آیت الله خز علی بارها می فرمودند؛ حاضرم ثواب تمام منبرهایی که در همه عمر رفته ام را بدهم و در عوض ثواب یک اعلامیه امام خمینی علیه طاغوت را بگیرم!

مرتضی نجفی قدسی مدیر دارالقرآن علامه طباطبایی به مناسبت اولین سالگرد ارتحال عالم ربانی حضرت آیت الله خزعلی مقاله ای را به رشته تحریر درآورده است ، که در پی می آید :

بسم الله الرحمن الرحیم

« تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُها لِلَّذِینَ لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ»

خدای متعال می فرماید؛ خانه آخرت و یا بهشت ابدی را برای کسانی قرار دادیم که هیچگاه اراده برتری طلبی و فساد در زمین ندارند و حسن عاقبت مخصوص متقین و پرهیزکاران است(قصص/۸۳)

در ایام سالگرد ارتحال حضرت آیت الله خزعلی قرار داریم، بزرگمردی از اهل دیانت و تقوی، عالمی عامل، مجاهدی نستوه و عاشقی از شیفتگان مولای کائنات حضرت مولی الموحدین امیر المومنین علی(ع) که پرچم غدیر را برافراشت و تا جان در بدن داشت از هیچ تلاشی برای معرفی شخصیت والای امیرمومنان و معارف او در نهج البلاغه فروگذار نکرد، حتی کلام امیر را با عشق و علاقه زاید الوصفی حفظ کرد و در سینه خود جای داد ، همچنان که کلام الهی یعنی قرآن کریم را نیز حفظ کرده و در سینه خود محفوظ داشت.

آیت الله خزعلی یک خادم واقعی قرآن و عترت بود، تمام عمر و سرمایه وجودی خود را در این راه تقدیم کرد. او حدود هفتاد سال بر منبر وعظ و خطابه نشست، امر تبلیغ و ترویج دین را بسیار با اهمیت می شمرد، ولیکن از ارادتی خاص که به حضرت امام خمینی(ره) و اعتقادی عمیق به مجاهدت های ایشان داشت، بارها می فرمودند؛ حاضرم ثواب تمام منبرهایی که در همه عمر رفته ام را بدهم و در عوض ثواب یک اعلامیه امام خمینی علیه طاغوت را بگیرم! او قیام امام را در احیای مکتب اسلام و در راستای حرکت پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین علیهم السلام می دانست، لذا خود نیز محو و مجذوب امام خمینی گشته بود، ایشان امام را مردی الهی و «موید من عندالله» می دانست، این ارادت عمیق به حضرت امام تا آخر عمر آنچنان پابرجا بود که مکرر به زیارت حرم ایشان می رفت و وصیت نمود بر روی قبرش بنویسد: دوستدار خمینی!

این نکته که قرآن می فرماید: « لا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ » یعنی متقین نه تنها خود را برتر نمی بینند بلکه حتی نمی خواهند برتر از دیگران باشند، حضرت آیت الله خزعلی(ره) از مصادیق این آیه شریفه بود . او با اینکه محضر عالمان ربانی و علمای بزرگی را در حوزه درک کرده بود و از وجود شخصیت های عظیم معنوی، همچون آیات عظام حاج شیخ مجتبی و حاج شیخ هاشم قزوینی بهره مند شده بود و سال ها در محضر استوانه مرجعیت تشیع حضرت آیت الله العظمی بروجردی(ره) تلمذ کرده و اجازه اجتهاد دریافت کرده بود، اما هیچ گاه خود را نمی دید، همانند دیگر بسیجیان خود را بسیجی خمینی می دانست و پس از ایشان نسبت به مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای(دامت برکاته) نیز ایمان و اعتقادی بسیار عمیق و محکم داشت، با اینکه از لحاظ سنی حدود بیست سال از رهبر معظم انقلاب بزرگتر بودند، ولیکن هیچگاه خود را نمی دیدند و موقعیتی برای خود قائل نبودند، به گونه ای که وقتی در هفته آخر عمرشان، مقام معظم رهبری به عیادت ایشان رفتند، مرحوم آیت الله خزعلی مکرر می گفتند: من قابل نبودم، انتظار نداشتم شما این زحمت را بکشید، وقت شما بسیار با ارزش است و اینچنین بود که باز هم خود را ندیدند! و همواره خود را سرباز مقام معظم رهبری می دانستند و بر اطاعت اوامر ایشان تاکید داشتند.

خود ندیدن ها در زندگی آیت الله خزعلی فراوان است، با اینکه حافظ کل قرآن و نهج البلاغه بودند و از پیشکسوتان حافظان قرآن محسوب می شدند، ولی هرگاه می دیدند بچه ای، نوجوانی یا طلبه ای حافظ قرآن است، آنقدر او را احترام و تکریم می کردند و تعظیم می داشتند که حتی برای دیدن آنها به خانه هایشان می رفتند و ساعت ها با آنها گفت و شنود داشتند.

برای نمونه بارها در معیّت معظم له به منزل استاد شهریار پرهیزکار استاد برجسته حفظ قرآن رفتیم و یا به منزل استاد سید مهدی فاطمیان یکی دیگر از پیشکسوتان حافظ قرآن رفتیم و یا دیدارهایی با مرحوم حاج شیخ محمد تقی بهلول، آن مرد مجاهد و حافظ قرآن داشتیم و از این قبیل دیدارها با اهالی قرآن و حافظان قرآن بسیار بود، برای آنها شأن و مکانتی قائل بودند، بسیار احترامشان می کرد، مثلا در معیّت آیت الله خزعلی به منزل نابغه قرآنی محمد حسین طباطبایی در قم رفتیم، دیداری بسیار ارزشمند بود.

با اینکه ایشان در اواخرعمر در اثر عارضه سکته، کسالت داشتند و با ویلچر تردد می کردند و غالبا در خانه بودند، روزی عرض کردم حاج آقا! بیت حضرت علامه طباطبایی(رض) به یاری خداوند دارالقرآن شده است، مجمعی از طلاب حافظ قرآن را در آنجا راه اندازی کرده ایم و خوشبختانه هم اکنون در حوزه علمیه قم حدود ۳۵۰ نفر از طلاب حافظ کل قرآن هستند و این ظرفیت بسیار خوبی در حوزه است، که ایشان بسیار خوشحال شدند و فرمودند؛ من دیگر نمی توانم جایی بروم و صحبت کنم و مدتهاست دیگر سخنرانی نکرده ام و لیکن دوست دارم این طلبه های حافظ قرآن را ببینم و تاکید کردند در اولین جلسه آینده آنها شرکت کنند، عرض کردم برای ما بسی افتخار است و لیکن زحمت شما می شود اما ایشان اصرار داشتند این جوان های حافظ قرآن را ببیند و بالاخره هفته بعد ایشان را با همان کسالت جسمانی و با ویلچر به خانه علامه طباطبایی(رض) آوردند، بعد از سالها بر منبر نشستند و با ضعفی که بر بدن غالب بود، چند کلامی بیان فرودند؛ حافظان قرآن را مورد محبت و لطف خود قرار دارند و شاید این جلسه آخرین منبر عمر ایشان بود که در جمع دهها حافظ قرآن یعنی اشراف امت پیامبر و حاملان قرآن ایراد گردید و پس از آن دیری نپائید که به لقاء الهی شتافتند، افسوس که قدر این این نعمت ها و حجت های الهی را ندانستیم

مَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ(عنکبوت/۵)

خادم القرآن – مرتضی نجفی قدسی