۰۰۲ و به دنبال پخش اظهاراتی علیه ملک عبدالعزیز پایه گذار پادشاهی آل سعود در شبکه قطری الجزیره، عربستان سفیر خود را از قطر فراخواند. موضوعی که به بروز تشنج در روابط دو کشور و سپس سردی روابط تا سال ۲۰۰۸ انجامید.

در ژانویه ۲۰۱۱ افشای مکالمه تلفنی حمد بن جاسم وزیر خارجه وقت قطر و معمر قذافی دیکتاتور سابق لیبی پرده از توطئه تقسیم عربستان برداشت. در این مکالمه وزیر خارجه وقت قطر آمادگی خود را برای ورود به منطقه القطیف در شرق عربستان و اجرای طرح تجزیه عربستان اعلام می کند. حمد بن جاسم ضمن اظهار نگرانی از نفوذ گسترده سعود الفیصل وزیر خارجه وقت عربستان، ملک عبدالله را مهره ای تمام شده تلقی می کند. حمد با اشاره به ساختار سیاسی پیر عربستان، پادشاه واقعی را سعود الفیصل می داند. وی در آن مقطع خطر تجزیه عربستان پس از ملک عبدالله را جدی جلوه می کند. در بخش دیگری از این مکالمه وزیر خارجه قطر عنوان می کند که آمریکا و انگلیس از وی خواسته اند که گزارشی در خصوص وضعیت عربستان سعودی تهیه کند. وی انگیزه این کار را هدف این دو قدرت بین المللی براندازی نظام پادشاهی سعودی قلمداد می کند. حمد بن جاسم اصلی ترین دغدغه آمریکا و انگلیس را در روند تغییر رژیم سعودی ماهیت اسلامی نظام سیاسی آینده در این کشور عنوان می کند.

در کنار اختلافات مرزی و رویکرد واگرایانه قطر نسبت به شورای همکاری خلیج فارس به رهبری عربستان دو موضوع اخوان المسلمین و تحولات سوریه روابط سعودی ها و قطری ها را از اوایل دهه دوم قرن ۲۱ میلادی تحت تاثیر قرار داده است. مواضع مشترک قطر با ترکیه در خصوص حمایت از اخوان المسلمین به شکل جدی با سیاست های منطقه ای عربستان که از گروه های سلفی وهابی حمایت می کند در تقابل قرار می گیرد. صرفنظر از تلاش عربستان در جهت مقابله با نفوذ منطقه ای محور مقاومت شیعه، دغدغه اصلی سعودی ها در درون گفتمان های اسلام سیاسی اهل سنت تقویت جبهه سلفی وهابیت نسبت به جریان های اخوانی است.

پس از تحولات ۲۰۱۱؛ حمایت قطر از اخوان المسلمین از یک طرف و تلاش عربستان در قرار دادن این گروه در ردیف سازمان های تروریستی در سال ۲۰۱۴ به اختلافات جدی میان دوطرف درجریان نشست شورای همکاری خلیج فارس در مارس ۲۰۱۴ منجر شد.این اختلافات در نهایت به خروج سفرای عربستان، امارات و بحرین از قطر انجامید. در نهایت و با امضای موافقتنامه تکمیلی قطر متعهد گردید ضمن اصلاح رویکرد واگرایانه خود در قبال سایر اعضای شورای همکاری خلیج فارس حمایت مادی و معنوی خود را از گروه های غیر همسو با سیاست های این شورا و در رأس آن عربستان متوقف کند. در مجموع رویکرد حمایتی شبکه قطری الجزیره از اخوان المسلمین در کنار پشتیبانی دولت قطر از شاخه های منطقه ای اخوان المسلمین به ویژه حماس در طول چند سال گذشته از مهم ترین متغیرهای تأثیر گذار در اختلافات این کشور با سعودی ها به شمار می آید.

بحران سوریه نیز رقابت قطر و عربستان را به شکل جدی آشکار کرد. از ابتدای این بحران قطر با اتخاذ رویکرد بازیگر عرب مستقل، و از طریق حمایت مالی و نظامی مخالفان از یکطرف و تعلیق عضویت سوریه در شورای همکاری خلیج فارس تلاش کرد، ابتکار عمل مخالفان را در صحنه میدانی و سیاسی سوریه در دست بگیرد. این در حالیست که همچنان مهمترین چالش این کشور با عربستان در این بحران اجماع نظر درباره گروه بندی مخالفان و حمایت از این گروههاست. اوج این اختلافات زمانی آشکار شد که بندر بن سلطان در جریان نشست هماهنگی مربوط پشتیبانی نظامی مخالفان سوری مشروعیت کشور قطر را مورد حمله قرار داده و می گوید: قطر صرفا ۳۰۰ نفر و یک کانال تلویزیونی است و نمی توان از آن بعنوان یک کشور یاد کرد”.!

در این میان و با توجه به اینکه میدان سوریه در جبهه مخالفان نظام اسد مجموعه ای از جریان های تکفیری وهابی مورد حمایت سعودی ها و شاخه های اخوان المسلمین مورد حمایت قطر و ترکیه را در خود جای داده است. هم در صحنه میدانی و هم در صحنه سیاسی شاهد ظهور شکاف های گسترده از منظر اهداف و منافع بین این جریان ها و در نهایت اختلاف بین حامیان آنها هستیم. مواضع غیر همگرایانه عربستان و قطر [به همراه ترکیه] در خصوص مشارکت مخالفان مسلح سوریه در مذاکرات اخیر بحران این کشور حاکی از شکاف های عمده و اختلافات عمیق میان دو طرف است.

در کنار این چالش ها ترکیه به دو دلیل از تقویت نقش منطقه ای قطر نسبت به عربستان استقبال می کند:

الف- با توجه به اختلافات اخیر روسیه با ترکیه و سقوط یک فروند هواپیمای روسی توسط ارتش ترکیه این کشور روی منابع گازی قطر به عنوان جایگزین گاز روسیه حساب ویژه ای باز کرده است.

ب- با توجه به اینکه رهبری سعودی های بر اسلام سنی در تعارض با آرمان امپراطوری عثمانی ترکها قرار دارد ترکیه از انزوای سیاسی و ضعف جایگاه منطقه ای عربستان استقبال میکند. به عبارت دیگر ترکیه تلاش دارد با استفاده از بلند پروازی های قطر مهمترین رقیب سنی خود را در منطقه از میان بردارد.

بر همین اساس ترکیه در کنار روابط سیاسی توسعه روابط نظامی و اقتصادی را با قطر در اولویت قرار داده است. در این میان سطح فزاینده رفت و آمدهای ترکی – قطری و به ویژه اظهارات اخیر سفیر ترکیه در قطر مبنی بر تهدیدات مشترک و ضرورت بازتشکیل ائتلاف جدید بین ترکیه و قطر در کنار تاسیس پایگاه های مشترک نظامی چند منظوره در دو کشور عربستان را نشانه گرفته است. بنابراین با توجه به مجموعه عوامل یاد شده به نظر میرسد، اختلافات قطر و عربستان ریشه در گذشته و متاثر ازرویکرد کنونی این دو همسایه دارد و تبعات این اختلافات آینده روابط آنها را تحت تاثیر قرار خواهد داد.