حکومت اسلامى از مهمترین مسائلى است که مسلمانان با آن سر و کار دارند و قسمتى از پایه هاى این حکومت بر مسائل اقتصادى نهاده شده است.[۱۳] زیرا مى دانیم نخستین شرط استقلال یک تشکیلات، استقلال اقتصادى است.

 آخرین روز ماه ذى القعده مصادف با شهادت امام جواد(علیه السلام) است. عمر مبارک این امام بزرگوار هنگام شهادت ۲۵ سال بود، و دو نفر از خلفاى عباسى به نام هاى مأمون و معتصم هم عصر آن حضرت بودند.[۱] شرایط زمانی آن حضرت بسیار مهم و سرنوشت ساز بود و حولات اقتصادی و فکری بسیاری روی داد.

* امامت در خردسالی

در وهلۀ نخست باید گفت امام جواد(ع)در هشت سالگى به امامت رسیدند،[۲]لذا پاره اى از افراد به بعضى از ائمه شیعه اشکال وارد کرده اند که چرا بعضى از آنها در سنین کم به مقام امامت رسیدند؟[۳].

در پاسخ باید گفت درست است که دوران شکوفایى عقل انسان معمولاً حد و مرز خاصى دارد ولى مى دانیم همیشه در انسان ها افراد استثنایى وجود داشته اند، چه مانعى دارد که خداوند این دوران را براى بعضى از بندگانش به خاطر مصالحى فشرده تر کند و در سال هاى کمترى خلاصه نماید.[۴]

حال آنکه در بین معصومین افرادى داریم که در صغر به مقام نبوت و امامت رسیده اند، یکى از آنها حضرت یحیى علیه السلام است؛ «آتیناه الحکم صبیا»[۵] (ظاهرش حکم نبوت است)، و دیگرى حضرت عیسى علیه السلام؛ «قال إنی عبد الله آتانی الکتاب و جعلنی نبیا»[۶]، که با این دو آیه بسیارى از شبهات در ناحیه امامت امیر المؤمنین و امام جواد علیه السلام جواب داده مى شود؛ ولى در غیر از معصومین و بعضى از پیامبران قول غیر بلوغ در اموری مثل حکومت و وصایت پذیرفته نمى شود و معصومین و پیامبران از باب استثناء است.[۷]

لذا در روایتى از یکى از یاران امام جواد(ع) به نام على بن اسباط مى خوانیم که مى گوید به خدمت ایشان رسیدم (در حالى که سن امام کم بود)، من درست به قامت او خیره شدم تا به ذهن خویش بسپارم و به هنگامى که به مصر باز مى گردم کم و کیف مطلب را براى یاران نقل کنم، درست در همین هنگام که در چنین فکرى بودم آن حضرت نشست (گویى تمام فکر مرا خوانده بود) رو به سوى من کرد و گفت: اى على بن اسباط! خداوند کارى را که در مساله امامت کرده همانند کارى است که در نبوت کرده است، گاه مى فرماید: «و آتیناه الحکم صبیا»[۸] (ما به یحیى در کودکى فرمان نبوت و عقل و درایت دادیم) و گاه در باره انسانها مى فرماید: «حتى إذا بلغ أشده و بلغ أربعین سنه …»[۹]؛ (هنگامى که انسان به حد بلوغ کامل عقل به چهل سال رسید …)، بنا براین همانگونه که ممکن است خداوند حکمت را به انسانى در کودکى بدهد در قدرت او است که آن را در چهل سال بدهد[۱۰] ،ضمناً این آیه پاسخ دندان شکنى است براى خرده گیرانى که مى گویند على( ع) نخستین کسى نبود که از میان مردان به پیامبر (ص) ایمان آورد، چرا که در آن روز کودک ده ساله بود و ایمان کودک ده ساله پذیرفته نیست.[۱۱]

* پویایی اقتصادی؛ شاخصۀ کلیدی در تحقق حکومت اسلامی

بی شک تشکیل حکومت الهی که انسان را به تمام اهداف مورد نظر برساند، فقط از طریق پیشوایان معصوم امکان پذیر است، زیرا حکومت های انسانی، همیشه در مسیر منافع مادی افراد یا گروه های خاص سیر کرده اند.[۱۲]

لذا حکومت اسلامى از مهمترین مسائلى است که مسلمانان با آن سر و کار دارند و قسمتى از پایه هاى این حکومت بر مسائل اقتصادى نهاده شده است.[۱۳] زیرا مى دانیم نخستین شرط استقلال یک تشکیلات، استقلال اقتصادى است و این مطلب از طریق «زکات»، «خمس»، «انفال»، «خراج»، «جزیه»، در جهان تشیع بخوبى پیاده شده است.[۱۴] که هر کدام از این موارد فصل مشروحى در فقه و قوانین اسلام و دستورات آن، به خود اختصاص داده است[۱۵].

بنابراین در تاریخ اسلام چه در زمان پیامبر(ص) و چه در زمان هاى بعد ،همواره مشاهده مى کنیم به منظور جمع آورى زکات و خمس …مسئولینى براى انجام این امور از سوى حاکم اسلامى برگزیده مى شد.[۱۶]

اینچنین است که در متون معروف و اصلى تشیع احادیث فراوانى در زمینه خمس و چیزهائى که خمس به آنها تعلق مى گیرد، و طرز تقسیم و مصرف و سایر احکام آن رسیده است، که ذکر آنها در این مختصر ممکن نیست.[۱۷]به عنوان نمونه تنها در در کتاب معروف «وسائل الشیعه» بیش از هشتاد حدیث در پانزده باب مختلف در زمینه احکام خمس از کتب معروف شیعه جمع آورى شده است.[۱۸]

* اخلاص در انفاق مالی؛ مهمترین نشانۀ شیعه واقعی

بدیهی است در یک جامعه سالم اسلامى به هنگام بروز مشکلات، همه باید احساس مسئولیت کنند، نباید چشم ها تنها به متمکنان دوخته شود، چرا که اسلام متعلق به همه است، و همه باید در حفظ آن از جان و دل بکوشند.[۱۹]به نحوی که می توان گفت یک اصل اساسى براى ورود در بهشت همان توجه به مشکلات مالى نیازمندان و محرومان جامعه و کمک به آنهاست.[۲۰]

لیکن مهم این است که هرکس از مقدار توانایى خود دریغ ندارد؛ سخن از بسیار و کم نیست؛ سخن از احساس مسئولیت و اخلاص است.[۲۱]

با مراجعه به روایت نورانی از امام جواد(ع)[۲۲]باید گفت در اسلام کمک هاى مردمى خیلى مهمّ است، چیزى که هم باید خود اهمّیّت دهیم و هم مردم را به آن تشویق کنیم، و این از جمله امورى است که دفع بلا و آفات مى کند و در مسیر و سلوک معنوى انسان را به خدا نزدیک مى کند ، لیکن امام(ع) در این روایت مى خواهد شاگردش را بیدار کرده و متوجّه مسئله مهمّ ترى کند، لذا به او فرمود؛ «اگر با منّت و اذیت صدقاتت را باطل نکرده باشى، به حضرت عرض کرد منّت نگذاشته و اذیّت نکردم، حضرت فرمود: اذیّت کردن فقط مربوط به کسانى که به آنها انفاق مى کنى نیست بلکه تو ملائکه خدا و ما را اذیّت کرده اى. عرض کرد من چگونه شما و ملائکه را اذیّت کردم؟ (کیف احبطته و انا من شیعتکم الخلّص؟) حضرت فرمود: این ادّعاى شیعه خالص بودن تو، اعمالت را خراب کرد چرا که شیعه خالص مؤمن آل فرعون و مؤمن آل یس و سلمان و ابوذر و مقداد و عمّار است. مؤمن آل فرعون به موسى ایمان داشت و ایمانش را مخفى مى کرد که یکى از ادلّه تقیّه همین مسأله است که او به فرعونیان خطاب کرده و گفت چرا شما در مقابل موسى با شدّت برخورد مى کنید، شاید راست بگوید اگر دروغ بگوید که دروغش برخودش است و اگر راست بگوید چرا این قدر با او برخورد مى کنید، طبق قاعده دفع ضرر محتمل عمل کنید، وقتى آنها به حرف او گوش نکردند گفت: «أفوّض امرى الى الله»[۲۳] نقشه نابودى او را کشیدند ولى خدا او را حفظ کرد «فوقاه الله سیئات مامکروا»[۲۴]، امام مى فرماید؛ این شیعه ما است که تنها و تنها در بین دشمن است و مثل کوه مقاوم است.دیگرى مؤمن یس است که در آیه «و جاء رجل من اقصى المدینه یسعى»[۲۵] مطرح شده است.[۲۶]

* فسلفۀ پرداخت خمس در اسلام

خمس یکى از فروع مهم دین و عبادت مالى است که باید با قصد قربت انجام گیرد.[۲۷] که تحت شرائط ویژه بر افراد خاصى واجب مى شود وپشتوانه مطمئن و مناسبى براى بیت المال مسلمین شده و قسمتى از خلأ اقتصادى موجود در جامعه اسلامى را پر نموده، و بودجه مورد نیاز فعالیت هائى که جنبه دینى دارد را تأمین مى کند.[۲۸]

زیرا این نوع مالیات اسلامی در قرآن مجید با ایمان به خدا پیوند زده شده « «واعلموا أن ما غنمتم من شى ء فأن لله خمسه وللرسول ولذى القربى والیتامى والمساکین وابن السبیل إن کنتم آمنتم بالله»[۲۹]؛ بدانید هرگونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، و براى پیامبر، و براى خویشاوندان (او) و یتیمان و مستمندان و واماندگان در سفر (از آنها) است، اگر به خدا … ایمان آورده اید».[۳۰]لذا تمام مذاهب اسلامى در اصل وجوب خمس، اتفاق نظر دارند.[۳۱]

اینگونه است که اسلام در عین احترام به مالکیت خصوصى، با تشریع احکام اقتصادى و مقررات مالى همچون خمس و زکات[۳۲] درصدد تمرکز زدایى از قرار گرفتن اموال در انحصار گروه خاصى است.[۳۳]

بر این اساس بسیارى از برنامه ها و سیاستگذارى هاى اقتصادى اسلام، مانند خمس ، زکات، انفاق هاى واجب، وقف، هبه و غیره که در فرهنگ دین قرار دارد و تعالیمى چون ایثار، انصاف، دگردوستى، مواسات و … سازوکارهاى توزیعى ثروت هستند که اسلام جهت رسیدن به عدالت اقتصادى اجتماعى و کاهش فاصله فقر و ثروت، طراحى کرده است.[۳۴]

* پیشینۀ پرداخت خمس در اسلام

باید اذعان نمود در صدر اسلام و در زمان پیامبر صلى الله علیه و آله و امیر مؤمنان علیه السلام ،در قالب غنایم جنگى، معادن و گنج ها و همچنین غوص (جواهراتى که بوسیله غواصى از دریاها بیرون آورده مى شد) خمس گرفته شده است.[۳۵]

بدین نحو که در عصر رسول اکرم(ص) و على (علیه السلام) غنایم فراوانى از طریق جنگها عاید حکومت اسلامى مى شد، و گاهى به قدرى زیاد بود که خمس آن به تنهایى مى توانست قسمت عمده مشکل مالى حکومت اسلامى را برطرف سازد.[۳۶]

همچنین درآمد اموال یا زمین هاى خراجى [۳۷] نیز گاهى به قدرى زیاد بود که بیت المال سرشار از اموال مى شد، و در این شرایط نیازى به گرفتن خمس درآمد کسب و کار نبود و لذا آن را عملاً به مردم بخشیدند.[۳۸]

از سوی دیگر در آغاز اسلام که نیاز بیت المال به منابع درآمد شدید بود نیز وضع مسلمانان آنچنان آشفته و پریشان و ضعیف بود که دادن خمس علاوه بر زکات، براى آنها طاقت فرسا بود، و به همین دلیل خمس گرفته نشد.[۳۹]

لیکن در زمان ائمه علیهم السلام، بسیارى از ائمه هدى علیهم السلام در عصر خود نه تنها خمس (درآمد انواع کسبها) را مى گرفتند، بلکه به مردم دستور مؤکد مى دادند که در پرداخت آن کوتاهى نکنند، و حتى وکلا و نمایندگان مخصوص براى جمع آورى آن معین فرموده بودند و اشخاصى مانند «على بن مهزیار» و «ابوعلى بن راشد» و امثال آنها این وظیفه را به عهده داشتند.[۴۰]

گواه این موضوع در سنن بیهقى نقل شده که در زمان امام على علیه السلام شخصى گنجینه اى پیدا کرد و خدمت امام(ع) آمد، فرمود: چهار پنجم آن مال توست و خمس آن مال ماست.[۴۱]،[۴۲]

زیرا از یک سو در عصر ائمه دیگر علیهم السلام خمس غنایم جنگى و همچنین درآمد زمین هاى خراجى به دست خلفاى غاصب مى رسید و دست امامان از آن کوتاه بود، از سوى دیگر نیز مردم توانایى بر پرداخت خمس همه درآمدهاى خود داشتند، امامان خمس را از آنان مطالبه مى کردند.[۴۳]

* تبیین ماهیت و کیفیت خمس در بیان نورانی امام جواد(ع)

در حدیث محمد بن اشعرى می خوانیم؛ «کتب بعض اصحابنا الى ابى جعفر الئانى علیه السلام اخبرنى عن الخمس اعلى جمیع ما یستفید الرجل من قلیل و کثیر من جمیع الضروب و على الصناع و کیف ذلک؟ فکتب بخطه علیه السلام الخمس بعد المؤونه[۴۴]؛ یکى از اصحاب ما به امام نهم علیه السلام چنین نوشت: به ما اطلاع بدهید که آیا خمس بر تمام چیزهایى است که انسان استفاده مى کند از کم و زیاد از تمام انواع درآمدها و[۴۵] همچنین بر صنعتگران؟ و آیا این خمس را چگونه باید پرداخت؟ امام به خط خویش نوشت خمس بعد از هزینه زندگى است.»[۴۶]

از این عبارت به خوبى استفاده مى شود که سؤال کننده هم در عمومیت خمس شک داشته است، و هم در کیفیت آن، و امام با یک جمله کوتاه آنچنان که معمول نامه نگارى آن زمان بود به هردو سؤال پاسخ گفته است.[۴۷]

هنگامى که مى فرماید خمس بعد از هزینه زندگى است، هم پاسخ کیفیت گفته شده که سؤال دوم راوى است و هم پاسخ سؤال اول راجع به اصل وجوب خمس در تمام درآمدها.[۴۸]

هم چنین جمله «ما یستفید الرجل» به معنى سود خالص است، و مسلم سود خالص بعد از اسقاط هزینه کسب و کار است.[۴۹]

واژۀ «ضروب» نیز در روایت به معنى انواع و اقسام است و در اینجا منظور انواع و اقسام کسب ها و صنعت ها و پیشه ها است.[۵۰]

هم چنین ابوعلى بن راشد که از وکلاى حضرت جواد و امام هادى علیهما السلام بوده است چنین مى گوید: [۵۱]؛ به امام (علیه السلام) عرض کردم به من دستور داده اید به کارهاى شما رسیدگى کنم، و حق شما را بگیرم، این موضوع را به دوستان شما اطلاع دادم، بعضى از آنها گفتند: حق امام چیست؟ من ندانستم چه در جواب بگویم؟ امام فرمود خمس بر آنها واجب است، گفتم در چه چیز؟ فرمود در امتعه و صنایع، گفتم و کسانى که تجارت مى کنند و با دست خود چیزى را مى سازند؟ فرمود بلى در صورتى که بعد از هزینه زندگى براى آنها امکانى بماند».[۵۲]،[۵۳]

مضمون روایت به خوبى گواهى مى دهد که مخاطب این نامه هیچ کس جز امام نمى تواند باشد، زیرا افراد عادى چه حقى بر مردم در مقام ها و مال التجاره و صنایع و دسترنجشان مى توانند داشته باشند؟![۵۴]آیا غیر از امام احدى ممکن است داراى چنین حقى باشد؟.[۵۵]

* دریافت خمس؛ در سایۀ دکترین اقتصادی امام جواد(ع)

باید اذعان نمود گرفتن و بخشیدن این مالیات اسلامى در اختیار حکومت اسلامى است؛ هنگامى که حکومت خود را بى نیاز و یا مردم را در زحمت ببیند مى تواند آن را ببخشد ولى هنگامى که خود نیاز داشته باشد و در مردم توانایى آن را ببیند مى تواند آن را بگیرد. همان طور که امامان بعد، بعضى آن را مى گرفتند و بعضى با توجه به وضع مردم و یا وضع بیت المال، آن را مى بخشیدند.[۵۶]

لذا امامان علیهم السلام در بعضى از زمانها که شیعیان در فشار سخت بودند، تمام خمس و یا قسمتى از آن را به آنها مى بخشیدند و عملاً تا مدتى خمس متروک شد.[۵۷]

لذا در فرازی ابراهیم بن محمد الهمدانى به امام جواد علیه السلام نوشت: على (ابن مهزیار) نامه پدر شما را براى من خواند که در آن دستور داده شده بود، صاحبان آب و زمین بعد از هزینه خود یک دوازدهم درآمد خویش را به حضرت بپردازند، و اما کسانى که آب و ملک آنها براى هزینه آنها کفاف نمى دهد، چیزى بر آنها واجب نیست، نه یک دوازدهم و نه غیر آن، افرادى که در نزد ما هستند در این زمینه اختلاف و گفتگو دارند مى گویند بر آب و زمین خمس درآمد لازم است، آن هم بعد از هزینه خود آب و زمین و خراج آن، نه هزینه خود انسان و همسر و فرزند او.[۵۸]

«امام(ع) در جواب او چنین نوشت و على بن مهزیار نیز آن نامه را مشاهده کرد که، بر چنین شخصى خمس لازم است بعد از هزینه زندگى خود و زن و فرزند و بعد از خراج حکومت.»[۵۹]

در این حدیث که از نظر سند صحیح و محکم است صریحاً دستور داده شده است که مردم موظفند از مازاد درآمد اراضى بعد از کسر هزینه زندگى، خمس بپردازند و اگر امام قبل بیش از یک دوازدهم نمى گرفته، بدین خاطر است که بعضى از ائمه به خاطر شرایط خاص عصر خود همه و یا قسمتى از خمس را به شیعیان مى بخشیدند تا در فشار واقع نشوند.[۶۰]،[۶۱]

* تعدد دریافت خمس؛ راهبرد امام جواد(ع) در تجدید حیات اقتصادی شیعه

در تبیین این مسأله باید به قول دو نفر از راویان معتبر حدیث به نام «احمد بن محمد» و «عبدالله بن محمد» که از على بن مهزیار به عنوان یکی از وکلاى امام جواد و امام هادى علیهما السلام بوده، استناد نمود که نقل مى کنند امام نهم امام جواد علیه السلام در نامه اى به او چنین نوشته بود: «آنچه تنها در این سال«سال ۲۲۰» واجب مى کنم، این است که دوستان من که از خدا صلاح حال آنان را مى خواهم، یا جمعى از دوستان من، در وظیفه واجب خود کوتاهى کرده اند، من این را دانستم و دوست داشتم آنها را به چیزى که در امر خمس در امسال انجام دادم، پاک و پاکیزه کنم، خداوند متعال فرموده از اموال ایشان صدقه اى بگیر و به وسیله آن آنها را پاک و پاکیزه کن و براى آنها دعا کن، که دعاى تو مایه آرامش آنها است و خداوند شنوا و دانا است.[۶۲]…. ولى من این موضوع را در هر سال بر آنها واجب نکردم، و غیر از زکاتى که خداوند بر آنها واجب کرده است، واجب نمى کنم، و تنها خمس را در امسال در طلا و نقره اى که سال بر آنها گذشته است واجب کردم، لیکن این را در وسایل زندگى و ظرف و چارپایان و خدمتگزاران واجب نکردم و نه در سود تجارت و نه درزمین زراعتى، مگر در زمینى که براى تو تفسیر خواهم کرد و این یک نوع تخفیف از ناحیه من در مورد دوستان من است، و بخششى است در مورد آنها، در برابر آنچه سلطان از اموالشان به غارت مى برد.[۶۳]…..«چون آگاه شدم که اموال زیادى به جمعى از دوستان من رسیده، هرکس در نزد او چیزى از این باب باشد به وکیل من برساند، و هر کس دور دست باشد اقدام به فرستادن آن کند ولو بعد از مدتى (برسد) زیرا نیت مؤمن از عمل او بهتر است…اما آنچه را از زمین هاى زراعتى و غلات در هر سال واجب مى کنم نصف سدس (یک دوازدهم) است از کسانى که درآمد زراعت آنها به مخارجشان مى رسد، اما کسى که زراعتش به مخارجش نمى رسد نصف سدس بر او نیست و نه غیر آن».[۶۴]،[۶۵]

از این حدیث وجوب یک نوع مالیات اسلامى فوق العاده به مقدار یک خمس در خصوص یک سال معین، (سال ۲۲۰ هجرى) به خاطر شرایط فوق العاده اى که براى امام و شعیان پیش آمده بود. و چنانکه از تواریخ (و همچنین حدیثى که در کافى آمده است) استفاده مى شود، البته این وجوب تعدد خمس در سالى بوده است که معتصم از آن حضرت دعوت به بغداد کرد، و او را محترمانه زیر نظر گرفت. مسلما در این سال امام و شیعیان بغداد وضع فوق العاده اى داشتند و مى بایست امام به وضع مستمندان شیعه و مخصوصا بنى هاشم سر و سامانى بدهد، و چاره اى جز این نداشت، که این خمس فوق العاده را از آنها بگیرد.[۶۶]

بنابراین از قرائنى که در روایت امام جواد علیه السلام آمده است به خوبى استفاده مى شود که هنگام ورود آن حضرت به بغداد شیعیان در مضیقه سختى بودند، و امام تعدد خمس را در آن سال مخصوص، براى حل این مشکل قرا رداد، و در واقع احکام عناوین ثانویه و ضرورت را بر یکى از مصادیق آن تطبیق فرمود، نه اینکه تشریع تازه اى شده باشد.[۶۷]

یقیناً این موضوع حتى اختصاصى به امام ندارد، و اگر شرایط آنچنان سخت باشد که درآمد خمس کفایت مصارف آن را نکند حاکم شرع مى تواند مالیات فوق العاده اى بر متمکنان ببندد، تا مصالح مسلمین از بین نرود.[۶۸] همانگونه که امام(ع) این مالیات فوق العاده را تنها در طلا و نقره اى که سال بر آن گذشته واجب ساخته است.[۶۹]

* سخن آخر

در خاتمه باید گفت تحت نظر بودن امام جواد(ع) در بغداد هرگز مانع تماس ایشان با مردم نبوده است، بلکه آن حضرت در بغداد با یارانش تماس داشته و نامه نگارى مى نموده است،[۷۰]از سوی دیگر مدیریت آن حضرت در تجدید حیات اقتصادی شیعیان و این که امام جواد(علیه السلام) دریک سال دو خمس قرار داد از قبیل حکم حاکم است و یک حکم دائمى نبوده و مخصوص یک مدّت زمان معیّن و به عنوان حکم ثانوى بوده است.[۷۱]

البته وقوع این مسأله از آنجا نشأت می گیرد که «امام علیه السلام» حق دارد در موارد فوق العاده دستور خاصى در یک زمینه بطور موقت صادر کند، و به همه مردم فرمان دهد، وظیفه خاصى را بر عهده بگیرند، اعم از امور مالى یا غیر امور مالى، و یا موضوع حلالى را موقتاً براى هدف­هاى خاصى تحریم کند؛ نه تنها امام علیه السلام، فقها و حکام شرع نیز چنین اختیارى دارند؛ بلکه این یکى از نشانه هاى تحرک و سازندگى و زنده بودن قوانین اسلام مى باشد که براى مواقع استثنائى و ضرورى چنین اختیاراتى را به حکومت اسلامى و حکام شرعى داده است ، لیکن بمجرد از بین رفتن آن حالت فوق العاده، آن حکم نیز پایان مى گیرد.[۷۲]

آن حضرت بنابر نقل مرحوم «شیخ مفید» در کتاب «ارشاد» در سنه ۲۲۰ به شهادت رسیدند [۷۳]، امیدواریم در سایه لطف آن حضرت و سایر اولیای طاهرین مشکلات جهان اسلام و کشور مرتفع گردد.[۷۴]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (دام ظلّه) makarem.ir.

پاورقی:

[۱]بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛۲۱/۱۰/۱۳۸۳٫

[۲] همان.

[۳] تفسیر نمونه، ج ۱۳، ص: ۲۸٫

[۴] همان ؛ ص۲۷٫

[۵]سوره مریم؛آیۀ۱۲٫

[۶]همان؛ آیۀ۳۰٫

[۷] کتاب النکاح ؛ ج ۲ ؛ ص۵۷٫

[۸]سورۀ مریم؛ آیۀ۱۲٫

[۹]سورۀ احقاف؛ آیۀ۱۵٫

[۱۰] نور الثقلین؛ ج ۳؛ آیه ۳۲۵٫

[۱۱]تفسیر نمونه ؛ ج ۱۳ ؛ ص۲۸٫

[۱۲]پیام قرآن؛ ج ۹؛ ص ۳۸ و ۳۹٫

[۱۳]برگزیده تفسیر نمونه ؛ ج ۵ ؛ ص۱۴۱٫

[۱۴]خمس دستور مهم اسلامى؛ ص۱۱٫

[۱۵]همان؛ ص۹٫

[۱۶]دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۱ ؛ ص۵۳۶٫

[۱۷]خمس پشتوانه بیت المال ؛ ص۴۱٫

[۱۸]همان.

[۱۹]تفسیر نمونه ؛ ج ۸ ؛ ص۵۸٫

[۲۰]پیام قرآن ؛ ج ۶ ؛ ص۲۴۰٫

[۲۱]تفسیر نمونه ؛ ج ۸ ؛ ص۵۸٫

[۲۲]بحار الانوار، ج ۶۵، ص ۱۵۹٫

[۲۳]سوره غافر :آیه ۴۴٫

[۲۴]همان؛آیه ۴۵٫

[۲۵]سورۀ قصص؛ آیۀ۲۰٫

[۲۶] بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛۲۶/۹/۸۲٫

[۲۷]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى ؛ ص۱۰٫

[۲۸]احکام بانوان ؛ ص۱۲۵٫

[۲۹]سورۀ انفال؛ آیه ۴۱٫

[۳۰]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى ؛ ص۱۰٫

[۳۱]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى ؛ ص۱۰٫

[۳۲]دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۴۴

[۳۳]همان؛ص ۴۴۵٫

[۳۴]همان؛ ص۳۳۹٫

[۳۵]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى ؛ ص۲۴٫

[۳۶]همان ؛ ص۲۵٫

[۳۷] مال الاجاره هایى که از زمین هاى فتح شده متعلق به مسلمین به خزانه دولت اسلام ریخته مى شد.

[۳۸]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى ؛ ص۲۶٫

[۳۹]همان.

[۴۰]وسائل الشیعه، ج ۶، باب ۸ از ابواب« ما یجب فیه الخمس».

[۴۱](سنن بیهقى، ج ۴، ص ۱۵۶٫

[۴۲]خمس دستور مهم اسلامى، مطابق فتاواى مکارم شیرازى، ص: ۲۵٫

[۴۳]همان ؛ ص۱۰۶٫

[۴۴] حدیث ۱، باب ۸، از ابواب خمس وسائل الشیعه، جلد ۶٫

[۴۵] خمس پشتوانه بیت المال ؛ ص۴۹٫

[۴۶] همان؛ ص۵۰٫

[۴۷]همان.

[۴۸]همان؛ص۵۱٫

[۴۹] همان.

[۵۰]همان.

[۵۱]حدیث ۳، باب ۸، از ابواب خمس وسائل الشیعه، جلد ۶٫

[۵۲]همان.

[۵۳] خمس پشتوانه بیت المال؛ ص؛۵۲٫

[۵۴] همان؛ ص: ۵۴٫

[۵۵]همان.

[۵۶]همان ؛ ص۱۰۵٫

[۵۷]همان ؛ ص۵۴٫

[۵۸]همان، ص ۵۶٫

[۵۹]همان.

[۶۰]وسائل الشیعه ؛ باب ۸ ، جلد۶؛ حدیث چهارم.

[۶۱]خمس پشتوانه بیت المال، ص: ۵۷٫

[۶۲]همان؛ ص: ۵۸٫

[۶۳]همان؛ ص: ۵۹٫

[۶۴]حدیث پنجم از باب هشتم وسائل الشیعه، جلد ۶، صفحه ۳۴۹٫

[۶۵]خمس پشتوانه بیت المال، ص: ۶۱٫

[۶۶]همان؛ ص: ۶۲٫

[۶۷]پیام قرآن ؛ ج ۱۰ ؛ ص۸۳٫

[۶۸]خمس پشتوانه بیت المال ؛ ص۶۲٫

[۶۹]همان.

[۷۰]همان ؛ ص۷۰٫

[۷۱] ـ بیانات حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی؛درس خارج فقه؛مسجد اعظم قم؛۲۱/۰۶/۸۵٫

[۷۲]خمس پشتوانه بیت المال ؛ ص۷۰٫

[۷۳]همان ؛ ص۷۵٫

[۷۴]بیانات حضرت آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی در دیدار شهردار کلانشهر قم؛۱۵/۷/۱۳۹۲٫