هر انسانی در ژرفای فطرت خویش به طور روشن می یابد که به «زندگی جاوید» عشق می ورزد و از هرگونه زوال و نابودی رنج می َبرد، و از آن می گریزد. انسان های گذشته و آینده نیز این چنین عشقی را دارا بوده و هستند، بلکه غیر از انسان سایر موجودات نیز عشق به هستی دارند و به طور غریزی برای پایداری خود می کوشند.

اشتیاق به زندگی جاوید در همه انسان ها (بلکه در همه حیوانات) موجود است، و چون زندگی جاوید و حیات مصون از مرگ در دنیا ممکن نیست و هیچ فردی در این جهان برای همیشه نمی ماند در نتیجه باید مورد اشتیاق و متعلق آن که هستی جاودانه است وجود داشته باشد؛ یعنی جهان مصون از زوال و محفوظ از پدیده مرگ که همان قیامت است موجود باشد. آن جا مرگی نیست و سرتاسر حیات و زندگی است: « وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَهَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ» (عنکبوت/۶۴) حاصل این که، محبّت و عشق به هستی دائم و زندگی جاوید امری وجودی است. این امر وجودی رابط میان محبّ و محبوب (هستی جاوید) است و بدون وجود خارجی محبوب، چنین عشق و محبّتی در نهاد انسان قرار نمی گیرد و از فطریات بشر به شمار نمی آید و می توان گفت وجود چنین محبّتی در نهاد انسان حتماً برای هدف و غایتی جاوید خواهد بود و آن هدف حتماً موجود است.
«گرچه از آن نظر که ایمان و اعتقاد ما به قیامت از ایمان به قرآن و گفتار پیامبران سرچشمه می گیرد لزومی ندارد که درباره قیامت به ذکر برهان و استدلال بپردازیم و یا شواهد و قرائن علمی بیاوریم، ولی نظر به این که خود قرآن کریم – لااقل برای نزدیک کردن مطلب به اذهان – به ذکر یک سلسله استدلالها پرداخته است و خواسته است افکار ما از راه استدلال و به طور مستقیم هم باجریان قیامت آشنا شود، ما به طور اختصار آن استدلال ها را ذکر می کنیم.» (مرتضی مطهری، مجموعه آثار، ج۲، ص ۵۲۶)
در ادامه به یکی از این استدلال ها و البته نشانه ای برای وجود معاد و قیامت عرض خواهیم کرد.
خداوند در آیه ۳۳ سوره یس به نشانه ای اشاره می کند که دلیلی برای وجود معاد و قیامت است تا راهی باشد براى بیدارى منکران و ایمان به مبدأ و معاد.

یکی از مهمترین دلائل توحید
مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یکسو دلیل روشنى است بر اینکه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به کار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشکار از رستاخیز است.
در آیه ۳۳ سوره یس، نخست از احیاى زمین هاى مرده و برکاتى که از آن عائد انسانها مى شود بحث کرده مى فرماید: «زمین هاى مرده براى آنها نشانه آشکارى است (از مبداء و معاد) ما آن را زنده کردیم، و دانه هائى از آن خارج ساختیم و آنها از آن تغذیه مى کنند»؛ ” وَآیَهٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَیْتَهُ أَحْیَیْنَاهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبًّا فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ ” (یس/۳۳)
مساله حیات و زندگى از مهمترین دلائل توحید است، مساله اى است فوق العاده مرموز و پیچیده و شگفت انگیز که عقل همه دانشمندان را به حیرت افکنده، و با تمام پیشرفت هاى عظیمى که در علم و دانش نصیب بشر شده هنوز کسى معماى آن را نگشوده است، هنوز کسى به درستى نمى داند تحت تاثیر چه عواملى در روز نخست موجودات بی جان تبدیل به سلول هاى زنده شده است؟
هنوز کسى نمى داند که بذرهاى گیاهان و طبقات مختلف آن دقیقاً چگونه ساخته شده؟ و چه قوانین مرموزى بر آن حاکم است که به هنگام فراهم شدن شرائط مساعد، به حرکت در مى آید و رشد و نمو را آغاز مى کند، و ذرات زمین مرده را جذب وجود خود مى نماید، و از این طریق موجودات مرده را تبدیل به بافت هاى موجود زنده می کند، تا هر روز جلوه تازه اى از حیات را نشان دهد.
مساله حیات در جهان گیاهان و حیوانات و زنده شدن زمین هاى مرده از یکسو دلیل روشنى است بر اینکه علم و دانش عظیمى در آفرینش این جهان به کار رفته، و از سوى دیگر نشانه اى آشکار از رستاخیز است.

بهترین تغذیه انسان
جمله ((فمنه یاکلون)) از یکسو اشاره به این است که انسان از بخشى از دانه هاى گیاهى تغذیه مى کند، و بعضى دیگر قابل تغذیه براى انسان نیست، ولى فوائد دیگرى دارد مانند تغذیه حیوانات، ساختن مواد رنگى، داروئى، و امور دیگرى که در زندگى انسان کاملا مورد استفاده است .
و از سوى دیگر با مقدم داشتن ((منه)) بر ((یاکلون)) که معمولاً براى حصر مى آید این نکته را بیان مى کند که بیشترین و نیز بهترین تغذیه انسان از مواد گیاهى است .
آیه ۳۴ یس چگونگى حیات زمین هاى مرده را بیان مى کند، مى فرماید: (ما در زمین باغهائى از نخلها و انگورها قرار دادیم و چشمه هائى از آن بیرون فرستادیم)؛ ” وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّاتٍ مِنْ نَخِیلٍ وَأَعْنَابٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ ” (یس/۳۴)
در آیه گذشته سخن از دانه هاى غذائى در میان بود، اما در اینجا از میوه هاى نیرو بخش و مغذى سخن مى گوید که دو نمونه بارز و کامل آنها ((خرما)) و ((انگور)) است که هر یک غذائى کامل محسوب مى شود.
در مطالعات دانشمندان نشان مى دهد که مخصوصاً این دو میوه داراى انواع ویتامین هاى لازم و مواد مختلف حیاتى براى بدن انسان است، به علاوه این دو میوه در تمام طول سال به صورت تازه یا خشک قابل نگهدارى و استفاده براى تغذیه است .
هدف آن است که حس حق شناسى و شکرگزارى انسان ها را تحریک کند تا از طریق شکرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، که شکر منعم نخستین گام معرفت کردگار است .
این نکته نیز قابل توجه است که در آیه قبل تنها تعبیر به احیاى زمین هاى مرده شده بود که در قرآن مجید معمولا با نزول باران همراه است، ولى در این آیه سخن از چشمه هاى آب جارى به میان آمده ، زیرا براى بسیارى از زراعت ها آب باران تنها کافى است، در حالى که درختان میوه معمولا نیاز به آب جارى نیز دارند.

نهایت لطف و عظمت پروردگار
آیه ۳۵ یس هدف آفرینش این درختان پر بار را چنین بیان می کند: ((غرض ٍ این است که از میوه آن بخورند، در حالى که دست آنها در ساختمان آن کمترین دخالتى نداشته ، آیا شکر خدا را بجا نمى آورند))! ” لِیَأْکُلُوا مِنْ ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلَا یَشْکُرُونَ”
آرى میوه هائى که به صورت غذاى کامل بر شاخسار درختان ظاهر مى شود بى آنکه کمترین نیازى به پختن و یا تغییرات دیگر داشته باشد به مجرد چیدن از درخت قابل استفاده است، و این نهایت لطف و عظمت پروردگار را در باره انسانها نشان مى دهد.
حتى این غذاى آماده و لذیذ را آنچنان بسته بندى کرده که براى مدت زیادى قابل نگهدارى است، بى آنکه ارزش غذائى خود را از دست دهد، بر خلاف غذاهائى که انسان از مواد طبیعى خداداد با دست خود مى سازد که غالباً به سرعت فاسد مى شود!
تفسیر دیگرى در باره معنى آیه نیز وجود دارد که آنهم قابل ملاحظه است ،و آن اینکه : قرآن مى خواهد هم اشاره به میوه هائى کند که بدون تغییر مورد استفاده قرار مى گیرد، و هم به انواع غذاهاى مختلفى که با انجام عملى روى این میوه ها به دست مى آید.
در هر صورت ، هدف آن است که حس حق شناسى و شکرگزارى انسان ها را تحریک کند تا از طریق شکرگزارى قدم در مرحله معرفت پروردگار بگذارند، که شکر منعم نخستین گام معرفت کردگار است .
آخرین آیه مورد بحث سخن از تسبیح و تنزیه پروردگار مى گوید، خط بطلان بر شرک مشرکان که در آیات گذشته از آن سخن بود مى کشد، و راه توحید و یکتا پرستى را به همگان نشان مى دهد، مى فرماید: منزه است کسى که تمام زوج ها را آفرید، از آنچه زمین مى رویاند، و از خود آنان ، و از آنچه نمى دانند! (سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَمِنْ أَنْفُسِهِمْ وَمِمَّا لَا یَعْلَمُونَ)

منابع:
تفسیر نمونه، ج ۴، ص ۹۳
مرتضی مطهری، مجموعه آثار
آیه الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن، ج