«ابتکار صلح هرمز» نشان از نوعی واقع‌گرایی در سیاست خارجی ایران است و از ایده‌آل گرایی در طرح‌های امنیتی گذشته فاصله گرفته است.

 سایت «هرالد تریبون آمریکا» در تحلیلی به قلم «جواد حیران نیا» کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی «ابتکار صلح هرمز» پرداخته است که در ادامه می آید.

«حسن روحانی» رئیس جمهوری اسلامی ایران در سخنرانی خود در هفتاد و چهارمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل طرح ایران برای صلح و ثبات در منطقه خلیج فارس و تنگه هرمز را تحت عنوان «ائتلافِ امید» HOPE  یعنی «ابتکار صلح هرمز» (Hormoz Peace Endeavor) ارائه کرد.

روحانی در سخنرانی خود اعلام کرد:«دکترین امنیتی جمهوری اسلامی ایران حفظ صلح و ثبات در خلیج فارس و تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز است. حوادث اخیر، این امنیت را به شکل جدی در خطر قرار داده است. امنیت و صلح در خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را با مشارکت کشورهای این منطقه می‌توان تأمین کرد و جریان آزاد نفت و سایر منابع انرژی را تضمین نمود، به شرط آن که امنیت را چتری فراگیر در همه حوزه‌ها برای تمامی کشورها بدانیم.»

نگاهی به طرح مذکور نشان از این دارد که ایران نقش سازمان ملل یا عبارت بهتر نقش اعضای دائمی شورای امنیت را در طرح صلح خود به رسمیت شناخته است. این موضوع در قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت مندرج است. بر اساس بند ۸ قطعنامه ۵۹۸ و به منظور مهار تنش‌های موجود در خلیج فارس، تامین امنیت انرژی و ممانعت از بروز حوادث اتفاقی زمینه‌ساز تقابلات نظامی، تشکیل «گروه تماس ۱۳» شامل هشت کشور حاشیه خلیج فارس و پنج قدرت جهانی عضو دائم شورای امنیت ضروری است.

همانگونه که مشاهده می شود تفاوت این طرح با دو طرح پیشین ایران در خصوص امنیت خلیج فارس یعنی «مجمع گفتگوی منطقه ای» و «پیمان عدم تجاوز» همین قائل شدن نقش نظارتی برای اعضای دائم شورای امنیت است که در طرحهای پیشین مطرح نبود.

طرح ایران با عنوان «مجمع گفتگوی منطقه ای» اشاره به رویکرد «بری بوزان» و تعریفی که او از «مجتمع امنیت منطقه ای (regional security complex)  می دهد دارد. بر اساس این طرح ایران، خلیج فارس را می توان  یک مجموعه امنیتی نامید. دلیل این موضوع این است که این منطقه دارای نزدیکی جغرافیایی و الگوی دوستی و دشمنی بین دولتهای منطقه است.

از نظر تاریخی پیمان‌های عدم تجاوز در جلوگیری از درگیری بین کشورها در زمانی که سایر شرایط و ملاحظات در راستای نادیده گرفتن تعهدات این قراردادها بوده موثر نبوده‌اند. جامع‌ترین و کامل‌ترین آنها پیمان «بریان-کلوگ» در سال ۱۹۲۸ بوده است که پس از جنگ جهانی اول بسته شد. هدف پیمان‌های عدم تجاوز غیرقانونی دانستن جنگ به عنوان ابزاری برای حل مناقشات بین المللی است. یکی دیگر از پیمان‌های عدم تجاوز پیمان شکست خورده‌ای بود که بین آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی سابق در ۱۹۳۹ منعقد شد؛ این پیمان با حمله هیتلر به اتحاد جماهیر شوروی سابق در ۱۹۴۱ از بین رفت.

بر همین اساس بود که «مجمع گفتگوی منطقه ای» و «پیمان عدم تجاوز» که از سوی ایران مطرح شد نتوانست مورد پذیرش همه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس قرار گیرد.

در واقع طرحهای پیشین ایران مبتنی بر ساختار امنیت دسته جمعی بومی متشکل از کشورهای منطقه که از آن به عنوان «امنیت درونزا» یاد می شود با استقبال کشورهای منطقه مواجه نشد چرا که موفق بودن چنین مکانیسمی نیازمند داشتن سطحی از همگرایی امنیتی میان کشورهای منطقه است.

نکته محوری «ابتکار صلح هرمز» (Hormoz Peace Endeavor) تأکید بر موازنه قوا است. از آنجا که ایران به تنهایی توان ایجاد موازنه قدرت در برابر آمریکا و متحدین عربش در منطقه خلیج فارس را ندارد بنابراین ناچار است برای ایجاد موازنه حداقلی در برابر آنها، ائتلافهای جدیدی ایجاد کرده و دیگر قدرتهای بزرگ که به ایران نزدیکتر هستند از جمله روسیه و چین را وارد منطقه کند تا با همکاری آنها موازنه حداقلی در برابر ایالات متحده و متحدین عربیش در منطقه خلیج فارس ایجاد کند.

اما پرسش این است چرا ایران طرحی جدید برای امنیت منطقه خلیج فارس ارائه داده است. در پاسخ به این پرسش دلایل متعدد و گوناگونی وجود دارد. اولین دلیل این است که طرحهای ایران برای امنیت منطقه در قالب «پیمان عدم تجاوز» و «مجمع گفتگوی منطقه ای» با اقبال کشورهای منطقه روبرو نشد. مجمد جواد ظریف در قالب سفرهای منطقه ای سعی در ایجاد اجماعی در خصوص آن داشت که دستاورد عملی به همراه نداشت.

دلیل دوم ارائه طرحهای امنیتی مختلف متعاقب افزایش تنشها در منطقه خلیج فارس بود. به طوریکه طرحهایی از سوی آمریکا، روسیه، فرانسه(با حمایت آلمان) و انگلیس برای امنیت خلیج فارس مطرح شد. طرح تشکیل ائتلاف دریایی آمریکا یکی از مهمترین و جدی ترین طرحها در این خصوص بود.

طرح دیگری که همزمان با تشکیل ائتلاف آمریکایی مطرح شد طرح روسیه بود که تفاوت آن با طرح آمریکایی نقشی است که برای قدرتهای فرامنطقه ای قائل است. طرح روسیه نقش «نظارتی» برای قدرتهای فرامنطقه ای قائل است و اعلام کرده خواستار این است که امنیت منطقه توسط کشورهای خود منطقه با «نظارت» قدرتهای فرامنطقه ای تأمین شود.

دلیل سوم این بود که موضوع خلیج فارس متعاقب افزایش تنشها در منطقه جنبه «بین المللی تری» پیدا کرد و طرح ایران و قائل شدن نقش نظارتی سازمان ملل می تواند با اتکا به نقش کشورهای منطقه از بین المللی تر شدن و دخالت کشورهای فرامنطقه ای بیشتر در آن خودداری کند. آمریکا در قالب تشکیل ائتلاف دریایی سعی دارد بیش از ۷۰ کشور را وارد خلیج فارس کند.

دلیل چهارم این است که امنیت منطقه خلیج فارس به سایر حوزه های امنیتی که مد نظر آمریکاست پیوند نخورد. آمریکا در تلاش است تا امنیت منطقه خلیج فارس را به امنیت باب المندب و خلیج عدن و دریای سرخ و حوزه شامات پیوند بزند تا بتواند ادراک سازی راحت تری در خصوص تهدیدات ایران داشته باشد و گستره تهدیدات را محدود به خلیج فارس نداند. بر همین اساس در بیانیه ای که سنتکام(ستاد فرماندهی مرکزی ایالات متحده آمریکا) در خصوص ائتلاف دریایی به رهبری آمریکا صادر کرد هدف از عملیات مذکور تقویت ثبات دریایی، تضمین عبور امن و تنش‌زدایی در آب‌های بین‌المللی در تنگه‌هرمز، تنگه باب‌المندب و دریای عمان است.

این در حالی است که ایران در تلاش است تا مسائل امنیتی منطقه خلیج فارس فقط محدود به همین حوزه باشد و حل و فصل آن نیز مرتبط به سایر حوزه ها نشود.

«ابتکار صلح هرمز» به طور مشخص به دنبال ایجاد «شبکه امنیتی» است که بر اساس آن کشورهای منطقه برای تأمین امنیت منطقه دخیل هستند و در مغایرت با «ائتلاف سازی» آمریکا است که مبتنی بر منطق حاصل جمع جبری صفر به معنای برد مقابل باخت ایران است.

روحانی با طرح این موضوع که راه‌حل نهایی صلح و امنیت خاورمیانه: “دموکراسی در داخل؛ و دیپلماسی در خا رج” است در واقع هم «هدف و مرجع» امنیت و هم «موضوع» امنیت را فراگیر تعریف کرد. به این معنا که هدف و مرجع امنیت بر اساس دموکراتیک بودن نظام سیاسی صرفا نظام سیاسی نخواهد بود و گستره آن به عموم مردم سرایت می کند. از سوی دیگر موضوع امنیت نیز به حوزه «نظامی» فقط محدود نمی شود و سایر حوزه های اقتصادی، اجتماعی و … را نیز در بر می گیرد. یعنی در طرح ایران بر امنیت انسانی  (human security) در کنار امنیت دولتی (state security) نیز تأکید شده است.

بر اساس طرح ایران «امنیت برای همه یا هیچ» تعریف می شود و امنیت به اقتصاد و انرژی پیوند می خورد. «امنیت و صلح در خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را با مشارکت کشورهای این منطقه می‌توان تأمین کرد و جریان آزاد نفت و سایر منابع انرژی را تضمین نمود، به شرط آن که امنیت را چتری فراگیر در همه حوزه‌ها برای تمامی کشورها بدانیم.»

در مجموع «ابتکار صلح هرمز» نشان از نوعی واقعگرایی در سیاست خارجی ایران است و از ایده آل گرایی در طرحهای امنیتی گذشته فاصله گرفته است. چرا که پس از چند دهه تاکید بر ایجاد ساختار امنیت دسته جمعی بومی متشکل از کشورهای منطقه، به سمت ایجاد یک ائتلاف جدید با حضور کشورهایی غیر از کشورهای منطقه تغییر رویکرد داده که البته این ائتلاف جدید برخلاف رویکرد امنیتی پیشین ایران نه یک ساختار امنیت دسته جمعی که ساختاری مبتنی بر موازنه قدرت منطقه ای است. این ساختار در صدد ایجاد سازه ای دوقطبی با بازدارندگی حداقلی است که دریک سر آن آمریکا و متحدین عرب منطقه ای آن قرار دارند و در سر دیگر آن ایران و ائتلاف امید.

منبع؛ مهر