بُعد مهدوی ماجرای امام حسین (ع) شاید پررنگ‎ترین ماجرای قیام ایشان باشد که نیاز است در آن دقت و واکاوی صحیحی صورت گیرد. اهمیت این مسأله تا حدی است که آخرین خطبه امام(ع) برای اصحاب در روز عاشورا بحث رجعت، آخرالزمان و سرزمین سرزمین ظهور بود.

 ماجرای قیام امام حسین (علیه‌السلام) به فراخور عظمت و جایگاهی که نزد خداوند متعال دارد، باید دارای ابعاد و قله‎های مختلفی باشد که دست یافتن به هر کدام از آنها باید جزوی از برنامه یک شیعه و محب اهل بیت عصمت و طهارت(ع) باشد. بُعد مهدوی ماجرای امام حسین (علیه‌السلام) شاید پررنگ‎ترین ماجرای قیام امام حسین (علیه‌السلام) باشد که نیاز است در آن دقت و واکاوی صحیحی صورت گیرد. اهمیت این مسأله تا حدی است که آخرین خطبه امام(ع) برای اصحاب در روز عاشورا بحث رجعت، آخرالزمان و سرزمین ظهور بود که به دلیل طولانی بودن نسبی این خطبه، آن را در چند بخش با عنوان «امام حسین (علیه‌السلام) و مهدویت» با نگاه تحلیلی تبیین می‎کنیم.

در کتاب الخرائج و الجرائح قطب راوندی روایتی از امام محمد باقر(ع) نقل است که فرمودند: قَالَ الْحُسَیْنُ‏ بْنُ‏ عَلِیٍ‏ لِأَصْحَابِهِ‏ قَبْلَ‏ أَنْ‏ یُقْتَلَ‏ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ یَا بُنَیَّ إِنَّکَ سَتُسَاقُ إِلَى الْعِرَاقِ وَ هِیَ أَرْضٌ قَدِ الْتَقَى بِهَا النَّبِیُّونَ وَ أَوْصِیَاءُ النَّبِیِّینَ وَ هِیَ أَرْضٌ تُدْعَى عَمُورَا؛ امام حسین قبل از اینکه کشته شود به اصحاب خود ‎فرمود: پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم به من فرمود: اى پسر عزیزم! تو به زودى به سوى عراق سوق داده خواهى شد. زمین عراق همان زمینى است که پیامبران و اوصیاى آنان در آن با یک دیگر ملاقات کردند. آن زمین را عمورا می‌خوانند.

بر اساس این فراز، آخرین مطلبی که امام حسین(ع) به اصحاب فرمودند، مسأله مهدویت بود که با جمله «قبل أن یقتل؛ قبل از اینکه کشته شود» در روایت آمده است. این جمله‎ای که امام باقر(ع) فرمودند شدت تأکید ماجرایی است که می‎خواهند بیان بفرمایند. امام حسین(ع) فرمودند رسول خدا(ص) به من فرمود فرزندم، تو به سوی عراق سوق داده می‎شوی و آن زمینی است که انبیاء و اوصیای انبیاء آنجا را ملاقات کرده‎اند و آن عمورا می‎خواندند. بر این اساس می‎توان فهمید که سرزمین کربلا همواره در بین انبیاء و اوصیای پیامبران(ص) بسیار پر اهمیت و اساسی بوده است و از آنجایی که پیامبران و رسولان(ع) کار بیهوده نمی‎کنند، گویی باید در آن درسهایی نهفته باشد. آیا می‎توان از این فراز نتیجه گرفت انبیاء و اوصیای آنها ضمن اینکه از جهت جسمی حضور پیدا می‎کردند، با درسهایی از کربلا آشنا می‎شدند؟ آیا می‎توان گفت وجهی از ملاقات آنها به صورت سیر در آینده و دیدن درسهای عاشورایی است؟ آیا می‎توان ماجرای الگوی کشتی نجات نوح(ع) را در راستای الگوگیری از سفینهالحسینی دید؟ با بررسی متن آیات مربوط به کشتی نوح(ع) و رسیدن آن کشتی به سرزمین با برکت و تطبیق آن با ماجرای کشتی نجات امام حسین(ع) و سرآمد آن که دوران ظهور امام زمان (عجل ‌الله تعالی فرجه) است و در ادامه روایت به آن اشاره شده است، به نتایج خوبی دست پیدا خواهیم کرد. مثلاً در حدیثی از پیامبر(ص) نقل است که فرمودند: مَثَلُ أهلِ بَیتی مَثَلُ سَفینَهِ نُوحٍ؛ مَن رَکِبَها نَجا و مَن تَخَلّفَ عَنها غَرِقَ؛ مثل ما اهل بیت، مثل کشتی نوح است؛ هر کسی سوار آن شود نجات یافته و هرکس از آن عقب بماند، غرق می‎شود» (احتجاج طبرسی(ترجمه غفاری) ج۳، ص۴۰۴).

در ادامه روایت آمده است: «وَ إِنَّکَ تُسْتَشْهَدُ بِهَا وَ یُسْتَشْهَدُ مَعَکَ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِکَ لَا یَجِدُونَ أَلَمَ مَسِّ الْحَدِیدِ وَ تَلَا قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِیمَ‏ تَکُونُ الْحَرْبُ عَلَیْکَ وَ عَلَیْهِمْ بَرْداً وَ سَلَاماً‏؛ در آن زمین شهید خواهى شد و گروهى هم با تو شهید مى‏‌شوند که درد نیزه و شمشیر را احساس نمى‌‏کنند. سپس این آیه را تلاوت کرد: «قُلْنا یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهِیمَ؛ گفتیم ای آتش، بر ابراهیم سرد و سلامت باش» جنگ براى تو و یارانت سرد و سلامت خواهد شد.
بر اساس این فراز شاهد هستیم که شهدای کربلا درد شمشیر را احساس نمی‎کردند، بنابراین جایگاه ندارد در ماجرای کربلا مدام خون و شمشیر و درد و تشنگی را پررنگ جلوه دهیم. عجیب اینجاست که رفتار عترت(ع) بر خلاف عموم ما در مواجهه با ماجرای کربلا بیشتر از آنکه مبتنی بر بحث شهادت و … باشد، مبتنی بر معارف عالی آن است و به مقدار اندکی به بحث شهادت و کشتار در کربلا می‎پردازند که در این فراز به عبارت «إِنَّکَ تُسْتَشْهَدُ بِهَا وَ یُسْتَشْهَدُ مَعَکَ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِکَ» اکتفا کردند، پس محافل مذهبی شیعیان باید پایگاهی برای معارف عترت(ع) باشد و به مقداری هم به عزاداری بپردازد.

سپس امام حسین به اصحاب خود فرمود: «فَأَبْشِرُوا فَوَ اللَّهِ لَئِنْ قَتَلُونَا فَإِنَّا نَرِدُ عَلَى نَبِیِّنَا ثُمَّ أَمْکُثُ مَا شَاءَ اللَّهُ فَأَکُونُ أَوَّلَ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ فَأَخْرُجُ خَرْجَهً یُوَافِقُ ذَلِکَ خَرْجَهَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ قِیَامَ قَائِمِنَا وَ حَیَاهَ رَسُولِ اللَّهِ؛ مژده باد شما را، گر چه دشمنان ما را مى‏‌کشند اما ما بر پیامبر خود صلّى اللَّه علیه و آله وارد خواهیم شد. سپس من به قدرى که خدا بخواهد مکث خواهم کرد! بعدا اول کسى که زمین برایش شکافته و او خارج مى‏‌شود من خواهم بود. من با حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام و قیام حضرت قائم و زنده بودن پیامبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله خارج خواهم شد.
حضرت در این فراز به اصحاب بشارتی را مبنی بر ورود در محضر رسول اکرم(ص) می‎دهند سپس بحث رجعت خود در دوران ظهور حضرت مهدی(عج) را به صورت شکافتن زمین و خروج از آن مطرح می‎کنند که بر اساس این فراز می‎توان گفت اول کسی که به این صورت رجعت می‎کنند، امام حسین(ع) هستند که با عبارت «أَوَّلَ مَنْ تَنْشَقُّ عَنْهُ الْأَرْضُ» آمده است.