ناس یعنی مردم و این سوره مکی است.

در این سوره می خوانیم:
بگو: پناه می برم به پروردگار مردم، فرمانروای مردم، معبود مردم، از شر وسوسه گر نهانی (وسواس خناس)؛ آنکه در سینه های مردم وسوسه می کند، چه از جن و (چه از) انس
کلمه ناس در پایان پنج آیه از مجموع شش آیه این سوره پیوسته تکرار شده است؛ از اینرو این سوره، ناس نامیده شده است. خداوند در این سوره نیز مانند سوره فلق، از رسول خویش می خواهد که به مردم ابلاغ کند که از شر وسوسه های جن و انس که پیوسته به صورت مرموز انسان را وسوسه می کنند به خدا پناه ببرد. خدایی که پروردگار مردم، فرمانروای مردم و معبود مردم است.
وسواس یعنی بسیار وسوسه کننده و خناس نیز به معنی بسیار پنهان شونده است که نهایت تلاش خود را می کند، تا خود را پنهان نگه دارد.
این وسواس خناس کیست؟ او کسی است که در درون انسان وسوسه می کند. فکر انسان را از آنچه باید مشغول باشد به جای دیگر منحرف می کند. افکار و اندیشه ها و احساسات و عواطف او را به آنجا که خود می خواهد می برد و انسان را از خود و خدای خود غافل می کند. او خناس است و بسیار پنهان شونده، بسیار ماهرانه عمل می کند و با وجود آنکه اندیشه ها و افکار پلید در دلهای ما می افکند، اصلا گمان نمی بریم که اینها از سوی او باشد. خیال می کنیم افکار و نیات خود ماست. پس ضروری است که همواره در افکارمان دقت کنیم که آیا واقعاً آن فکرها از خود ماست یا از شیطان و وسواس خناس. لازم به ذکر است که: وسواس خناس، هم در میان آدمیان است و هم در میان جنیان.
از شر آنان باید خداوندی که پروردگار و فرمانروا و معبود بر حق انسانهاست پناه برد تا آن وسوسه ها بر ملا و بی اثر گردد.
ناس سوره یکصد و چهاردهم و آخرین سوره قرآن است.

کتاب گلستان سوره‌ ها – ص ۲۳۴
محمد حسین جعفری