«حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوی از بین رفتن آن را داشته باشد؛ اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود رنج می برد و نه از بهره مندی دیگران و در نتیجه، آرزو یا تلاش نمی کند که نعمت از دیگری سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و آرزو و دعا و تلاش می کند که خود نیز به آن برسد.

غبطه و حسادت با ظرافتی خاص با هم متفاوتند و گاهی افراد فرق بین این دو را در نمی یابند. ما در این نوشتار اجمالا تفاوت معنایی این دو خصیصه اخلاقی را بررسی می کنیم.
«غبطه» عامل تحرک و پویایی است و «حسادت» عامل ایستایی و درجا زدن! از این‌رو «غبطه» از فضایل و «حسادت» از رذایل اخلاقی محسوب شده و گناه به‌شمار می‌آید.
«غبطه» در لغت به معنای شادمانی و خوشحال شدن است. غبطه روحیه‌‌ای است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران، سعی می‌کند خودش هم مثل آن‌را داشته باشد، همین تمایل، عامل حرکت به سمت کمال خواهد شد. بدون آن‌که آرزوی نابودی آن‌را برای دیگری نماید و این یک فضیلت اخلاقی به حساب می‌آید. بر اساس روایات چنین صفتی از ویژگی‌های انسان‌های مؤمن است. مؤمنان غبطه می‌خورند، اما نسبت به دیگران حسادت نمی‌ورزند. اما منافقان بر عکس، حسادت ورزیده، ولی غبطه نمی‌خورند. (کافی ج ۲ ص ۳۰۷) اما «حسد» روحیه خواری و خودکم‌بینی است که فرد حسود در خود می‌بینید و به دنبال آن آرزو می‌کند که فردی که دارای نعمتی واقعی یا خیالی است از آن نعمت محروم شود، حال چه آن نعمت واقعی یا خیالی را خود داشته باشد و یا نداشته باشد، یا به او برسد یا نرسد. با توجه به تعریفی که از «غبطه» و «حسد» ارائه شد، تفاوت آن دو روشن است. «غبطه» عامل تحرک و پویایی است و «حسادت» عامل ایستایی و درجا زدن! از این‌رو «غبطه» از فضایل و «حسادت» از رذایل اخلاقی محسوب شده و گناه به‌شمار می‌آید.
بنابراین می توان به طور کلی نتیجه گرفت که «حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوی از بین رفتن آن را داشته باشد؛ اما در «غبطه»، انسان از این که مثل دیگری دارای فلان نعمت نیست، ناراحت است؛ یعنی، از نداشتن خود رنج می برد و نه از بهره مندی دیگران و در نتیجه، آرزو یا تلاش نمی کند که نعمت از دیگری سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و آرزو و دعا و تلاش می کند که خود نیز به آن برسد. معمولاً در نعمت های عبادی و معنوی، مثل حال خوش در نماز و سجده نسبت به دیگران، حالت غبطه به انسان دست می دهد.
حال که روشن شد غبطه گناه نیست ولی حسد معصیت است. باید چاره ای بیندیشیم که از این رذیلۀ اخلاقی در امان باشیم یا اگر خدای نکرده به آن مبتلا هستیم درمانش کنیم.
درمان حسد ، دو رکن اساسى دارد: رکن اول آن شناخت حسد و ابعاد و نتایج آن در دنیا و آخرت است. رکن دوم بعد از اراده ، عمل و اقدام است .
حسرت چیست؟
غبطه روحیه‌‌ای است که شخص با مشاهده موفقیت و کمال دیگران، سعی می‌کند خودش هم مثل آن‌را داشته باشد، همین تمایل، عامل حرکت به سمت کمال خواهد شد
«حسرت» در لغت به معنای آشکار شدن و انکشاف است. گفته شده است؛ در قیامت، حقایق و اسرار روشن می‌شود: «روزی که اسرار باطن شخص آشکار شود» (الطارق، ۹) و به همین دلیل آن‌را روز حسرت خوانده‌اند. «حسرت»، اما به معناى غم و اندوه است، بر آنچه که از دست رفته و پشیمانی بر آنچه را که از دست داده است.
همچنین گفته شده است؛ «حسرت» به معناى کنار رفتن و دور شدن به جانب پشت است. و به این مناسبت در معانى افسوس و تأسّف‌خوردن استعمال می‌شود؛ زیرا چیزى که از دست‌رس انسان دور می‌شود، مورد تأسّف خواهد بود. قرآن کریم می‌فرماید: «لِیَجْعَلَ الله ذلِکَ حَسْرَهً فِی قُلُوبِهِمْ»؛ (آل عمران، ۱۵۶) تا خدا این حسرت را بر دل آنها [کافران ] بگذارد.
مهمترین مصداق حسرت
قیامت روزی است که موجب تأسّف کافران، مشرکان و منافقان خواهد شد؛ از آن جهت که در آن‌روز حقایق امور آشکار می‌گردد، آنان از جهاتى در حسرت شدید به سر خواهند برد. اوّلاً: از این‌که حقیقت امر را نفهمیده ‌اند. ثانیاً: از این‌که همردیفان آنان موفّق به سعادت و جهاد در راه خدا شده‌ اند و آنان از این فیض محروم گشته‌‌ اند. ثالثاً: از این‌که ارتباطى با خدا پیدا نکرده‌ اند. و این حسرت بویژه در این جهت بزرگ‌ترین مایه عذاب و ناراحتى بوده، و شدّت تأثّر در آن از آتش بیشتر است. (تفسیر روشن، ج ۵، ص ۱۰۸- ۱۰۹)