می خواهم که همه چیز بنده شما باشد، در مشت شما باشد و تابع و تسلیم شما باشد. و این راه دارد و راهش این است که شما هم بنده من باشید.

بندگی یعنی تسلیم و فرمانبر خدا بودن ، در روایت آمده است: من عبد الله عبد الله له کل شیء: هر کس بندگی خدا کند همه چیز بندگی او خواهد کرد. ( تنبیه الخواطر ، ج ۲ ، ص ۱۰۸)
و سعدی این معنا را به زیبایی در قالب حکایتی دلنشین و دلکش بیان کرده و می گوید: یکی از بزرگان اهل معنا روزی بر پلنگی نشسته و ماری به دست داشت، شخصی او را دید و از آنجا که همیشه دیده بود مردم بر الاغ سوار می شوند و چماق به دست می گیرند، شگفت زده پرسید:
چه کردی که درنده رام تو شد؟
نگین سعادت به نام تو شد؟
و آن بزرگ این گونه پاسخ داد:
تو هم گردن از حکم داور مپیچ
که گردن نپیچد ز حکم تو هیچ
تو هم مطیع و فرمانبردار حق باش، تا همه چیز مطیع و رام و تحت فرمان تو باشد، و بر همه چیز سلطه و سلطنت یابی: بندگی کن تا که سلطانت کنند. [مثنوی معنوی]
خداوند می فرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ: ای مردم پروردگار خود را بندگی کنید. (بقره، ۲۱)
یعنی من می خواهم همه چیز بنده شما باشد، در مشت شما باشد و تابع و تسلیم شما باشد. و این راه دارد و راهش این است که شما هم بنده من باشید
از این رو خداوند می فرماید: یا أَیُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ: ای مردم پروردگار خود را بندگی کنید. (بقره، ۲۱)
یعنی من می خواهم همه چیز بنده شما باشد، در مشت شما باشد و تابع و تسلیم شما باشد. و این راه دارد و راهش این است که شما هم بنده من باشید.
یک نکته ی کلیدی
یک عبارت از حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها است که در واقع یک روایت کلیدی است، یک طوری دستورالعمل و برنامه برای زندگی من و شماست، حضرت می فرمایند: «مَنْ أصعَدَ الی اللهِ خالِصَ عبادَتهِ اهبطَ اللهُ لَهُ افضَلَ مصلَحَهِ» هر کس که خالص ترین بندگی اش را به درگاه خدا بفرستد، بالا بفرستد، یعنی خالصانه بندگی بکند برای خدا، بندگی هم به معنای تمامش، چه نماز، چه روزه، و چه اخلاق اجتماعی اش، این ها همه جلوه هایی از بندگی است؛ اگر خالصانه به درگاه خدا بندگی کردی، خدا بهترین مصلحتت را برایت پائین می فرستد.
بندگی کن تا عزیز شوی
مرحوم علامه طبرسی (رضوان الله علیه) در مجمع البیان، حدیثی را از قول علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در ذیل این آیه شریف نقل فرموده اند که خیلی حدیث لطیفی است. حضرت می فرماید: در آن هفت سال قحطی که همه چیز در اختیار یوسف بود، مردم هر چه داشتند، به یوسف فروختند. درهم و دینار دادند گندم گرفتند، خانه هایشان را دادند و گندم گرفتند، مزارعشان را دادند و گندم گرفتند، جواهراتشان را دادند و گندم گرفتند، گاو و گوسفند هایشان را دادند و گندم گرفتند، سال آخر دیگر چیزی نداشتند که بدهند، همه مردم مصر خودشان را به عنوان غلام و کنیز به یوسف فروختند و گندم گرفتند. حضرت رضا در ادامه می فرمایند: خداوند تمام مردم مصر را بنده و غلام یوسف کرد، چون یوسف بندگی خدا را کرده بود. لذا اگر می خواهی عزیز باشی گناه نکن.
معامله ای ارزشمند
خداوند تمام مردم مصر را بنده و غلام یوسف کرد، چون یوسف بندگی خدا را کرده بود. لذا اگر می خواهی عزیز باشی گناه نکن
در احوالات مرحوم آقای شیخ حسنعلی نخودکی نقل شده که ایشان گاهی ساعت های طولانی را در یک سجده یا در یک رکوع می گذراند. یکی از خادمان حرم امام رضا علیه السلام نقل می کند که یک شب برفی هنگام سحر برای اذان صبح به حرم رفتم. دیدم ایشان کنار گنبد حضرت، در حال رکوع است و حدود چهار انگشت برف روی کمرش نشسته است. نزدیک اذان که شد نمازش را تمام کرد و خودش را تکاند و رفت. خدا به چنین بنده ای آن کرامات را داد که با دانه ای کشمش و خرما بیماری های دیگران را علاج می کرد. آن کسی که این طور تسلیم خداست وقتی می بیند خدا دوست دارد شب تا صبح برایش رکوع و سجده کند، می گوید: چشم! چون تو دوست داری تا سحر سجده می کنم!
و خدا در پاسخ می گوید: حال که تو بنده شدی، من اختیار شفای بیماران را به دست تو می دهم. چه معامله ای است! آیا نمی ارزد؟ وَمِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلًا طَوِیلًا؛ بنده شو! شب تا صبح کوچکی! سجده کن! چرا که سجده، بالاترین نماد کوچکی و تذلل در پیشگاه الهی است.
به امید آنکه با طی مسیر بندگی خدا به مقاماتی که برایمان گفته شده است برسیم. ان شاء لله
منابع:
کتاب باران حکمت، حجت الاسلام محمد رضا رنجبر
بیانات حجت الاسلام والمسلمین سید وحید معتمدی
دارالارشاد

فرآوری: زهرا اجلال