شبهه

برخی از وهابیان این شبهه را القا می کنند که مهدویت از عقاید خاص شیعیان است و هیچ حدیثی از اهل تسنن در مورد بحث مهدویت وجود ندارد!

پاسخ شبهه

موضوع امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ و قیام و انقلاب جهانی او یک امر مسلم و غیر قابل خدشه در بین مسلمانان است. از این‌رو علما و دانشمندان اهل سنت به وجود و ظهور مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ که از دودمان پاک پیامبر و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا ـ سلام الله علیها ـ است معتقدند این اتفاق نظر به حدی است که حتی تندروترین گروه‌های اسلامی ـ یعنی وهابیان ـ نیز این موضوع را  نه تنها پذیرفته‌اند، بلکه به طور جدی از آن دفاع می‌کنند و از عقاید قطعی و مسلم اسلامی می‌دانند.[۱]

بعضی از دانشمندان اهل سنت در گذشته و حال، کتاب‌هایی مستقل در موضوع امام مهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ نوشته‌اند مثل ابو نعیم اصفهانی در مجموعه الاربعین (چهل حدیث) و سیوطی در کتاب «العرف الوردی فی اخبار المهدی ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ» و برخی دیگر در مقام دفاع از عقیده مهدویت و ردّ منکران این عقیده، کتاب و مقاله نوشته‌اند مانند «محمد صدیق مغربی» که در رد گفتار «ابن خلدون» کتابی نگاشته و به سختی از او انتقاد کرده است.

این‌ها نمونه‌هایی از موضع اهل سنت در مسئله مهدویت است. این مسئله هیچ اختصامی به شیعه امامیه ندارد. اینکه برخی وهابی ها در مناظرات خود ادعا کرده اند که هیچ حدیثی در مورد مهدویت وجود ندارد ناشی از جهل و یا از عناد شدید او نسبت به اهل بیت و اسلام است. ما برای بطلان ادعای این دست از وهابی‌ها احادیثی را در باره حضرت مهدی(عج) و قیام او در آخرالزمان از برخی کتابهای حدیثی و تفسیری اهل سنت نقل می کنیم:

مهدویت در کتاب های حدیثی اهل سنت

در کتابهای حدیثی اهل سنت به صورت بسیار گسترده، به مسئله مهدویت و ظهور و خروج آن حضرت پرداخته شده و در بیشتر آنان تحت عناوینی خاصی احادیث مهدویت جمع آوری گردیده است. ما در اینجا به برخی از این کتابها در ضمن بیان مضامین این احادیث اشاره می‌کنیم:

در المستدرک حاکم نیشابوری چندین حدیث در این رابطه نقل شده و آنها را بر شرط بخاری و مسلم صحیح دانسته است که در برخی از آنها نشانه‌های جسمی آن حضرت بیان گردیده و در آنها گفته شده است که زمین را پر از عدل و قسط می کند بعد از اینکه پر از ظلم و جور می شود. در برخی دیگر از آنها آمده که مهدی از اولاد فاطمه دخت گرامی رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– است. در حدیثی دیگری از این احادیث مدت حکومت آن حضرت هفت یا هشت سال گفته شده است. در یکی دیگر از این احادیث آمده است که مهدی از عترت رسول خدا است. حدیثی در این مجموعه بیان می‌کند که امت اسلامی در حکومت آن حضرت از نعمتهای فروانی بهره مند گردیده و زمین تمام ذخایر خود را بیرون می‌ریزد.[۲]

در صحیح ابن حبان احادیثی که در باره مهدویت نقل شده، می‌گوید که قیامت برپا نخواهد شد تا اینکه زمین پر از ظلم و جور گردد و سپس مردی از اهل بیت و عترتم خروج کرده و آن را از عدل و قسط پر خواهد کرد. سپس در ذیل این احادیث می گوید اخباری که از وصف واسم مهدی نقل شده است بر ضد سخن کسی است که گمان کرده مهدی همان عیسی بن مریم است.[۳]

در کتاب حدیثی موارد الظمآن چندین حدیث تحت عنوان«باب ما جاء فی المهدی» نقل شده که می‌گوید اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک شب، همانا مردی از اهل بیت رسول خدا-صلی الله علیه و آله و سلم– که همنام پیامبر است در آن حاکم خواهد شد و آن را پر از عدل و قسط خواهد نمود. در یکی از احادیث که از رسول خدا- صلیه الله علیه و آله و سلم- نقل شده به نحوه خروج و بیعت با آن حضرت و نیز علامت دشمنان او و فرو رفتن در زمین بیدا اشاراتی شده و گفته شده که بر طبق سنت رسول خدا عمل خواهد کرد.[۴]

در سنن ابی داود تحت عنوان «کتاب المهدی» احادیث متعددی نقل شده است. در برخی از این احادیث به دوازده خلیفه رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- اشاره شده و در برخی از آنها در ضمن بیان خصوصیات و اسم مهدی گفت شده که اگر از دنیا چیزی باقی نماند مگر یک روز، خداوند این روز را به قدری طولانی خواهد کرد تا مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- مبعوث شود و زمین را پر از عدل و قسط گرداند. هم چنان از پیامبر اسلام نقل شده که مهدی از عترت آن حضرت و از اولاد فاطمه(س) است که در مکه بین رکن و مقام با او بیعت شده و لشکری که برای جنگ با آن حضرت از شام به سوی مکه می رود در سرزمین بیدا در زمین فرو خواهد رفت و او در بین مردم به سنت پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- عمل خواهد کرد.[۵]

۵ . سنن ابن ماجه احادیث مهدویت را تحت عنوان «بَاب خُرُوجِ الْمَهْدِیِّ» جمع آوری کرده است. در این روایات از قومی که از مشرق با پرچمهای سیاه قیام می‌کند و برای طلب خیر می جنگد تا اینکه آن پرچم را به دست مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و اله و سلم- می دهد. در احادیث رسول خدا به مسلمانان دستور داده که با این مرد بیعت کنند؛ زیرا او مهدی خلیفه خداوند است و خداوند کار او را در یک شب سر و سامان می‌دهد.[۶]

۶ . در سنن ترمذی «بَاب ما جاء فی الْمَهْدِیِّ» برای احادیث مهدویت اختصاص داده شده است. در این احادیث بیان شده که دنیا به پایان نمی رسد تا اینکه مردی از اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- که هم نام پیامبر است، حکومت را به دست بگیرد.[۷]

در کتاب حدیثی الجامع فی الحدیث در ذیل عنوان«باب المهدی» روایات متعددی آمده است. در این روایات فرورفتن لشکر شام در زمین بیداء و نحوه بیعت مردم با مهدی در بین رکن و مقام بیان گردیده و گفته شده مهدی که از عترت و اهل بیت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم است به گونه ای زمین را از عدل و قسط پر می کند که ساکنین آسمان و زمین از او راضی می گردند و آسمان و زمین یک قطره آب را در خود نگه نمی دارد و همه را بر روی زمین جاری می‌کند که حتی مردگان آرزوی زندگی در این زمان را می کنند. در برخی از احادیث آمده که مهدی تورات و انجیل اصلی را از زمینی که انطاکیه گفته می‌شود بیرون می آورد. در هنگام خروج مهدی نشانه ای با خورشید طلوع می‌کند.[۸]

مهدویت در کتاب های تفسیری اهل سنت

سایر کتاب های اهل سنت به طور گسترده روایاتی مربوط به مهدویت را منعکس کرده و به ذکر همه آنها نیازی نیست و فقط به چند مورد از تفاسیر اهل سنت اشاره می‌شود:

فخر رازی در تفسیرش در ذیل آیه«لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلّهِ» در یکی از پاسخ های این شبهه که اسلام هنوز بر همه ادیان غلبه نکرده است از قول سدی می‌گوید که این غلبه در زمان خروج مهدی تحقق پیدا می‌کند و در آن زمان کسی باقی نمی ماند مگر اینکه داخل در اسلام شده باشد.[۹]

سیوطی در الدرالمنثور در تفسیر آیه که خزی و خواری کفار را وعده داده است می‌گوید که این خزی برای آنان زمانی تحقق پیدا می‌کند که مهدی قیام کند.[۱۰]  او نیز می گوید از ابن عباس نقل شده که پیامبر- صلی الله علیه و آله و سلم- فرمود: اصحاب کهف از اعوان مهدی هستند.[۱۱] در موارد متعدد دیگر روایاتی را از کتابهای حدیثی اهل سنت در این تفسیر خود انعکاس داده است.[۱۲]

در تفسیر ابن ابی حاتم  و تفسیر ابن کثیر نیز تحقق خزی کفار در دنیا بر ظهور و خروج حضرت مهدی- علیه السلام- متوقف شده است.[۱۳]

قرطبی در تفسیر آیه «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدّینِ کُلّهِ» می‌گوید: بنابر قول سدی این غلبه در زمان خروج مهدی حاصل می‌شود و کسی که گفته مهدی همان عیسی است این سخن درست نیست زیرا اخبار صحیح متواتر آمده که مهدی از عترت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم- است. پس حمل آن بر عیسی جایز نیست. و حدیثی که گفته است «لا مهدی إلا عیسى» صحیح نیست و راوی آن مجهول است. بلکه صحیح‌ترین احادیث به صورت نص بر خروج مهدی دلالت دارند که از عترت رسول خدا- صلی الله علیه و آله و سلم– است.[۱۴]

آلوسی درباره مهدویت مطالبی زیادی را در تفسیر روح المعانی بیان داشته است که به عنوان نمونه به یک مورد اشاره می شود:

او در ذیل آیه «قلْ إِنِّی أَخافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذابَ یَوْمٍ عَظیم‏» بعد از ذکر مطالبی می‌گوید: در بعضی اخبار آمده است که هنگامی که باد شدید می وزید پیامبر خدا صورتش زرد می‌شد و می فرمود من می ترسم از اینکه روز قیامت برپا شود. این روایات و سخنانی که به رسول خدا نسبت داده  شده صحیح نیست زیرا قیامت بعد از ظهور مهدی و عیسی و خروج دجال و طلوع شمس از مغرب و سایر امارات و نشانه های که هنوز محقق نشده است برپا می شود.[۱۵]

پی نوشت ها:

[۱] . شخصی به نام ابو محمد از کنیا سؤالی درباره ظهور مهدی منتظر ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ از رابطه العالم الاسلامی که زیر نظر وهابیان عربستان اداره می‌شود پرسید. آنها ضمن پذیرفتن احادیث حضرت مهدی توسط پنج تن از علمای معروف حجاز رساله‌ای تهیّه و برای او فرستاده‌اند پس از ذکر نام حضرت مهدی و محل ظهور او یعنی مکه را نوشته‌اند و توضیحات مضطر داده‌اند اقتباس از: الهامی، داود، آخرین امّید، ص ۲۲۷، انتشارات مجله مکتب اسلام، چ اول، ۷۲.

[۲] . محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم النیسابوری، المستدرک علی الصحیحین ج۴ ص۶۰۰ –  ۶۰۱ ، دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م، الطبعه: الأولى، تحقیق: مصطفى عبد القادر عطا.

[۳] . : محمد بن حبان بن أحمد أبو حاتم التمیمی البستی صحیح ابن حبان ج۱۵ ص۲۳۶ ، مؤسسه الرساله – بیروت – ۱۴۱۴ – ۱۹۹۳، الطبعه: الثانیه، تحقیق: شعیب الأرنؤوط.

[۴]. علی بن أبی بکر الهیثمی أبو الحسن، موارد الظمآن ج۱ ص۴۶۳، دار الکتب العلمیه – بیروت، تحقیق: محمد عبد الرزاق حمزه.

[۵] . سلیمان بن الأشعث أبو داود السجستانی الأزدی، سنن ابی داود ج۴ ص۱۰۶ – ۱۰۷ ، دار الفکر ، تحقیق: محمد محیی الدین عبد الحمید.

[۶] . محمد بن یزید أبو عبدالله القزوینی، سنن ابن ماجه ج۲ ص ۱۳۶۶ – ۱۳۶۷، دار الفکر – بیروت ، تحقیق: محمد فؤاد عبد الباقی.

[۷] . محمد بن عیسى أبو عیسى الترمذی السلمی، سنن ترمذی، ج۴ ص۵۰۵ ، دار إحیاء التراث العربی – بیروت ، تحقیق: أحمد محمد شاکر وآخرون.

[۸] . عبد الله بن وهب بن مسلم القرشی أبو محمد المصری، الجامع فی الحدیث، ج۱۱ ص ۳۷۱ – ۳۷۳ دار ابن الجوزی – السعودیه – ۱۹۹۶م، الطبعه: الأولى، تحقیق: د . مصطفى حسن حسین أبو الخیر.

[۹] . فخر الدین محمد بن عمر التمیمی الرازی الشافعی، التفسیر الکبیر أو مفاتیح الغیب، ج۱۶ ص۳۳ ، دار الکتب العلمیه – بیروت – ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م، الطبعه: الأولى.

[۱۰] . عبد الرحمن بن الکمال جلال الدین السیوطی، الدرالمنثور ج۱ ص۲۶۴، دار الفکر – بیروت – ۱۹۹۳م.

[۱۱] . الدرالمنثور، ج۵.ص۳۷۰.

[۱۲] . رک: الدرالمنثور ج۷ ص ۴۸۳-۴۸۵.

[۱۳] . عبد الرحمن بن محمد بن إدریس الرازی، تفسیر ابن ابی حاتم، ج۱ ص۲۱۱ ، المکتبه العصریه – صیدا، تحقیق: أسعد محمد الطیب؛ : إسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقی أبو الفداء، تفسیر ابن کثیر (تفسیر القرآن العظیم)ج۱ ص۱۵۸ ، دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱.

[۱۴] . أبو عبد الله محمد بن أحمد الأنصاری القرطبی تفسیر قرطبی (الجامع لأحکام القرآن) ج۸ ص۱۲۱- ۱۲۲ ، دار الشعب – القاهره

[۱۵] . العلامه أبی الفضل شهاب الدین السید محمود الألوسی البغدادی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۷ ص ۱۱۱ و ج۱۳ص۱۷۱ ، دار إحیاء التراث العربی – بیروت.

مصدر : سایت شیعه