اگر به کسی می‌گفت سینه خیز برو، خودش زودتر از او سینه‌خیز می‌رفت و او را دنبال خودش می‌کشاند! می‌گفت: «دوست ندارم وقتی نیرویی رو تنبیه می‌کنم، جلوی بقیه احساس سرشکستگی کند.

در خاطره ای درباره شهید سید علی حسینی آمده است: نیروهایی که زیر دست «علی» آموزش می‌دیدند، توی خط مقدم همیشه حرف اول را می‌زدند. در بحث آموزش، سخت‌گیری زیاد می‌کرد، ولی چیزی که بچه‌ها را می‌ساخت و کارامد می‌کرد، سخت‌گیری‌های او نبود؛ خلق و خوی علی بود و روحیات او.
حتی یک بار ندیدم به نیرویی بگوید: «برو!» همیشه خودش جلو می‌رفت و به بقیه می‌گفت: «بیایید!»
در تنبیه هم همین طور بود؛ اگر به کسی می‌گفت سینه خیز برو، خودش زودتر از او سینه‌خیز می‌رفت و او را دنبال خودش می‌کشاند! می‌گفت: «دوست ندارم وقتی نیرویی رو تنبیه می‌کنم، جلوی بقیه احساس سرشکستگی کند؛ موقعی که ببیند من فرمانده هم دارم با او همراهی می‌کنم، خیلی راحت‌تر با مساله کنار می‌یاد و می‌فهمد که این تنبیه به صلاح خودش است.»
توی جبهه هم همین طور بود، هیچ وقت نمی‌گفت بروید، همیشه می‌گفت: «بیایید!»
کتاب ساکنان ملک اعظم۳، صص ۳۰و۳۲