مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: این همه گریه برای آن است که کمی از آن همه مصیبت پَرِ شیعیان را گرفته است. لذا شیعیان هم نزد خدا عزیز شدند و در سلسله پیغمبران(ع) قاطی شدند. چون کار پیغمبران(ع) گریه کردن برای امام حسین(ع) بود.

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: روز عاشورا در کربلا همه چیز هست. برای همین هرکس به کربلا می‌رود می‌گوید بیرون آمدن از کربلا سخت است. چون هرکجا بخواهیم برویم کربلا هست. منتهی کربلا مرکز است. در کربلا یتیم بود، فقیر بود، ضعیف بود. از اهل بیت(ع) بود، از غیر اهل بیت هم بود. دختر بود، پسر بود، شیرخوار هم بود. همه چیز بود. چیزی نبود که نباشد. هرچه هست آنجا هم بود. آنچه همه دارند این تنها دارد. هر خانواده را نگاه کنید در طول عمرشان یک یا دو مصیبت دیده‌اند، تمام کره زمین هر کدام یک مصیبت دیده‌اند. اما یک آقا هرچه مصیبت بر سر خلق اولین و آخرین آمده بر سر او آمده است. فقط خودش هم نه، بلکه بر سر پدرش، مادرش، بچه‌هایش، برادرانش، بچه‌های زیردستش تا امام زمان عجل الله تعالی فرجه. کمی هم پَرِ شیعیان را گرفته است. این همه گریه برای آن است که کمی از آن همه مصیبت پَرِ شیعیان را گرفته است. لذا شیعیان هم نزد خدا عزیز شدند و در سلسله پیغمبران(ع) قاطی شدند. چون کار پیغمبران(ع) گریه کردن برای امام حسین(ع) بود. هر کسی لیاقت نداشت برای امام حسین(ع) گریه کند. چطور شد که این امّت همه برگشتند رفتند کربلا؟ آن که نماز خوانده بود آن که روزه گرفته بود آن که حج رفته بود آن که ریاضت کشیده بود، همه از کربلا سر در آوردند.
روز عاشورا اینجور است. همه خلقت از کربلا سر در آوردند. حتّی نصاری هم اینطورند. قیامت هم همینطور است. عالم همه می‌آیند دور و بر پیغمبر و حضرت زهرا و امام حسین(ع).

کتاب طوبای محبّت جلد دوم– ص ۱۶۳
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی