اسلام جهاد و شهادت دارد،‌ از دین درک سیاسی – اقتصادی دارد، در تاریخ اسلامی موضع سیاسی ـ اقتصادی و حقوق بشر دارد که متن و قانون مدنی مشخصی دارد و از اصالت، سندیت و مرجعیت آن متن دفاع می­کند در عین حال اجتهاد دارد، به آزادی­های فردی و اجتماعی، به وحدت و برادری احترام می گذارد و در عین حال با لاادری­گری نظری یعنی شکاکیت مخالف است، با عنصر یقین به مبارزه با شکاکیت می­آید و باعنصر جهاد هم با اباحه­گری عملی به مبارزه می پردازد، به لیبرالیسم و کمونیسم و فاشیسم یک جا «نه» می گوید و اهل سازش و نرمش نیست، لذا این دین برای آنها خیلی خطرناک است.

اسلام جهاد و شهادت دارد،‌ از دین درک سیاسی – اقتصادی دارد، در تاریخ اسلامی موضع سیاسی ـ اقتصادی و حقوق بشر دارد که متن و قانون مدنی مشخصی دارد و از اصالت، سندیت و مرجعیت آن متن دفاع می­کند در عین حال اجتهاد دارد، به آزادی­های فردی و اجتماعی، به وحدت و برادری احترام می گذارد و در عین حال با لاادری­گری نظری یعنی شکاکیت مخالف است، با عنصر یقین به مبارزه با شکاکیت می­آید و باعنصر جهاد هم با اباحه­گری عملی به مبارزه می پردازد، به لیبرالیسم و کمونیسم و فاشیسم یک جا «نه» می گوید و اهل سازش و نرمش نیست، لذا این دین برای آنها خیلی خطرناک است. به همین خاطر است که بعد از سقوط کمونیسم، دشمن اصلی آنها در تمام دنیا اسلام امام(ره) است چه در شاخه­ی شیعه و چه در شاخه­ی سنی. چرا که امروز خون شیعه و سنی مخلوط می­شود و این انرژی مسلمین را در سراسر جهان آزاد می­کند و اعلام می­کند دوران دویست ساله تحقیر واهانت به ما تمام شد.

امروز همه جا مدل­های جدید شکنجه را روی مسلمانان آزمایش می­کنند، ولی دیگر تاثیری نخواهد داشت. از این به بعد به مسلمانان و حقوق آنها باید احترام گذاشت. ایدئولوژی مقاومت نه سوسیالیسم است نه ناسیونالیسم و نه هیچ ایسم غربی و شرقی دیگر. ایدئولوژی مقاومت برای اولین مرتبه خود «دین» است که پایگاه نظری مقاومت، معنویت و جهاد فی سبیل الله است و برای اولین بار در آسیا، آفریقا و اروپا تمام مبارزین ضد استعمار و ضد استکبار زیر شکنجه­ها تکبیر می­گویند. امروز وقتی به مبارزان شوک الکتریکی می­دهید و ناخن­هایشان را می­کشید و پیکرشان را روی آتش کباب می­کنید زیر لب آیات قرآن را می­خوانند. دوره و تاریخ عوض شده است و دیگر سفره­های نفتی و منابع زیرزمینی مسلمانان، حاضر و آماده نیست که بی­خطر پای ان بنشینند. خاورمیانه و کل جهان اسلام امروز منطقه­ی قرمز شده است.

آنها اسلامی را می­خواستند که رئیس­جمهور آمریکا بتواند در عید فطر به مسلمانانش تبریک بگوید. رئیس­جمهور آمریکا چند سال پیش اعلام کرد جنگ صلیبی شروع شده است. وقتی انعکاس و بازتاب شدید ان را دریافت، سال گذشته عید فطر به مسجدی در خود آمریکا رفت، با کفش هم داخل مسجد شد و دستی بر سر بچه یتیمی مسلمان هم کشید به این مفهوم که ما با مذهب و سنت مشکل نداریم بلکه با بنیادگرایی مشکل داریم. ما با دین ایدئولوژیک شده مشکل داریم و چنان­چه اسلام شما با حکومت، نفت، اقتصاد، رسانه­ها، فرهنگ، دانشگاه و پارلمان کاری نداشته باشد و از نوع رادیکالیزم امام(ره) نباشد، آنرا قبول داریم بلکه تشویق هم می­کنیم، سوبسید هم برای آن می­دهیم به شرط آن که بتوانیم حاکمان­تان را مستقیما عزل و نصب کنیم یا دورادور هدایت کنیم.

در اوایل قرن بیستم یکی از نظریه­پردازان­شان گفته بود که دیگر لازم نیست برکشورهای اسلام حکومت کنیم بلکه ما باید بر حاکمان و نخبگان­شان حکومت کنیم. زمانی که حاکمان و نخبگان رعیت ما باشند، ملت­های­ آنها نیز که تابع آنها هستند تحت اختیار ما خواهند بود. این تئوری بعد از چند دهه به شکست منتهی شده است. لذا در عراق و فلسطین وافغانستان مجبورند سر تمام کوچه­ها و خیابان­ها بایستند تا این مناطق را کنترل کنند.

بنابراین امروز علاوه بر اینکه دیگر نمی­توانند کشورهای اسلامی را از راه دور کنترل کنند، بنیادگرایی اسلامی در عوضِ کمونیسم، با بر چسب اقتدارگرایی، تروریسم و محافظه­کاری فعال به جای منفعل آماج جنگ سرد و گرم سرمایه­دارهای آمریکایی، انگلیسی و اسرائیلی قرار گرفته است. مسلمانان در جوامع خویش در حال مبارزه با سکولاریزم و دین­زدایی هستند. دینداری منفعل به دینداری فعال تبدیل شده است. مسلمانان اهل عمل شده­اند و این مشخصات همان چیزی است که آنها به بنیادگرایی دینی تعبیر می­کنند و در سطح وسیع جهانی منشا آن را امام(ره) می­دانند.

نکته دیگر این است که اساسا «بنیادگرایی» بر خلاف سنت و محافظه کاری یک مقوله مدرن و پدیده­ای جدید و مخلوق دنیای نوین است. گفته می­شود انقلاب امام(ره) مبارزه با مدرنیزم است. در حالی که این انقلاب مبارزه با مدرنیزم به مفهوم عام آن نیست. چرا که امام(ره) همه­ی این مفاهیم را در نظام­سازی دینی خود جای داد. مبارزه امام(ره) با سکولاریزم، استعمار و استبداد است و آنها می­گویند این نهضت ضد عقل ، ضد آزادی، ضد صنعت و ضد دموکراسی است.

عده­ای هم معتقدند که ما گرفتار نوعی بنیادگرایی شده­ایم که نمی­توان آن را در حوزه­ی سنت قرار داد و در بسیاری از موارد کاملا مدرن است و حتی در جهت نیل به اهدافش از ابزار و تاکتیک­های مدرن استفاده می­کند، به دنبال تشکیل حکومت مدرن و امروزی ولی با محتوای اسلامی و دینی است. قصد دارد یک نظام حقوقی سیاسی همه­جانبه و مدرن را در خدمت ایدئولوژی خویش قرار دهد و ارزش­های دینی را در برابر ارزش­های سکولار غربی مطرح می­کند. در عین حال عقل­گرا، تجربه­گرا و عمل­گرا است. اصالت را به آخرت می دهد ولی در عین حال بسیار شفاف و قاطع در مورد امور دنیوی مردم اظهار نظر می­کند و مطالبه دارد و دنیاگرایی را به این مفهوم با معنویت یک کاسه کرده است.

این بنیادگرایی به سقوط اخلاقی و مافیای سرمایه­داری در غرب معترض است. به دنبال یک نظم نوین جهانی است، شعار دفاع از مستضعفین را سرداده است، اهل مبارزه و مقاومت است، تنها موعظه نمی­کند، از مرگ و شکنجه نمی­ترسد، تکیه­گاه اصلی آن ارتش، گروه­های چریکی و سرمایه نیست، بلکه تمرکز اساسی آن بر مردم و به خصوص طبقات محروم و متوسط است که سلاح­شان فریاد و خون است، نظامی حرفه­ای نیستند بلکه شبه نظامی­اند همچون زمان جنگ تحمیلیِ ما که رزمندگان، مردمی بودند که بیل و قلم و کار خود را کنار گذاشته بودند. جالب آن جا بود که غربی­ها از پس ارتش­های منظم و کلاسیک برمیآیند ولی از پس این ارتش که امام(ره) بنا کرد برنیامدند.

نهضت امام(ره) نهضتی است که جهانی می­اندیشد و جهانی عمل می­کند و معتقد است که هیچ مرز حقیقی بین انسان­ها وجود ندارد. از حقوق، مسئولیت و سرنوشت جهانی بشر صحبت می­کند و در برابر جهانی­سازیِ استکباری غرب، جهانی­سازی اهداف اسلامی و انسانی را مطرح کرده است و از جامعه عقیدتی بدون مرز صحبت می کند.

بعضی از فرمایشات امام(ره) سال­ها است که نه گفته و نه شنیده می­شود. برخی از این تعابیر امام(ره) را عرض می­کنم و به چند ماده­ی قانون اساسی هم اشاره می­کنم که انقلاب بر همین اساس آغاز شده است. اینها حرف­های همین امام بزرگوار است و تا پایان عمر شریف­شان بارها و بارها این صحبت­ها را تکرار کردند. خیلی صریح از صدور انقلاب گفته است و در عین حال عنوان نموده­اند که این به معنای لشکرکشی نیست. حرف­هایمان را محکم و مستدل می­گوییم و از مستضعفین جهان حمایت می­کنیم و با آنها دردل هم می­کنیم.

در مقدمه قانون اساسی چنین آمده است :

قانون اساسی با توجه به محتوای اسلامی- انقلابی ایران که حرکتی برای پیروزی تمام مستضعفین بر مستکبرین بوده است در سراسر جهان زمینه تداوم این انقلاب را در داخل وخارج کشور فراهم می­کند به ویژه در گسترش روابط بین­الملل با دیگر جنبش­های اسلامی و مردمی می­کوشد تا راه تشکیل امت واحد جهانی را هموار کند. استمرار مبارزه در نجات ملل محروم و تحت ستم در تمامی جهان قوام می­یابد.

اصل سوم قانون اساسی:

دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور همه امکانات خود را برای مورد ذیل به کار برد. در این بند شانزده عنوان ذکر می­کند که یک عنوان آن این است : تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام و تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان جهان و حمایت بی دریغ از همه مستضعفان جهان.

اصل یازدهم قانون اساسی:

به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم واحده و انا ربکم فاعبدمون» همه­ی مسلمانان یک امتند و جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پیگیر به عمل آورد تا وحدت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد.

اصل یک صد و پنجاه و دو:

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه­جویی و سلطه­پذیری، حفظ استقلال همه­جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت­های سلطه­گر و روابط صلح­آمیز متقابل با دولت­های غیرمحارب استوار است.

اصل یک صد و پنجاه و چهار:

جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان را در کل جامعه­ی بشری را آرمان خود می­داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه­ی مردم جهان می­داند. بنابراین در عین خودداری از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت­های دیگر از مبارزه­ی حق­طلبانه مستضعفین جهان در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می­کند.

نمونه­های دیگری هم وجود دارد که در قانون اساسی رسما آمده است. برخی گفته­اند، نوشته­اند و می­گویند که این حرف­ها از درون تنش­زا هستند. امام(ره) را متهم می­کنند که منشا تنش­های بین­المللی بوده است، در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت و همه را علیه خود و ایران تحریک کرده است ومنافع ملی و کشور را به خطر انداخته است. در مورد فتوای سلمان رشدی حضرت امام(ره) خود فرمودند که می­ترسم ده سال دیگر بگویند با این حکم و فتوا منافع ملی کشور به خطر افتاد. ما یک رسالت دینی و اجتماعی و انقلابی داشتیم و داریم.

بعضی از بیانات امام(ره) را که گفته می­شود از اشتباهات امام(ره) بود که تنش ایجاد کرد راعنوان می­کنم:

«نهضت ما برای اسلام و دنباله­ی نهضت انبیاست. برای یک محل نبوده، همان­گونه که پیامبر اکرم(ص) اهل عربستان است ولی دعوتش مال عربستان نبود، مال همه عالم بود. انقلاب ما، مال همه­ی ‌عالم است. همه­ی مسلمین جهان تحت تاثیر انقلاب ما قرار خواهند گرفت.»

«ما اعلام می­کنیم که مکتب­مان را در سراسر جهان گسترش خواهیم داد. ما ملتی بودیم تحت فشار همین ابر قدرتها، داریم به پیش می­رویم . اعتلای ما به این نیست که شکم ما سیر شود فقط. اعتلای ما به این است که مسلک و مذهب­مان را پیش ببریم و در سرتاسر جهان گسترش بدهیم و می­دهیم. ما مکتب­مان را گسترش خواهیم داد به همه­ی ‌ممالک اسلامی بلکه هر جا که مستضعفین هستند. این انفجار عظیم در همه توده­های زیر ستم انفجار ایجاد خواهد کرد. ایران الگو خواهد شد در سراسر دنیا و ما می خواهیم الگو شود و الگو خواهد شد و نهضت ما همه عالم را خواهد گرفت.»

این آخرین نمونه در سال ۱۳۶۲ ، زمانی که ما در سال­های سخت جنگ گرفتار بودیم و هیچ امیدی نبود که سرانجام جنگ به کجا می رسد و در محاصره­ی سیاسی – نظامی – اقتصادی قرار داشتیم. به دوستان گفتم این صحبت­های امام(ره) با فرمایشات پیامبر اکرم(ص) در جنگ خندق و احزاب که مسلمانان در محاصره بودند قابل مقایسه است.

در روایت نقل شده است که پوست بز به رندان می­کشیدند تا از گرسنگی نمیرند و پیامبر(ص) از فرط گرسنگی سنگ به شکم می­بستند. در آن شرایط گفته می­شود زمانی که پیامبر(ص) در حال کلنگ زدن بودند کلنگ­شان به سنگی خورد و چند جرقه­ای جهید. ایشان فرموند که من از پرتو این جرقه فتح امپراطوری ایران را دیدم و در جرقه بعدی فتح روم را دیدم. بعضی خندیدند، مسخره کردند و گفتند ایشان گرسنه­اند و چند سال بعد این اتفاق افتاد.

امام(ره) می فرمایند : «ملت عزیز، با خون خود پرچم اسلام را در همه­ی کشورها به اهتزاز در می­آورد. مقصد ما این است که اسلام و احکام جهان­گیر اسلام پیاده شود و همه­ی بشریت در رفاه باشند و همه آزاد باشند.»

«من امیدوارم که ما بتوانیم پرچم اسلام را در همه­ی دنیا بر پا کنیم و همه از او تبعیت کنند.»

«ما می­خواهیم در تمام قشرها و در همه­ی ممالک اسلامی این حقیقت پیاده شود. آرزو این است که از سرحدات ممالک اسلامی به جاهای دیگر هم کشانده شود. (یعنی کشورهای غیر اسلامی) ما امیدواریم یک حکومت اسلامی که در پناه عدل باشد نه در پناه سرنیزه و توپ و تانک در جهان پیدا شود و همه­ی بشر با هم باشند. به ما این وعده را داده­اند که وقتی امام عصر(عج) ظهور کنند این اختلافات از بین می­رود و همه برادر می­شوند و دیگر زورمند نخواهد بود و حال امیدواریم قدری از این مطلب را یک ورقی از آن را، آن قدر که قدرت داریم پیش از ایشان اجرا کنیم. امیداواریم که ملت­ها که با ما هستند دولت­ها هم با ما باشند. من امیدوارم این نقطه­ی عطف به کل ممالک اسلامی و همه­ی مستضعفان جهان گسترش پیدا کند. امروز اسلام در دست شماست و در همه­ی دنیا می­توانید آن را بالا ببرید.»

«ما انقلاب­مان را به تمام جهان صادر می­کنیم چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله­الاالله در تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبران هست، هستیم.»

«ما باید در صدور انقلاب­مان به همه­ی جهان کوشش کنیم و تفکر اینکه انقلاب­مان را صادر نمی­کنیم کنار بگذاریم زیرا اسلام بین کشورهای مسلمان فرقی نمی­گذارد، پشتیبان تمام مستضعفین جهان است.»

«تمام قدرت­ها و ابرقدرت­ها کمر به نابودی ما بسته­اند و اگر ما در بسته بمانیم قطعا با شکست مواجه خواهیم شد. ما باید حساب­مان را سریعا با قدرت­ها و ابرقدرت­ها یک سره کنیم و به آنها نشان دهیم که با همه­ی گرفتاری­های مشقت­بار با آنان برخورد مکتبی می­کنیم.»

«ما از محاصره­های اقتصادی و نظامی و حتی دخالت نظامی ابرقدرت­ها نمی­ترسیم. فرضا که وارد شوند در اینجا. ما با قدرت در مقابل­شان ایستادگی می­کنیم . سایر ملت­های اسلامی هم در مقابل­شان هستند. با قدرت به پیش می­رویم تا احکام اسلام را در کشور و در منطقه و بلکه در تمام دنیا پیاده کنیم .»

«ما قدرت اسلامی را به همه ابرقدرت­ها خواهیم فهماند.»

«برای اسلام خدمت کنید تا اگر خدای نخواسته شکست خوردیم و به شهادت رسیدیم برای اسلام باشد و شهید باشیم و اگر ان شاءالله پیروز شدیم اسلام پیروز شده باشد و سرافراز باشیم در همه جا. اسلام را در همه­ی جهان و در همه­ی کشورها پیاده خواهیم کرد.»

«ما هنوز در بین راه هستیم و باید راهی طولانی را طی کنیم. آن راه طولانی این است که پرچم اسلام را در همه­ی قطب­های زمینی به اهتزاز درآوریم. من امیدواریم که موفق شویم و با اتکا به خداوند این راه طولانی را طی خواهیم کرد.»

«من امیدواریم این عدالتی که به یُمن اسلام واولیای اسلام بین بشر آمد ما بتوانیم بعد از ۲۵۰۰ سال ظلم و بعد از پنجاه سال خیانت در ایران و سایر جهان به تدریج پیاده کنیم.» «امیدواریم این نهضت به همه­ی بلاد اسلامی صدور کند این مکتب همه­ی مسلمین است بلکه همه مستضعفین »

«مستضعفان جهان بدانند که حق گرفتنی است و همه متسضعفان باید در مقابل مستکبران بایستند و حق خودشان را بگیرند. حق شما را به شما اعطا نخواهند کرد.»

«ما می­خواهیم تمام مردم جهان مستقل باشند.»

«این انقلاب باید جهانی شود و مقدمه برای ظهور حضرت باشد.»

«ما دسته­ی کوچکی هستیم و تبلیغات­مان ناقص. مبلغان حاکم و رسانه­های گروهی همه دست آنهاست، پول دارند، همه چیز دارند. ولی ما مایوس نیستیم همان طور که با یک عده قلیل قدرت شیطانی محمدرضا را به همت جرات شکستیم و کنار زدیم اینها را هم در سطح جهان کنار خواهیم زد.»

«باید همه ابرقدرت­ها بدانند که ما تا آخرین منزل و تا آخرین قطره خون ایستاده ایم و بر خلاف میل تمامی آنان حکومت نه شرقی، نه غربی را در اکثر کشورهای جهان پایه­ریزی خواهیم کرد.»

این جمله در سال ۱۳۶۶ یعنی یک سال و نیم به رحلت امام(ره) بیان شده است: «هیهات که خمینی در برابر تجاوز دیوسیرتان و کافران و مشرکان به حریم قرآن کریم و عترت رسول خدا(ص) و امت اسلام ساکت و آرام بماند و یا نظاره­گر صحنه­های ذلت مسلمانان باشد. من خون و جان ناقابل خود را برای ادای واجب حق و فریضه­ی دفاع از مسلمانان آماده کرده­ام. من در انتظار فیض عظیم شهادتم. قدرت­ها و ابرقدرت­ها و نوکران­شان بدانند که اگر خمینی یکه و تنها هم بماند راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرک و بت­پرستی است را ادامه می­دهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه­های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهان­خواران و سرسپردگانش سلب خواهم کرد.»

«خداوندا بر من منت بنه و انقلاب اسلامی ما را مقدمه فرو ریختن کاخ ستم همه­ی جباران و افول ستاره­ی عمر متجاوزان در سراسر مبارزه گردان و همه ملت­ها را از برکات وراثت و امامت مستضعفان و پابرهنگان برخوردار کن . . . »

«ما به تمام جهان تجربه­های­مان را صادر خواهیم کرد. نتیجه­ی مبارزات و دفاع علیه ستمگران را بدون هیچ چشم داشتی به همه مبارزان راه حق در سراسر جهان انتقال می­دهیم.» یعنی به شما می­آموزیم که چگونه می­توان دیکتاتورها و اشغال­گران را از پای در آورد.

«مسلما محصول صدور تجربه­های انقلاب ما، شکوفه­های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت­های دربند است.»

«روشنفکران اسلامی با علم و آگاهی باید راه پرفراز و نشیب دگرگون کردن جهان سرمایه­داری و کمونیزم را بپیماید.»

«همه­ی آزادی­خواهان جهان باید با روشن­بینی، راه سیلی زدن بر گونه­ی ابرقدرت­ها و قدرت­ها به خصوص آمریکا را ترسیم کنند.»

«من با اطمینان می­گویم که اسلام ابرقدرت­ها را به خاک مذلت خواهد کشاند. اسلام موانع بزرگ داخل و خارج محدوده­ی خود را یکی پس از دیگری برطرف خواهد کرد و ما سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهیم کرد.»

«ما می­خواهیم بین­الملل اسلامی ایجاد کنیم و سرِ خصم را به سنگ بکوبانیم.»

«ما با خواست خدا دست ستمِ ستمگران را در همه­ی کشورهای اسلامی می­شکنیم و با صدور انقلاب­مان که صدور انقلاب راستین و بیان احکام اسلام است به سیطره­ی جهان­خواران و عمال­شان پایان خواهیم داد.»

«ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجی و بین­الملل اسلامی بارها اعلام نموده­ایم که درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان هستیم. درصدد کم کردن سلطه جهان خواران بوده و هستیم . حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعه­طلبی و تفکر تشکیل امپراطوری بزرگ اسلامی می­گذارند از آن باکی نداریم واستقبال می­کنیم.»

«به صراحت من می­گویم ما درصدد خشکاندن ریشه­های فاسد صهیونیزم، سرمایه­داری و کمونیزم در سرتاسر جهان هستیم. ما تصمیم گرفته­ایم به لطف و عنایت خداوند بزرگ همه نظام­هایی را که بر این سه پایه استوار گردیده­اند نابود کنیم و نظام اسلام رسول­الله(ص) را در جهان استکبار ترویج کنیم و دیر یا زود ملت­های در بند شاهد پیروزی­های ما خواهند بود.»

«ما با تمام وجود از گسترش باج­خواهی کارگزاران آمریکایی حتی اگر با مبارزه­ی قهرآمیز هم باشد جلوگیری می­کنیم. ما نخواهیم گذاشت از کعبه و حج این منبر بزرگی که بر بلندای بام انسانیت باید صدای مظلومان را به همه عالم منعکس کند و آوای توجید را طنین افکند صدای سازش با آمریکا و کفر و شرک نواخته شود.»

«از خدا می­خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبه مسلمین بلکه از کلیساهای جهان نیز ناقوی مرگ بر آمریکا و شوروی به صدا درآید.»

بنابراین ما انقلابی داریم که بنیان­گذار، تئوریسین، رهبر و حاکم آن یک نفر و امام(ره)است. است انقلاب­هایی دیگر در دنیا وجود داشته است که تئوریسین آن یک نفر، قهرمان آن کسی دیگر و حاکم آن دیگری بوده است. آن انقلابی که مردم و کشورهای اسلامی به دنبال آن آمدند همان است که امام(ره) در متن آن است. او این­گونه حرف زده­ است. صریحا می­فرمایند که نهضت ما رو به توسعه است و انقلاب ما ملت­ها را به فکر رهایی انداخته است. می­فرمایند یکی از واجب­ترین کارها این است برای صدور انقلاب حاکم در ایران این است که درست خدمت کنیم و عدالت را تا جایی که می­توانیم اجرا کنیم. یک الگوی مناسبی نشان دهیم و بعد گسترش دهیم. هر کس در هر جا که قدرت دارد به اندازه­ی وظیفه درست عمل کند و طبق حقوق مردم عمل نماید. این بهترین راه برای صدور انقلاب است.

اما در عین حال مساله صدور انقلاب الگوی­سازی است. ایشان می­فرمایند ما می­خواهیم معنویت را صادر کنیم. ما می­خواهیم بین ملت­ها و دولت­ها آشتی بدهیم. یعنی دولت­ها ملی و مردمی بشوند. ما می­خواهیم دست ابرقدرت­ها از مخازن مسلمین کوتاه شود. ابزار اصلیِ ما هم معرفی اسلام است. ما می­خواهیم حرف بزنیم. صدور انقلاب یعنی حرف­زدن با مسلمانان. نمی­خواهیم اسلحه برداریم و به جایی حمله یا کودتا کنیم. عبارت ایشان این است که با عمل و اخلاق­مان انقلاب را صادر می­کنیم. ملت­ها با ارزش­های اسلامی موافق هستند. در جایی عنوان می­کنند که فطرت بشریت با ما است و مردم دنیا همراه ما هستند. می­فرمایند:

«امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا و جنگ استضعاف و استکبار، جنگ پا برهنه­ها و مرفهین بی­درد در سراسر جهان شروع شده است. من دست و بازوی همه­ی عزیزانی که در سراسر جهان کوله­بار مبارزه را بر دوش گرفته­اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلای عزت مسلمین را نموده­اند می­بوسم و سلام و درودهای خالصانه­ی خود را به همه­ی غنچه­های راه آزادی در دنیا نثار می­کنم و به ملت عزیز ایران عرض می­کنم که خداوند آثار و برکات معنویت و انقلاب شما را به جهان صادر کرده است و قلب­های پُر فروغ شما کانون حمایت از محرومان جهان شده و شراره­ی کنیه انقلابی­تان جهان­خواران چپ و راست را به وحشت انداخته است.»

امام(ره) را باید همه­جانبه ببینیم و تحت تأثیر جوسازی­های دشمن قرار نگیریم. انقلاب امام(ره) تمام معادله­های قوای سیاسی و فرهنگی و حتی نظامی را در دنیا بر هم زده است. اگر گمان کنیم که چنان­چه راه امام(ره) را ادامه ندهیم و با هنر، ادبیات و گفتمان نظام سرمایه­داریِ غرب صحبت کنیم به نظر می­رسد در درجه­ی اول کلاهِ خودمان را برداشته­ایم. یعنی در میدان آنها بازی می­کنیم. بازی­ای که قواعدش را آنها نوشته­اند و داور آن خود آنها هستند و هر وقت و هر گونه که بخواهند سوت پایان بازی را می زنند. باید میدان بازی را همان­گونه که امام(ره) معرفی کرد عوض کنیم تا قاعده­ی بازی هم در اختیار آنها نباشد.

والسلام