امام خمینی (ره) در گفتاری درس‌ آموز نقش حضرت زینب (س) را همسنگ نقش برادر بزرگوارش امام حسین (ع) و یا قریب به آن و در همان راستای ستم‌ستیزی آن حضرت به حساب می‌‌آورد.

 زینب کبری (س) از جمله شخصیتهای نمونه و منحصر به فردی است که در همراهی با امام زمان خود نمونه‌ای نداشته و نخواهد داشت، در همه تاریخ بشریت، زنی با سیره و صفات حضرت زینب (س) کم نظیر است، چه کسی همانند او این همه مصیبت را تحمل کرده و شکرگزار خداوند است، چه کسی می‌تواند آن همه مصیب در جریان عاشورا تحمل کند و در کاخ دشمن حیدروار خطبه بخواند و دشمن را آنچنان تحقیر کند که تاریخ پس از گذشت هزار و چهارصد سال بر آن فخر کند؟ چه عاملی او را بر آن داشته تا نعمت خانه همسر را رها کرده و با دو فرزندش با کاروان برادر در سرزمین شهادت و بلا فرو آید؟ آیا جز محبت امام حسین (ع) و عشق به همراهی و بذل جان خود و فرزندانش در این راه بوده است؟

حضرت زینب (س) در خطبه‌ای که در شام و در کاخ دشمن ایراد کردند، یزید را «ابن طلقا» می‌خواند و در جایی همکلام شدن با یزیذ را دون شأن خود می‌شمارد و در اوج اقتدار و غرور یزید از جاودانگی یاد و نام خودشان و ماندگاری وحی که مربوط به جد بزرگوارشان است و علو شأن و اوج مقام خاندان خود و در آخر از تیره روزی و بد فرجامی و سستی بنیان اقدامات یزید خبر می‌دهد و آنها را مبتنی بر ظلم و ستم می‌ شمارد که «… لعنت خدا بر ستمکاران باد» و چنین است که در این واقعه عظیم نقش زینب (س) بر جستگی خود را نشان می‌دهد، همان نقشی که حضرت امام خمینی(س) در گفتاری درس‌آموز آن را همسنگ نقش برادر بزرگوارش حضرت سیدالشهدا(ع) و یا قریب به آن و در همان راستای ستم‌ستیزی آن حضرت به حساب می‌‌آورد:

«همان مقدارى که فداکارى حضرت ارزشی پیش خداى تبارک و تعالى دارد و در پیشبرد نهضت حسین (ع) کمک کرده است، خطبه‌هاى حضرت سجاد (ع) و حضرت زینب (س) هم به همان مقدار یا قریب آن مقدار تأثیر داشته است، آنها به ما فهماندند که در مقابل جائر، در مقابل حکومت جور، نباید زنها و نباید مردها بترسند، در مقابل یزید، حضرت زینب(س) ایستاد و آن را همچو تحقیر کرد که بنى‌امیه در عمرشان همچو تحقیرى نشنیده بودند».

(صحیفه امام، ج‏۱۷، ص ۵۴)