اشاره:

نماز عملی عبادی است که پنج بار در اوقات معینی از شبانه‌روز واجب است. در این عبادت، نمازگزار رو به قبله می‌ایستد و ذکرهای ویژه‌ای را می‌خواند و اعمال ویژه‌ای را مانند رکوع و سجده به جا می‌آورد. نماز به دو شکل فردی (فُرادا) و جماعت خوانده می‌شود. نماز، نخستین عبادتی است که بر پیامبر(ص) و پیروانش در مکه واجب شد و یکی از عبادات اصلی مسلمانان است که در قرآن و متون دینی درباره آن بسیار تأکید شده و از آن با تعبیراتی مانند «ستون دین» و «شرط قبولی سایر اعمال» یاد شده است.

 نماز حقیقى دست آورده اى ارزشمندى براى نمازگزار راستین به همراه دارد. نوشته ‏اى را که در پیش رو دارید، مى‏ کوشد بازتاب زیباى این ارمغان ملکوتى را در سیره و سخن امام رضا(علیه السلام) به نظاره بنشیند و با کلمات و رهنمودهاى آن رهبر الهى جلوه‏ هاى زیباى نماز را درهم آمیزد.

این سخن را نیز ناگفته نگذاریم که بر هر مسلمان وظیفه‏ شناس و عاشق الهى شایسته است که این گفتار نبوی(ص) را نصب العین خود قرار دهد که: آن حضرت حضور قلب در نماز و احساس لذت از آنرا اینگونه توصیف کرده است: «یا اباذر! جعل اللّه جلّ ثناؤه قرّه عینى فى الصّلاه و حبّب الیّ الصلاه کما حبّب الى الجائع الطّعام و الى الظمآن الماء و انّ الجائع اذا اکل شبع و انّ الظمآن اذا شرب روى و انا لااشبع من الصّلاه؛(۱) اى اباذر! خداوند ـ جل ثناؤه ـ نور دیده مرا در نماز قرار داد و نماز را محبوب من گردانید، همچنان که غذا را محبوب گرسنه و آب را محبوب انسان تشنه قرار داده است (امّا با این تفاوت) که گرسنه هرگاه غذا بخورد سیر مى‏ شود و تشنه هرگاه آب بنوشد سیراب مى ‏شود امّا من از نماز سیر نمى ‏شوم.»

برترین عمل

از منظر امام رضا(علیه السلام) هیچ عملى برتر و ارزشمندتر از نماز نیست، چرا که بهترین و میان برترین راه براى رسیدن به قرب الهى است. امام رضا(علیه السلام) همواره مى‏ فرمود: «الصّلاه قربان کل تقیٍّ؛(۲) نماز هر انسان پارسائى را به خداوند نزدیک مى‏ کند.» به همین جهت آن حضرت به ابراهیم بن موسى فرمود:

«لاتؤخرنّ الصّلوه عن اوّل وقتها الى آخر وقتها من غیر علّهٍ علیک، ابدأ باوّل الوقت؛(۳) انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»

امام هشتم(علیه السلام) خود نیز چنین بود و به

هیچ قیمتى فضیلت نماز اول وقت را از دست نمى‏داد حتى در مهمترین جلسات سیاسى و علمى امام به نماز اول وقت اهمیت مى‏داد. روایت زیر نشانگر این واقعیت است:

به دستور مأمون، علماى برجسته از فرقه‏ هاى گوناگون در مجالس مناظره حاضر مى‏ شدند و امام رضا(علیه السلام) با آن‏ها مناظره و بحث مى‏ کرد. در یکى از مجالس «عمران صابى» که از دانشمندان بزرگ بود، در مجلس حاضر شد و درباره توحید با امام رضا(علیه السلام) وارد گفتگو گردید در آن جلسه امام سؤالهاى او را با حوصله، متانت، استدلالهاى قطعى و روشن پاسخ داده و او را به سوى توحید متمایل کرده بود هنگامى که بحث و مناظره به اوج خود رسید و چیزى به تحول درونى آن دانشمند زبردست صابئین(۴) نمانده بود حضرت رضا(علیه السلام) احساس کرد وقت اذان ظهر و هنگام نماز است. امام(علیه السلام) به مأمون فرمود: «الصّلاه قد حضرت؛ وقت نماز فرا رسید.»

عمران صابى که به حقایقى دست یافته و از دریاى دانش سرشار امام هشتم(علیه السلام) بهره‏هائى برده بود با التماس گفت: «یا سیّدى! لاتقطع علیّ مسألتى فقد رقّ قلبى؛ آقاى من! گفتگو و پاسخهاى خویش را قطع نکن دل من آماده پذیرش سخنان شما

است. امّا حضرت رضا(علیه السلام) تحت تأثیر سخنان عاطفى و احساس برانگیز او قرار نگرفت و فرمود: عیبى ندارد نماز را مى‏ خوانیم و دوباره به گفتگو ادامه خواهیم داد.

در این حال امام و همراهان به اقامه نماز مشغول شدند حضرت بعد از اقامه نماز دوباره به گفتگو ادامه داده و پاسخ‏هاى روشنگرانه خویش را ارائه نمود.(۵)

با توجه به این روایت که در کتابهاى معتبر روائى و تاریخى آمده است براى اقامه نماز در اول وقت هیچگونه عذرى را براى افراد عادى و مسئولین حکومت اسلامى باقى نمى‏ گذارد و پیروان آن حضرت نباید از این حقیقت چشم پوشى کرده و به بهانه‏ هاى مختلف آنرا سهل بشمارند.

رهرو راستین امام هشتم(علیه السلام)

حضرت امام خمینی(ره) در این زمینه گوى سبقت را از تمام پى‌روان و شیعیان حضرت رضا(علیه السلام) ربوده بود. داستان زیر شاهد خمینى مى‏ گوید: روزى که شاه فرار کرد ما در پاریس در نوفل لوشاتو بودیم، پلیس فرانسه خیابان اصلى نوفل لوشاتو را بست، تمام خبرنگاران کشورهاى مختلف آنجا بودند.این حقیقت راستین است. آقا سید احمد خبرنگاران خارجى از آفریقا، آسیا، اروپا و آمریکا و شاید ۱۵۰ دوربین فقط صحبت امام را مستقیم پخش مى ‏کردند.

براى اینکه خبر بزرگترین حادثه سال را مخابره مى‏ کنند، شاه رفته بود و مى‏ خواستند ببینند که امام چه تصمیمى دارد، امام بر روى صندلى ایستاده و در کنار خیابان، تمام دوربین‏ها بر روى امام متمرکز شده بود. امام چند دقیقه صحبت کردند و سخنان خودشان را گفتند. من در کنار امام ایستاده بودم. یک مرتبه برگشتند و گفتند: احمد! ظهر شده؟ گفتم بله، الآن ظهر است. بی‏درنگ امام گفتند: و السلام علیکم و رحمه اللّه و برکاته. شما ببینید در چه لحظه ‏اى امام صحبتهایشان را رها کردند. براى اینکه نمازشان را اولC.N.N بود، B.B.C بود، وقت بخوانند، یعنى جائی‏که تلویزیونهاى سراسرى که هر کدام میلونها بیننده داردC.N.N بود، B.B.C بود، تمام تلویزیونها چه در آمریکا و چه در اروپا بودند. خبرگزاریها همه بودند.اسوشیتیدپرس، یونایتد پرس، رویتر و تمام خبرنگاران روزنامه‏ها، مجلات، رادیو، تلویزیون، در چنین موقعیت حساسى، امام حرفشان را قطع کردند و رفتند سراغ نماز.(۶)

ماجراى نماز عید

از مهمترین حوادث سیره امام رضا(علیه السلام) حرکت آن حضرت به مصلاى نماز عید مى باشد که آن بزرگوار اهمیت نماز و تأثیر آن در جامعه و آثار پربار نمازهاى دسته جمعى و قدرت تحول آفرینى آنرا به مسلمانان و زمامداران ثابت نمود. ماجرا از این قرار بود که روز عیدى مأمون از امام (علیه السلام) تقاضا کرد که نماز عید را با مردم بخواند، تا براى مردم اطمینان بیشترى در امر ولایتعهدى پى‌دا شود. امام پى‌غام داد که: «قرار ما بر این بوده که در هیچ کار رسمى دخالت نکنم. بنابراین مرا از اقامه نماز عید معذوربدار! مأمون اصرار کرد که: مصلحت در این است که شما این نماز با اهمیت را اقامه کنید تا هم موضع ولایتعهدى تثبیت شود و هم فضل و عظمت شما آشکارتر گردد، امّا امام نپذیرفت. مأمون که دست بردار نبود پى‌ک‏ها و پیغام‏هاى متعددى براى متقاعد کردن امام براى حضرتش فرستاد، هنگامى که امام رضا(علیه السلام) پافشارى خلیفه را احساس کرد به او فرمود: اگر قرار است که من حتماً به نماز بروم من این فریضه الهى را طبق سیره پى‌امبر و روش امیرمؤمنان علی(علیه السلام) اقامه خواهم کرد!

مأمون گفت: هر طور که دوست دارى آن طور عمل کن اختیار با شماست!

آنگاه دستور داد: سرداران و تمام مردم صبح روز عید در مقابل منزل مسکونى حضرت رضا(علیه السلام) اجتماع نمایند. با انتشار این خبر مردم مرو مشتاقانه براى شرکت در مراسم و بهره‏ گیرى از وجود حضرت رضا(علیه السلام) خود را آماده کردند. هنگامى که خورشید طلوع نمود حضرت غسل کرد و عمامه سفیدى را که از پنبه تهیه شده بود بر سر مبارک گذاشت و یک سر آن را روى سینه و سر دیگر را میان دو شانه انداخت. و مقدارى هم بوى خوش بکار برد. دامن را به کمر زد و به همه پى‌روان و دوستدارانش دستور داد چنان کنند. آن گاه عصاى پى‌کان دارى به دست گرفت و از منزل بیرون آمد. آن حضرت در حالى که پابرهنه بود و پى‌راهن و سایر لباسهایش را به کمر زده بود، به همراه غلامان و یاران نزدیکش ـ که آنان نیز چنین کرده بودند ـ به همین شکل از منزل به سوى مصلا حرکت کردند. موقع خروج از منزل، امام رضا(علیه السلام) سربه سوى آسمان بلند کرد و چهار تکبیر گرفت، این تکبیرها آن چنان با صلابت و روحانیت خاصى ادا مى‏شد که گویى آسمان و در و دیوار با نواى امام(علیه السلام) هم نواهستند. سرداران، نظامیان و سایر مردم که با آمادگى و آراستگى تمام در بیرون منزل صف کشیده بودند، هنگامى که امام رضا(علیه السلام) و یارانش را به آن صورت مشاهده کردند به پى‌روى از امام رضا(علیه السلام) و هماهنگ با او فریاد تکبیر سردادند.

شهر مرو یکپارچه فریاد تکبیر سرداد و به دنبال آن از گریه و ناله هزاران زن و مرد مشتاق اهل بیت(علیه السلام) به لرزه درآمد. سرداران نظامى هنگامى که حضرت را با آن حال دیدند از مرکب‏هاى خود پى‌اده شدند و کفش‏هایشان را درآورده و کنار گذاشتند و به دنبال امام ناله زنان و تکبیر گویان به راه افتادند. حضرت رضا(علیه السلام) پى‌اده راه می پیمود و هر ده قدم یک بار ایستاده و با نواى ملکوتی‏ اش تکبیر مى‏ گفت.

یاسر خادم مى ‏گوید: در این حال ما خیال مى‏ کردیم که آسمان و زمین و کوه با او هم ‏آوا گشته است، شهر مرو یکصدا گریه و شیون بود، هیجان احساسات و شور و نوا همه جا را فرا گرفته و شکوه ایمان و تکبیر و نماز در پایتخت کشور اسلامى طنین انداز شده بود جلوه ‏هاى مادّى و ظاهرى از ذهن‏ها و خاطره‏ ها فراموش شده و آحاد جمعیت به آفریدگار هستى و پى‌روى از حجت الهى مى‏ اندیشیدند و در صفهاى به هم پى‌وسته به دنبال امام رضا(علیه السلام) به سوى مصلا مى ‏شتافتند.

هنگامى که این خبر به مأمون رسید، فضل بن سهل به مأمون گفت: اگر لحظاتى دیگر وضع همین طور ادامه یابد همه مردم مفتون و شیفته او خواهند شد و ممکن است با یک اشاره طومار حکومت را در هم بپیچند، مأمون احساس خطر کرده و از امام رضا(علیه السلام) عاجزانه درخواست نمود که از میانه راه به منزل برگردد و امام نیز کفشهاى خود را طلبیده و به منزل برگشت و فرمود: من که گفتم مرا از این کار معذور بدارید.(۷) بلى نماز شکوهمند اولیاء الهى آن چنان قدرتى دارد که مى‏ تواند کاخهاى ستم را به لرزه در آورده و بنیان طاغوتیان را از ریشه قطع کند و نماز عید حضرت(علیه السلام) اینگونه بود.

اقامه نماز باران

در ایامى که امام رضا(علیه السلام) در خراسان به سر مى‏برد مدتى قحط سالى شده و باران نیامد و خشک سالى پدیدار گشت. عده ‏اى از منافقان و حاشیه‏ نشینان مجلس مأمون از این حادثه سوء استفاده کرده و شایع نمودند که چونکه مأمون على بن موسی(علیه السلام) را ولیعهد خود گردانیده است و این امر را خداوند دوست ندارد به همین جهت باران قطع شده و برکات الهى نازل نمى ‏شود.

مأمون در روز جمع ه‏اى از امام تقاضا کرد که براى نزول باران و رحمت الهى دعا کند امّا امام رضا(علیه السلام) فرمود: روز دوشنبه براى اقامه نماز استسقاء بیرون خواهم آمد زیرا جدم رسول اللّه(ص) را به همراه امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در عالم رؤیا زیارت کردم و پى‌امبر به من فرمود: پسرم! تا روز دوشنبه صبرکن و سپس در آن روز به صحرا برو و از درگاه خداوند متعال طلب باران نما! خداوند باران رحمت خود را مى‏ فرستد و مردم به عظمت و عزت تو در پى‌شگاه خداوند پى مى‏ برند و به بزرگى مقامت واقف مى‏ گردند.

روز دوشنبه فرا رسید مردم از خانه‏ ها بیرون آمدند، امام رضا(علیه السلام) به صحرا رفت و مردم نیز گرد آمدند و چشم به حرکات و سکنات آن حضرت دوختند امام دو رکعت نماز استسقاء را اقامه کرده و آنگاه بالاى منبر رفت و در خطبه بعد از حمد و ثناى الهى فرمود: الهم یا رب انت عظّمت حقّنا اهل البیت فتوسلوا بنا کما امرت و اهلوا فضلک و رحمتک و توقعوا احسانک و نعمتک فاسقهم سقیاً نافعاً عاما غیر رایث و لاضائر ولیکن ابتداء مطرهم بعد انصرافهم من مشهد هم هذا الى منازلهم و مقارهم؛ خدایا! اى پروردگار من! تو حق ما اهل بیت را بزرگ شمرده‏اى این مردم به ما متوسل شده‏اند همچنان که خودت فرموده ‏اى و به فضل و رحمت تو امیدوارند و چشم انتظار احسان و لطف تواند اینها را از باران سودمند و فراوان و بی‏ ضرر و زیان خود سیراب گردان و این باران را پس از بازگشت آنان به خانه ‏هایشان نازل فرما!

یکى از حاضرین در آن اجتماع مى‏گوید: به خدا سوگند همان لحظه حرکت ابرها در هوا شروع شد و رعد و برق پدید آمد، مردم به جنب و جوش افتادند که تا باران نیامده به خانه ‏هاى خود برگردند.

حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) به آنان فرمود: آرام باشید! این ابر براى این منطقه نخواهد بارید براى فلان ناحیه مى ‏رود، آن ابر رفت و ابر دیگرى به همراه رعد و برق آمد، مردم دوباره خواستند حرکت کنند، امام فرمود: این ابر نیز به فلان قسمت خواهد رفت، در حدود ده ابر به همین ترتیب آمد و از فضاى منطقه عبور کرد و هر بار امام (علیه السلام) فرمود: این ابر براى شما نیست. یازدهمین ابر از راه رسید. امام رضا(علیه السلام) فرمود: این ابر را خداوند متعال براى شما فرستاده است، در برابر فضل و کرم خداوند، شکر کرده و به سوى منازل خویش بازگردید تا شما به خانه نرسیده ‏اید باران نخواهد بارید. آنگاه امام رضا(علیه السلام) از فراز منبر پائین آمده و مردم نیز به خانه هایشان رفتند، در همین هنگام بود که باران شدیدى نازل شده و تمام حوض‏ها، گودالها و نهرها را پر کرد و مردم با خوشحالى تمام مى‏ گفتند: کرامتها و الطاف الهى بر فرزند رسول گرامى اسلام(ص) مبارک باد.

بعد از نزول باران و سیراب شدن زمین از برکات الهى و خوشحالى مردم، حضرت رضا(علیه السلام) به میان جمعیت آمده و آنان را موعظه کرده و به شکرگزارى از نعمتهاى الهى به درگاه پروردگار منان دعوت نمود.(۸)

اینجاست که از ته دل و عمق جان خطاب به اهل بیت (علیه السلام) عرضه مى‏داریم: اراده الرّب فى مقادیر اموره تهبط الیکم و تصدر من بیوتکم؛(۹) اراده و مشیت پروردگار عالم در تدبیر امور جهان به سوى شما مى ‏آید و از خانه‏ هاى شما به دیگر جاها مى ‏رسد.

فوائد و برکات نماز

نماز فوائد بسیارى به همراه دارد از جمله: روح انضباط را در انسان تقویت مى‏ کند زیرا باید در اوقات معینى انجام پذیرد و تأخیر و تقدیم آن موجب بطلان نماز مى‏ گردد. همچنین آداب و احکام دیگر باید با نظم و ترتیب رعایت شود و اگر با بی‏نظمى و ناهماهنگى صورت گیرد در حقیقت نماز خلل و اشکال به وجود مى‏آید؟ این چنین است که انسان نمازگزار باید با عادت به نظم و انضباط در نماز آنرا در سایر مراحل زندگى نیز به مرحله عمل درآورد. در زمینه اسرار و ره‏آوردهاى بی‏شمار نماز حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) سخن جامعى فرموده است که به بخشهائى از آن اشاره مى‏کنیم: آن حضرت در پاسخ نامه‏اى که از فلسفه و علل تشریع نماز پرسیده بود چنین فرمود: علت تشریع نماز این است که بنده به ربوبیت پروردگار توجه و اقرار داشته باشد و مبارزه با شرک و بت پرستى و قیام در پیشگاه پروردگار، در نهایت خضوع و تواضع و اعتراف به گناهان و تقاضاى بخشش از معاصى گذشته و نهادن پى‌شانى بر زمین همه روزه انجام پذیرد. و نیز هدف این است که انسان همواره هشیار و متذکر گردد، گرد غبار فراموشکارى بر دل او ننشیند، مست و مغرور نشود، خاشع و خاضع باشد طالب و علاقه‏ مند افزونى در مواهب دین و دنیا گردد. همین توجه او به خداوند متعال و قیام در برابر او، انسان را از معاصى باز مى‏ دارد و از انواع فساد جلوگیرى مى‏ کند.

امام رضا(علیه السلام) در مورد سایر دست آوردهاى نماز فرمود: نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز سبب مى ‏شود که انسان مولا، و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و روح سرکش و طغیانگرى در برابر خدا بر او غالب نیاید.(۱۰)

نماز نوجوانان

حسن بن قارن مى‏ گوید: از امام رضا(علیه السلام) در مورد شخصى پرسیدند که پسر نوجوانش را به انجام نماز وادار مى‏ کند و این فرزند گاهى نماز را ترک مى‏ کند. امام فرمود: این پسر چند سال دارد؟ گفتند: آقا، ۸ ساله است. حضرت رضا(علیه السلام) با تعجب فرمود: سبحان اللّه! ۸ ساله است و نمازش را ترک مى‏کند؟! گفته شد! بچه است گاهى خسته و ناراحت مى ‏شود. امام فرمود: هر طورى که راحت است نمازش را بخواند.(۱۱)

پیراهن متبرک

از منظر حضرت رضا(علیه السلام) نه تنها نماز و نمازگزاران ارزشمند هستند بلکه لباسهائى هم که با آن نماز خوانده مى‏ شود امتیاز ویژه ‏اى دارد. اسماعیل بن على برادر دعبل خزاعى مى‏ گوید: آن حضرت به برادر دعبل پیراهنى را هدیه داده و فرمود: دعبل! این پى‌راهن را قدر بدان و خوب محافظت کن! که من در آن هزار شب و هر شبى هزار رکعت نماز خوانده ‏ام و در آن هزار ختم قرآن به جاى آورده ‏ام. احتفظ بهذا القمیص فقد صلیت فیه الف لیله کل لیله الف رکعه و ختمت فیه القرآن الف ختمه.(۱۲)

فلسفه نماز جماعت

امام رضا(علیه السلام) در مورد علل نماز جماعت فرمود: خداوند متعال نماز جماعت را قرار داده است که شعائر اسلامى و معارف الهى همانند اخلاص، توحید، ارزشهاى اسلامى، عبادت و نیایش براى خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زیرا در اظهار این اعمال و علنى بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام مى‏ شود.

همچنین مسلمانان دوچهره و منافق و کسانى که نماز را سبک مى ‏شمارند مشخص شوند و وادار به انجام دستورات الهى باشند. همچنین گواهى افراد نسبت به عدالت و صلاح همدیگر جائز باشد. افزون بر این نماز جماعت نیکوکارى و ترویج فضیلت‏ها را به همراه دارد و خیلی‏ ها را از گناه و فساد باز مى‏ دارد.(۱۳)

آداب نماز

امام رضا(علیه السلام) در مورد آداب نماز فرمود: اگر براى نماز ایستادى تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگى و سستى و تنبلى نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجاى آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشى و براى خدا تواضع کنى و خشوع و خوف را برخود هموار سازى در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ‏اى و پیوسته با طمأنینه و نگران باشى. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده و در پى‌شگاه خداى عالمیان بایست. پاهاى خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئى خدا را مى‏ بینى، که اگر تو او را نمى ‏بینى او تو را مى ‏بیند.(۱۴)

خاطره‏اى از شیخ رجبعلى خیاط

این مقال را با نقل خاطره‏اى پندآموز از مرحوم شیخ رجبعلى خیاط در مورد اهمیت نماز به پایان مى‏ بریم: آقاى سید قاسم شجاعى از مبلغین توانا و موفق مجالس مذهبى در خاطرات خود آوده است:

من از نوجوانى به سخنرانى و روضه خوانى در محافل دینى و مذهبى اشتغال داشتم و لحن و سخن گرم من موجب شده بود که به مجالس زیادى دعوت شوم. از جمله روزهاى هفتم ماه به منزل جناب مرحوم آقاشیخ رجبعلى خیاط نرسیده به بازارچه، بعد از کوچه سیاه ها مى رفتم. از پله ‏ها بالا مى ‏رفتیم و در منزل ایشان براى خانم‏ها روضه مى‏ خواندیم. اتاق جناب شیخ هم طبقه پائین آن قرار داشت. روزى بعد از اتمام منبر به طبقه پائین آمدم و براى اولین بار با جناب شیخ برخورد کردم، کلاه هائى دستش بود و گویا عازم بازار بود، سلام کردم، یک نگاه به صورت من کرد و فرمود: پسر پیغمبر و نوکر امام حسین(علیه السلام) نمازش تا الآن نمى ‏ماند!!

(در آن هنگام من سیزده ساله بودم) گفتم: چشم، در حالتى که دوساعت به غروب مانده بود و آن روز مهمان بودم و تا آن ساعت نمازم را نخوانده بودم. امّا آن مرد الهى به محض اینکه به صورتم نگاه کرد این حالت را در من دیده و گوشزد فرمود.(۱۵) و این یادآور سخن امام صادق(علیه السلام) است که فرمود: فضل الوقت الاوّل على الآخر کفضل الآخره على الدّنیا؛(۱۶) برترى نماز اول وقت بر آخر وقت، همانند برترى آخرت بر دنیاست.

پى‌‏نوشت‏:

۱. مکارم الاخلاق، ص ۴۶۱.

۲. من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۱۰.

۳. بحارالانوار، ج ۴۹، ص ۴۹.

۴. صابئین گروهى هستند که خود را پى‌رو حضرت یحیى مى‏دانند و به دو دسته موحد و مشرک تقسیم شده‏اند گروهى از آنان ستاره پرست هستند. مرکز آنان قبلا شهر حرّان عراق بود ولى امروزه در اهواز و بعضى مناطق دیگر به سر مى‏برند. آنها طبق باورهاى خود در کنار نهرهاى بزرگ زندگى مى‏کنند.

۵. توحید صدوق، ص ۴۳۴؛ حیاه الامام رضا(علیه السلام)، ج ۱، ص۱۱۰.

۶. نماز خوبان، ص ۵۶، روزنامه کیهان، شماره ۳۶۵۹.

۷. ارشاد مفید، ج ۲، ص ۲۶۴ و اصول کافى، مولد ابى الحسن الرضا(علیه السلام)، حدیث ۷.

۸. عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج ۲، ص ۱۶۵.

۹. الکافى، ج ۴، ص ۵۷۷.

۱۰. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۲۹۴.

۱۱. وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۲۰.

۱۲. بحارالانوار، ج ۷۹، ص ۳۰۹.

۱۳. وسائل الشیعه (۲۰ جلدى)، ج ۵، ص ۳۷۲.

۱۴. فقه الرضا(علیه السلام)، ص ۱۰۱.

۱۵. کیمیاى محبت، ص ۲۲۵.

۱۶. ثواب الاعمال، ص ۳۶.