حضرات معصومین علیهم السلام دو گانه عقل و ایمان را که تاکنون عالم مسیحی را گرفتار خود کرده است؛ تجزیه کرده و دو گانه های «عقل و جهل» و «ایمان و کفر» را در اندیشه اسلامی تثبیت کردند.

 حجت الاسلام والمسلمین داوود مهدوی زادگان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در کانال تلگرامی خود، یادداشتی درباره مقام عقل در اسلام به نگارش درآورده است که در پی می آید؛

آیین مسیحیت از همان آغاز، گرفتار دوگانه پر تعارضی شد که پیروان اولیه مسبب آن بودند؛ یعنی دوگانه «ایمان و عقل». پولس (متوفی ۶۲/۶۸؟) نوشت: «باخبر باشید که کسی شما را نرباید به فلسفه و مکر باطل». ترتولیان از مسیحیان صدر اول (۱۶۰ – ۲۲۰) می پرسد: «آتن را با اورشلیم چه کار؟» کنایه از این که: «هیچ! ایمان و فلسفه هیچ وجه مسترکی ندارند، آن دو کاملاً ضد یکدیگرند» (رک: مایکل پترسون و دیگران،۱۳۷۷، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه آرش نراقی و ابراهیم سلطانی، طرح نو، چ دوم: ص ۷۰). البته برخی خواسته اند این تعارض را دقیق تر بیان کنند؛ زیرا به نظر آنان حقیقتاً بهره جویی از عقل در قلمرو دین محتاج بحث نیست بلکه پرسش مناقشه انگیز، این است که «عقل در تعیین اعتبار (عدم اعتبار!) نظام های اعتقادات دینی چه نقشی ایفا می کند» (همان: ۷۲).

این دو گانه ناسازگار کلیسایی همچنان باقی ماند تا به دست فیلسوفان عصر روشنگری چون کانت رسید. آنان با مسلم فرض گرفتن دو گانه ایمان و عقل؛ نه فقط آن را بر سایر ادیان تعمیم داده بلکه بر اطلاق آن نیز تاکید ورزیده بطور مطلق، جمع ایمان و عقل را ناممکن دانستند. بدین ترتیب، راهی به رهایی همیشگی عقل از ایمان و باور به هر چیزی را پیدا کردند.

اما مساله مهم آن است که آیا مسلمانان همانند عالم مسیحی، مبتلا به دوگانه ایمان و عقل شده اند یا خیر؟ قطعاً تماس مسلمانان با عالم کلیسایی موجب انتقال این بحث بوده است. به ویژه در دوران مدرن که از سوی غرب باوران تلاش گسترده ای برای جای دادن این عقیده (تعارض ایمان و عقل) در فکر اسلامی، به راه افتاده است. لیکن به نظر می آید که این تجربه نتوانسته در عالم اسلامی پا گیر شود. زیرا عالمان راستین اسلام و شاگردان ایشان در صدر اسلام مانع شکل گیری دوگانه کلیسایی در اندیشه اسلامی شدند. آنان دو گانه ایمان و عقل را تجزیه کرده هر کدام را برابر ضد واقعی قرار دادند. یکی را برابر جهل و دیگری را برابر کفر قرار دادند. بدین ترتیب، دو گانه های «عقل و جهل» و «ایمان و کفر» در اندیشه اسلامی پا گیر شد.

تعارض واقعی عقل نه با ایمان که با جهل است. ایمان عقل دینی را نفی نمی کند بلکه ایمان، جایگاه عقل را فقط در قلمرو اعتقاد دینی می داند. از این رو، دلیلی ندارد که عقل با ایمان تعارض پیدا کند و نیز تعارض واقعی ایمان با کفر است و نه با عقل. این کفر است که حاضر به کنار آمدن با ایمان نیست. این اتفاق مبارک و میمون را در جوامع روایی اولیه می توان به وضوح مشاهده کرد.

اولین کتاب از مجموعه روایی الاصول من الکافی تالیف ثقه الاسلام ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی (متوفی ۳۲۸ / ۳۲۹ ق)، کتاب العقل و الجهل است. روایات بسیار ارزشمندی در این کتاب وجود دارد که مقام عقل را در عالی ترین مرتبه فرض گرفته است. کلینی ره از امام صادق علیه السلام چنین روایت کرده است: «العقل دلیل المؤمن» (کلینی، ۱۴۰۵ ه: ج ۱ / ۲۵ /ح ۲۴). باز از امام صادق علیه السلام روایت کند: «من کان عاقلاً کان له دین و من کان له دین دخل الجنه» (همان: ج ۱ / ۱۱ / ح ۶). کلینی ره روایت مفصلی از امام موسی بن جعفر الکاظم علیهما السلام نقل کرده است که حضرتش خطاب به هشام بن الحکم درباره مراتب رفیعه اهل عقل و فهم در قرآن کریم، مطالبی را بیان می کند (همان: ج ۱ / ۱۲ / ح ۱۱). باز کلینی ره از سماعه بن مهران نقل می کند که خدمت امام صادق علیه السلام بودم و در مجلس ایشان گروهی از پیروان آن حضرت بودند و ذکر عقل و جهل به میان آمد – نه ذکر عقل و ایمان اندیشه اسلامی امام علیه السلام فرمودند: «اعرفوا العقل و جنده و الجهل و جنده تهتدوا» اگر می خواهید هدایت شوید و گرفتار گمراهی جهل نشوید؛ باید عقل را با لشکرش و جهل را با لشکرش بشناسید.

آنگاه از مرتبه عقل نزد خداوند و اعطای هفتاد و پنج سپاهی به عقل و جهل یاد می فرماید. (همان: ج ۱ / ۲۰ / ح ۱۴). مرحوم امام خمینی(ره) که رحمت خدا بر او باد، این حدیث را در یک مجلد با عنوان «جنود عقل و جهل» به تفصیل شرح کرده است. از مجموع این احادیث شریف معلوم می گردد که این بزرگان نخواسته اند جایی برای عقل در اسلام منظور کنند بلکه در صدد ترسیم نقش عقل در شکل گیری اعتقاد دینی بودند تا آنجا که مؤمن بواسطه عقل است که در بهشت داخل می شود؛ و اما کلینی ره دو گانه ایمان و کفر را در مجلد دوم کتاب الاصول من الکافی آورده است. کتاب الایمان و الکفر، اولین کتاب از مجلد دوم الکافی است و در ده باب تنظیم شده است. در این کتاب، صدها روایت در وصف انسان مؤمن و کافر آمده است. هر انسان فهیمی با خواندن این روایات پی خواهد برد که چگونه تعارض واقعی میان ایمان و کفر است و نه ایمان و عقل.

بزرگان دین در صدر اسلام با علم به تحریفاتی که در مسیحیت پدید آمده بود؛ مدبرانه مانع تکرار آن در اسلام شدند. حضرات معصومین علیهم السلام دو گانه عقل و ایمان را که تاکنون عالم مسیحی را گرفتار خود کرده است؛ تجزیه کرده برابر یکی، جهل و برابر دیگری کفر را قرار دادند. بدین ترتیب، دو گانه های «عقل و جهل» و «ایمان و کفر» را در اندیشه اسلامی تثبیت کردند. راز پا نگرفتن دو گانه کاذب ایمان و عقل در اسلام، بخاطر همین تدبیر معصومین علیهم السلام بوده است.