مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) دائماً از کربلا عبور می‌کنند. غذایشان را در کربلا می‌خورند. در کربلا اولاد درست می‌کنند و اولادشان شهید می‌شوند. آخر معلوم می‌شود، الان معلوم نیست، مخفی است.

 مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: روز عاشورا، به افراد یک پرونده نو می‌دهند. پرونده نو یعنی چه؟ یعنی این فرد آمرزیده شده است، حُرّ از حال عزیز ماست. از اول هم عزیز بود، منتها پرونده‌اش مرتّب نبود تا آمد پهلوی حضرت، پرونده اولیه‌اش از بین رفت. یک پرونده نو به او دادند. دیگر در فکر معصیت نبود، همه‌اش در فکر فرمان بردن و شهادت بود. خداوند ما را ثابت بدارد انشاء الله و از حضرت حرّ بهره بگیریم. حرّ یعنی آزاد، اَلحُرُّحُرٌ، حرّ آزاده بود.

خلاصه، عمرتان خیلی خوب جایی مصرف می‌شود. یک کمی تعقّل و تفکّرتان را زیاد کنید. از کودکی همه‌اش در راه کربلا هستند. از زمان که به دنیا آمدید، همه ارض کربلا و همه روزها عاشورا است. شیعیان و دوستان اهل بیت(ع) دائماً از کربلا عبور می‌کنند. غذایشان را در کربلا می‌خورند. در کربلا اولاد درست می‌کنند و اولادشان شهید می‌شوند. آخر معلوم می‌شود، الان معلوم نیست، مخفی است. وقتی که رسیدیم آن طرف آن وقت می‌بینید بچه‌هایتان همه شهیدند، خودتان هم شهید هستید. همه شهید امام حسین(ع) هستید!

همه روی زمین کربلاست، همه ساعت‌ها هم عاشوراست، همه روزها و همه شبها، عاشوراست. پس همه مردم، همه امّت پیغمبر(ص)، همه شیعیان امیرالمومنین(ع) که هستند، اینها هم شهید هستند. آیا نمی‌دانستی؟ مگر ندیدی گفت کُلُّ اَرضِ کَربَلا وَ کُل یومِ عاشورا همه زمانها را گرفت، همه مکان‌ها را هم گرفت. پس اشخاص آن چه؟!

چرا نمی‌پرسید که اشخاص آن چه تا بگویند آنها هم همه شهیدند! کسی نپرسید. ولی شما بپرسید، از خدایتان، از هر کس دیگری، حتّی از خودشان بپرسید. پس شهدای آن چه کسانی هستند؟ این مردمی که با این بدنها، این جسدها و با این مکانها سرو کار دارند، اینها چه اشخاصی هستند؟ می‌گویند: اینها همه شهدای کربلایند. اینها امام حسین(ع) و بچه‌های امام حسین(ع) را شاهدند، اینها هم با آنها شهیدند. امیدوارم همه‌تان جسدهای خودتان، بدنهای خودتان را ببینید که شهید شده است.
روح که از بدن جدا شد معلوم است که بدن آنجا افتاده است. منتهی خودت غسلش می‌دهی. غسل هم نمی‌خواهد، بدنت را پرت کن قاطی شهدا. نه غسل می‌خواهد، نه کفن می‌خواهد و نه نماز می‌خواهد.

اما اگر بر روی بهتر است، یک وقت نگویی نروم بهتر است! برو ولی به هوش باش و با شهدا قاطی شو. چرا نروی! پای خودت هم استخوان شهید است، استخوان او هم استخوان شهید است. امیدوارم وقتی به هم برسند سلام کنند. پاهایمان هم سلام می‌کنند، موهای سر هم سلام می‌‌کنند، ابروها سلام می‌کنند، چشم‌ها و سایر اعضا و جوارح سلام می‌کنند. اَجسادُ کُم فِی الاجسادِ، اَرواحُکُم فِی الارَواح، قُبورُکُم فِی القُبُورِ، نُفُوسُکُم فِی النُّفُوسِ (مفاتیح الجنان زیارت جامعه کبیره)، همه قاطی‌اند.

روز عاشورا قاطی کردند. شب عاشورا خود امام حسین(ع) قاطی کرد، قشنگ هم قاطی کرد. فرمود: هر کس می‌خواهد برود برود. دیدی چطور اختیاردارت کرد؟ یعنی با اختیار خودت بیا! آیا بی‌خود می‌گویند وضو بگیر، غسل کن؟ غسل همین است که در مجلس امام حسین(ع) با اختیار بیایی، نه اینکه دستت را بگیرند یا هُلت بدهند.

کتاب طوبای محبّت جلد دوم– ص ۱۶۹
مجالس حاج محمّد اسماعیل دولابی