از دیدگاه اسلام، آدم خوب همانند هر فرد خوب، نمونه جامعه اسلامی است و جامعه برین باید از اینها الگو بگیرد، نه این که جوان خوب، نمونه جوانان، و مردان مسنِّ خوب، نمونه مردان مُسِنّ هستند و زنان نمونه زنان و «اگر انسانی وارسته شد، الگوی دیگر انسان‌هاست. اگر مرد است، الگوی مردم است نه مردان، و اگر زن باشد، باز الگوی مردم است نه زنان» (جوادی، ۱۳۷۵: ۱۵۳). قرآن کریم این مطلب را در آیات شریفه ۱۲ـ۱۰ از سوره مبارکه تحریم به صورت صریح بیان فرموده است و چهار زن را به عنوان نمونه، دو نمونه خوب و دو نمونه بد یاد می‌کند و «تاریخ اسلام گواه احترام بی‌حدّ رسول(صلی الله علیه و آله و سلم) به حضرت زهرا(سلام الله علیها) است تا نشان دهد که زن بزرگی ویژه‌ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد، کمتر نیست» (موسوی خمینی(ره)، ۱۳۷۸: ۳۵).

همیشه وجود الگوها و سرمشق‌های بزرگ در زندگی انسان‌ها وسیله مؤثّرتری برای تربیت آنها بوده است. قرآن نیز بر این مسأله مهم صحّه گذاشته است. الگوها و سرمشق‌هایی در همه زمینه‌ها برای مؤمنان معرّفی می‌کند؛ از جمله در آیه ﴿قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌفِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ…: براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و کسانى که با او بودند، وجود داشت …﴾ (الممتحنه/ ۴).

قرآن خانواده را یک مجموعه متعالی برای تأمین اهداف مقدّس می‌داند که برای به فضیلت رساندن آن برنامه‌ریزی می‌کند و جایگاه حقوقی و وظایف افراد را با ویژگی‌های زیر تعیین می‌نماید (ر.ک؛ الفرقان/۶۷ـ۶۳).

۱ـ مشی آرام و بی‌تکبّر

«بندگان خاصّ خداوند رحمان کسانی هستند که با آرامش و بی‌تکبّر بر روی زمین راه می‌روند». در واقع، نخستین توصیف «بندگان خاص» خداوند، نفی کبر، غرور و خودخواهی است که در تمام اعمال انسان، حتّی در کیفیّت راه رفتن او آشکار می‌شود؛ زیرا ملکات اخلاقی، همیشه خود را در لابه‌لای اعمال، گفتار و حرکات انسان نشان می‌دهند، تا جایی که از چگونگی راه رفتن یک انسان می‌توان با دقّت و موشکافی به قسمت قابل توجّه از اخلاق او پی برد.

۲ـ حلم و بردباری

دومین وصف بندگان خاصّ خداوند، حلم و بردباری است، چنان‌که قرآن در ادامه همین آیه می‌فرماید: «و هنگامی که جاهلان آنها را مورد خطاب قرار می‌دهند و به جهل و جدال و سخنان زشت می‌پردازند، در پاسخ آنها «سلام» می‌گویند»؛ سلامی که نشانه بی‌اعتنای نیست و توأم با بزرگواری است، نه ناشی از ضعف؛ سلامی که دلیل عدم مقابله به مثل در برابر جاهلان و سبک‌مغزان است.

۳ـ سجده و قیام برای خدا

سومین ویژگی بندگان خاصّ خداوند، عبادت خالصانه پروردگار است و قرآن کریم می‌فرماید: «آنها کسانی هستند که شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می‌کنند». در ظلمت شب که چشم غافلان در خواب است و جایی برای تظاهر و ریا وجود ندارد، خواب خوش را بر خود حرام کرده‌اند، و به خوشتر از آن، که همان ذکر خدا، قیام و سجود در پیشگاه با عظمت اوست، می‌پردازند، پاسی از شب را به مناجات با محبوب می‌گذرانند و قلب و جان خود را با یاد و نام او روشن می‌کنند.

۴ـ ترس از کیفر الهی

چهارمین صفت ویژه آنان خوف و ترس از مجازات و کیفر الهی است: «آنها کسانی هستند که پیوسته می‌گویند: پروردگارا عذاب جهنّم را از ما برطرف گردان که عذاب آن سخت شدید و پردوام است».

۵ـ دوری از افراط و تفریط

پنجمین صفت ممتاز «عباد الرّحمان»، «اعتدال و دوری از هر گونه افراط و تفریط» است. اینان نه اسراف می‌کنند و نه سخت‌گیری، بلکه در میان این دو، حدّ اعتدالی را رعایت می‌کنند.

۶ـ تواضع

با توجّه به آیات فوق، یکی از نشانه‌های بندگان خاصّ خداوند متعال، تواضع است؛ تواضع حاکم بر روح آنها که حتّی در راه رفتن آنها نمایان است؛ چنان تواضع که آنها را بر تسلیم در برابر حق وامی‌دارد، ولی گاه ممکن است بعضی تواضع را با ضعف، ناتوانی، سُستی و تنبلی اشتباه کنند که این طرز فکر خطرناک است. تواضع در راه رفتن بدن نیست که سُست و بی‌رمق گام بردارند، بلکه در عین تواضع گام‌هایی محکم و حاکی از جدّیّت و قدرت بردارند. انسان تربیت‌شده به حال طبیعی خودش راه می‌رود و تکلّف و تکبّر ندارد.

۷ـ دوری از سختگیری و اسراف

بدون شک، «اسراف» یکی از ناپسندیده‌ترین اعمال از دیدگاه قرآن و اسلام است و در آیات و روایات، نکوهش فراوانی از آن شده است. «اسراف» یک برنامه فرعونی است: ﴿…وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعَالٍ فِی الأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِینَ… فرعون برترى‏جویى در زمین داشت و از اسراف‌کاران بود﴾ (یونس/۸۳)، ﴿…وَ أَنَّ الْمُسْرِفِینَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ… و مسرفان اهل آتشند!﴾ (غافر/۴۳).

امروزه ثابت شده است که منابع روی زمین ـ با توجّه به جمعیّت انسان‌ها ـ آنقدر زیاد نیست که بتوان اسراف‌ کرد و هر اسراف‌کاری سبب محرومیّت انسان‌های بی‌گناه خواهد بود. به علاوه، روح اسراف، معمولاً توأم با خودخواهی، خودپسندی و بیگانگی از خُلق خدا است. در عین حال، بُخل، سختگیری و خسیس بودن نیز به همین اندازه زشت، ناپسند و نکوهیده است (ر.ک؛ مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۵۴: ۱۵۴ـ۱۴۶).

منبع: گزیده‌ای از مقاله عوامل تحکیم خانواده در فرهنگ اسلامی؛ پژوهشنامه معارف قرآنی؛ دوره ۴؛ شماره ۱۵، زمستان ۱۳۹۲، صفحه ۴۵-۶۸؛ صالح حسن‌زاده