شبهه

یکی از شبهاتی که در سال های اخیر از طرف وهابیان برای منفور جلوه دادن مذهب شیعه القا می شود این است که می گویند  شیعه گری توسط صفویه تأسیس شده است و شیعه از ایران سر درآورده  و آموزه هایی آن از طرف صفویان ساخته و پرداخته شده است.

پاسخ شبهه

 آموزه ها و عقاید و تاریخ شیعه را باید در متون شیعی و تاریخ اسلام جستجو نمود؛ بنابراین مذهب شیعه را باید از احادیث اهل بیت و کتابهایی که از سوی عالمان شیعی مثل شیخ مفید، شیخ طوسی، علامه حلی، سید مرتضی، محقق حلی و دیگران که سالها  قبل از حکومت صفویان بوده اند به دست آورد نه از عملکرد صفویان که اجداد شان از صوفیان  از جمله خود صفی الدین جد صفویان بر مذهب اهل سنت بوده اند. اینکه مردم ایران قبل از صفویه سنی بوده اند و به دست صفویان حالا به هر روشی که شیعه شده اند ربطی به مذهب شیعه ندارد و از این جهت هیچ نوع اشکال و شبهه ای متوجه این مذهب نمی شود همان گونه که حالا چه با زور و چه با میل خودشان مسلمان شده اند، نقد و اشکالی را بر صحت ارکان اعتقادی و فقهی دین اسلام وارد نمی‌سازد و به همین منوال سنی شدن برخی شیعیان با زور حکام سنی مذهب یا با میل خود شان دلیلی بر بطلان مذهب اهل‌سنت نیست. بلکه صحت و بطلان یک دین و مذهب را باید از تعالیم و آموزه‌های آنها به دست آورد.

 از طرف دیگر مذهب شیعه نه ساخته دست صفویان و نه هیچ کسی دیگری نیست این مطلب از تاریخ صدر اسلام کاملا و بی هیچ ابهامی قابل اثبات است که ما به دلیل روشن بودن آن به این وقایع و مطالبی که در متون اهل سنت بیان شده است نمی پردازیم و فقط به یک واقعیت تاریخی به صورت اجمال اشاره می‌کنیم تا این تصور که شیعه در زمان صفویه به وجود آمده است را نفی کند و آن اینکه: بعد از رحلت پیامبر خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مسلمانان دچار اختلاف شدند و  لذا عده‌ای از صحابه بی‌هیچ مدرک و دلیلی بر خلاف دستورات پیامبر خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در روز وفات حضرت پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم- در حالی که علی – علیه السلام–  با سایر بنی هاشم مشغول کفن و دفن بودند، خودسرانه با توجه به اینکه قبلاً هم با رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- در مسئله امامت و خلافت به مشاجره پرداخته بود، شورایی را تشکیل داده و بعد از جدال و منازعات شدید بین معدودی از مهاجرین و انصار، مهاجرین موفق می‌شوند که ابوبکر را به دستور عمر به عنوان خلیفه تعیین کنند.[۱] آنان بدین گونه زمام حکومت و امور سیاسی و نظامی امت اسلامی را کردند. این دسته از مسلمین که دربرابر امام علی- علیه السلام-  قرار گرفته بودند در ابتداء عنوان خاصی نداشتند بلکه به عنوان طرفداران عمر و ابوبکر معروف بودند و بنابر قول ابوحاتم رازی بعد از کشته شدن عثمان در زمان معاویه و بعد از آن به «عثمانیه» نامیده می شدند و شیعیان علی ـ علیه السلام ـ در این زمان به نام علویه معروف بودند تا اینکه در زمان عباسیان نام علویه و عثمانیه نسخ گردیدند و علویه بنام پیشین خود یعنی شیعه برگشتند و بر دیگران اسم اهل سنت گذاشته شد و این اسم تا امروز ادامه دارد.[۲]

در کتاب «تأسیس الشیعه» آمده است: «لفظ شیعه در روزگار پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- بوده است، چنانکه ابوحاتم در «کتاب الزینه» خود می نویسد: نخستین نامی که در اسلام به روزگار رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- آشکار گردید شیعه بود و آن لقب چهار تن از صحابه بود: ابوذر غفاری، سلمان فارسی، مقداد بنی اسود کندی و عمار بن یاسر،‌ تا اینکه هنگام صفین این اصطلاح در میان هواخواهان علی ـ علیه السلام ـ منتشر گردید» و در نهایت اینکه انس بن مالک گوید: رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: «خدای متعال در روز قیامت بندگانی را بر می انگیزد که از چهره هایشان نوری از راست به چپ عرش پرتو افکنی می کند و به منزله پیامبران هستند ولی پیامبر نیستند و به منزله شهیدان هستند ولی شهید نیستند ابوبکر برخاسته گفت: من از آنان هستم ای پیامبر خدا؟ فرمود: نه. سهل بن حنیف برخاسته گفت: من از آنان هستم ای پیامبر خدا؟ فرمود: نه پس رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- دستش را بر سر علی ـ علیه السلام ـ گذاشته فرمود: این است و شیعه اش».[۳]

 طبق مطالب مطرح شده واضح و روشن است که تشیّع و شکل گیری آن در زمان خود حضرت رسول اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- بوده و آن حضرت این واژه را درباره پیروان علی ـ علیه السلام ـ بکار برده اند. از مذهب شیعه به «مذهب جعفری» نیزتعبیر می شود و علت آن اینست در فاصله انقراض امویان و قدرت یافتن عباسیان و نیز در دوران شکل گیری سلسله اخیر، امام صادق- علیه السلام-  امکان و فرصت آن را یافت که به گسترش علم و رونق احکام الهی دست و طالبان علم از جای جای جهان اسلام به مدینه هجرت کرده و در حوزه درس او گرد آمدند و در روزگار شکوفائی علم، مذهب اهل بیت بدو منسوب شد. چرا که هر شیوه ای را امام می پسندید و هر نظری که او تأیید می کرد لاجرم به او نسبت داده می شد و گفته می شد «مذهب جعفر صادق – علیه السلام- ».[۴]

در دوران یاد شده خانه امام صادق – علیه السلام-  دانشگاهی بود، که به حضور عالمان بزرگ در حدیث‌،‌ تفسیر، ‌حکمت و کلام و… زینت یافته بود و در حوزه درسی وی غالباً دو هزار تن و گاه چهار هزار نفر شرکت می‌کردند.[۵]

 از مطالبی که بیان گردید این مطلب با قطع و یقین ثابت می‌گردد که تشیع توسط خود رسول خدا – صلی الله علیه و آله و سلم- پایه گذاری گردیده است. و افزون بر آنچه ذکر گردید حدیث ثقلین، حدیث، منزلت،‌ حدیث دار، حدیث سفینه و … مذهب اهل بیت را که همان مذهب شیعه باشد به عنوان اسلام مطرح می‌کند و پیروی از آن را مایه نجات و رستگاری می داند. بنا بر این غیر از رسول خدا هیچ کسی در هیچ زمانی دیگری موسس مذهب تشیع نمی‌تواند باشد. اینکه برخی می گویند تشیع در زمان صفویان تاسیس شده است سخن باطل و مخالف با تاریخ است، زیرا صفویان باعث گسترش تشیع در ایران می باشد نه اینکه مذهب شیعه را تأسیس کرده باشند. بلکه قبل از برپایی حکومت صفویان در ایران شیعه وجود داشته است و تاریخ بر این مطلب به روشنی دلالت دارد. مثلا قبایل همدان و یا بنی عبد القیس و یا اشعری ها که گرایش شیعی داشته اند در بعضی از مناطق ایران باعث ترویج مذهب تشیع شده اند.[۶]

افزون بر اینها تاریخ به صورت بسیار آشکار گواهی می‌دهد که شیعه قبل از روی کار آمدن صفویان در ایران، در کشورهای مختلف از جمله، عربستان، عراق، کشورهای شمال آفریقا، افغانستان، هندوستان، بحرین، یمن و… وجود داشته است و این صفویان بودند که با شیعه شدن شان، مذهب شیعه را در ایران مذهب رسمی و جایگزین مذهب اهل سنت نمودند.

مورخان اتفاق نظر دارند که تا پایان قرن نهم هجرى ایرانیان پیرو مذاهب چهار گانهء اهل سنت بوده‌اند. در اوایل قرن دهم، در دورهء صفویان بود که اکثر مردم ایران به مذهب شیعه گرویدند. در این مسئله نیز اتفاق نظر دارند که مذهب شیعه به وسیلهء داعیان عرب ؛ یعنى پیروان و شاگردان امامان اهل بیت- علیه السلام-  وارد ایران شد و اوّلین کاروانى که به ایران پا گذاشت گروهى از قبائل یمن بودند که به دستور خلیفهء اموى از نواحى کوفه به خراسان تبعید شدند. زیرا همواره به عنوان یک کانون خطر و آشوب بر ضد خلافت امویان در عراق ، مطرح بودند. عملیات تبعید آنان را والى اموى کوفه، زیاد بن ابیه اجرا کرد. کاروان کوچک دیگرى از اشعریان که آن نیز از عراق بود، در ایام خلافت عبد الملک بن مروان در نقطه‌ای که بعدها به قم معروف شد، سکونت گزید. قم به گفتهء یاقوت حموى یک شهر عربى خالص است که هیچ نشانى از مردمان عجم در آن به چشم نمى‌خورد.[۷]

پیش از صفویان، اقلیت هاى شیعى فراوانى در سراسر ایران بودند؛ اما به دنبال پیروزى صفویان، بیشتر شهرهاى مرکزى ایران به تشیع گرویدند. با آمدن فقیهان عرب و سپس عجم به صحنهء سیاست، زمزمهء اقامهء جمعه در شهرهاى مختلف مطرح شده و محقق کرکى نخستین فقیهى بود که به جد به این امر توجه کرد.[۸]

دولت صفوی به دلیل اینکه با مذهب شیعه آشنایی کاملی نداشت در ابتدای امر نیاز به فقهاء شیعی که امور دینی را به مردم آموزش دهند و مناصب قضاء را به عهده بگیرند و برای این کار از مجتهدین شیعه استفاده کردند. علماء جبل عامل سهم بسیاری در این امر گرفتند و از این رو به ایران مهاجرت کردند و متولی امور دولتی شدند و در شهر کرک جبل عامل بیش از سی عالم شیعی در درجه عالی علم وجود داشتند که در زمان به وجود آمدن دولت صفوی به ایران مهاجرت کردند و شاه صفوی آنان را به مناصب حساس دینی گمارد و محقق کرکی در رأس این مهاجرین بود و از طرف شاه اسماعیل منصب شیخ الاسلام اصفهان به او واگذار گردید  و او هم سایر علمای کرک را به ایران دعوت نمود تا مذهب امامی را در بین مردم نشر دهند و آنان را در این راه به جهاد تحریک تشویق نمود. پس این محقق کرکی بود که در زمان شاه طهماسب امور ممکلت را به دست داشت و به عنوان نائب امام – علیه السلام-  به وظایف خود عمل می‌کرد و حتی شاه طهماسب به او می گفت که تو سزاوارتر به حکومت هستی زیرا تو نائب امام هستی.[۹]

نتیجه این شد که مذهب شیعه توسط شخص رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- پایه گذاری شده و صفویان کمترین نقشی در آن نداشته و  صفویه فقط حکومت شیعی را در ایران به وجود آورد و با کمک علمای شیعه مردم ایران که قبل از آن بیشتر آنان اهل سنت بودند در سایه این حکومت شیعه شدند.

پی نوشت ها:

[۱]. رک: بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح بخاری، ج۲ص۲۹۱، بیروت، دارصعب، بی تا.

[۲]. علی ربانی گلپایگانی، فرق و مذاهب کلامی، ص ۱۶۸، قم، مرکز جهانی علوم اسلامی.

[۳]. جعفری، سید محمد مهدی، دائره المعارف تشیع، نشر سعید محبّی، چ۱، ۱۳۷۳ش، ص ۳ – ۵.

[۴]. اسد حیدر، امام صادق ـ علیه السلام ـ و مذاهب چهارگانه، ج۱ص۲۷۹-۲۸۰، مترجم حسن یوسفی اشکوری،شرکت سهامی انتشار، چ۱، ۱۳۶۹ش.

[۵]. همان، ج اول ، ص ۵۹.

[۶] . یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج ۲ص۳۲۶، بیروت، دار صادر.

[۷] . شیخ محمد حسن مظفر، دلائل الصدق لنهج الحق ( فارسی ) مترجم : سپهری، ج ۱ ص ۸، مقدمه مترجم.

[۸] . دوازده رسالهء فقهى دربارهء نماز جمعه از روزگار صفوى ( فارسی ) – رسول جعفریان – ص ۲۶ – ۲۷

[۹] . محقق کرکی، جامع المقاصد، ج ۱ – ص ۳۰-۳۳،  تکمله مقدمه التحقیق. بی‌تا، بی‌نا.

 نویسنده: حمیدالله رفیعی