در بدو طلوع اسلام که دعوت از جزیرهالعرب به بیرون تجاوز نکرده بود طبعا خطابات قرآنی به امت عرب القا می‌شد ولی از سال ۶ هجرت که دعوت به بیرون شبه جزیره راه یافت هیچ موجبی برای «توهم اختصاص» نبود.

شاید بارها چنین سخنی را شنیده باشید که قرآن برای اعراب است و ربطی به سایر اقوام ندارد. این بدان معناست که خداوند فقط در صدد هدایت قوم عرب بوده است و دیگر اقوام یا نیازی به هدایت ندارند و یا خداوند چنین قصدی ندارد.

هر عقل سلیمی با نگاهی گذرا به اوضاع و احوال جهان در دوره‌های مختلف حیات بشر از گذشته تاکنون تأیید می‌کند که نوع بشر در هر جایی از زمین که زندگی کند و دارای هر زبان، رنگ پوست و آداب و سننی که باشد نیازمند برنامه‌ای برای زندگی است که منشأ آن وحی الهی باشد و آنگونه که تاریخ گواهی می‌دهد به واسطه ارسال رُسل، انسان هیچگاه از این موهبت الهی محروم نمانده است.

شاید پیش از ختم نبوت و ظهور پیامبر اسلام(ص) پیامبرانی مانند پیامبران بنی‌اسرائیل بوده باشند که رسالت آنها اختصاص به قومی خاص داشته است؛ اما این مسئله عقلا نمی‌تواند درباره رسالت پیامبر اسلام و قرآن کریم صادق باشد چرا که اسلام و قرآن، فوق تمام ادیان و کتب آسمانی گذشته و آخرین و کامل‌ترین نسخه برنامه خداوند برای سعادت بشر است و چون پیامبری از پس آن نخواهد آمد عقل گواهی به همگانی، همه جایی و همیشگی آن می‌دهد.

اما در خود قرآن کریم نیز آیاتی وجود دارد که با استناد به آنها می‌توان شبهاتی اینچنینی را پاسخ داد. در همین رابطه علامه طباطبایی(ره) در کتاب قرآن در اسلام می‌نویسد:

قرآن مجید در مطالب خود اختصاص به امتی از امم مانند امت عرب یا طایفه‌ای از طوایف مانند مسلمانان ندارد، بلکه با طوایف خارج از اسلام سخن می‌گوید چنان که با مسلمانان می‌گوید، به دلیل خطابات بسیاری که به عنوان کفار و مشرکین و اهل کتاب و یهود و بنی‌اسرائیل و نصاری دارد و با هر طایفه‌ای از این طوایف به احتجاج پرداخته آنان را به سوی معارف حقه خود دعوت می‌کند.

و همچنین قرآن مجید با هر یک از این طوایف به احتجاج و دعوت می‌پردازد و هرگز خطاب خود را مقید به عرب بودن آنان نمی‌‌کند چنان که در مورد مشرکین – بت‌پرستان- می‌فرماید: «فَإِنْ تَابُوا وَأَقَامُوا الصَّلَاهَ وَآتَوُا الزَّکَاهَ فَإِخْوَانُکُمْ فِی الدِّینِ؛ هر گاه توبه کنند و نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند برادر دینی شما هستند».

و در مورد اهل کتاب – یهود و نصاری و مجوس نیز که از اهل کتاب محسوبند – می‌فرماید: «قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَهٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلَا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئًا وَلَا یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ؛ بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی کلمه‌ای که در میان ما و شما به طور مساوی پذیرفته شود و آن این است که جز خدای متعال کسی را نپرستیم و انبازی برای وی قرار ندهیم و برخی از ما برخی دیگر را خدایان خود اتخاذ نکنند».

چنان که می‌بینیم هرگز نفرموده: اگر مشرکین عرب توبه کنند و نفرموده: ای اهل کتابی که از نژاد عرب هستید.

آری در بدو طلوع اسلام که دعوت از جزیرهالعرب به بیرون تجاوز نکرده بود طبعا خطابات قرآنی به امت عرب القا می‌شد ولی از سال ۶ هجرت که دعوت به بیرون شبه جزیره راه یافت هیچ موجبی برای «توهم اختصاص» نبود.

گذشته از این آیات دیگری دلالت بر عموم دعوت می‌کند مانند آیه کریمه: «وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ؛ وحی شده است بر من این قرآن برای این که شما را انذار کرده بترسانم و هر که را که این قرآن – یااندار- به وی برسد».

و در آیه کریمه: «وَمَا هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ» و آیه: «إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ؛ نیست قرآن مگر یادآوری برای همه جهانیان».

و آیه کریمه: «إِنَّهَا لَإِحْدَى الْکُبَرِ ﴿۳۵﴾نَذِیرًا لِلْبَشَرِ ﴿۳۶﴾؛ به درستی این آیه یکی از بزرگ‌ترین آیات است در حالی که ترساننده بشر است».

به حسب تاریخ نیز، اسلام عده‌ای از ارباب مذاهب مختلفه مانند بت‌پرستان و یهود و نصاری و همچنین از امتهای گوناگونی مانند سلمان فارسی و صهیب رومی و بلال حبشی به ثبوت رسیده است.