جنگ خیبر در سال ۷ هجرى قمرى رخ داد. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) پس از مراجعت از حدیبیّه نزدیک به ۲۰ روز در مدینه ماند و فرمود: آماده جنگ باشید. ۱۴۰۰ نفر راه خیبر را پیش گرفتند. قابل ذکر است خیبر هفت قلعه داشت که نامهاى آنها عبارتند از: ناعم ـ قموص ـ کتیبه ـ شِقّ ـ نطاه ـ وَطیح ـ سُلالم.

سپاه اسلام با جنگ برخى از قلعه ها را فتح نمودند و از آن جمله قلعه قموص را محاصره نمودند، درد شقیقه پیغمبر(صلى الله علیه وآله) را فرا گرفت لذا نتوانست در میدان حاضر شود و هر روز یک نفر را مى فرستاد اما هر که مى رفت شب بدون فتح بازمى گشت. حضرت فرمود: فردا پرچم را به دست کسى دهم که او جنگ کننده اى است که فرار نمى کند و خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند.

روز بعد پیامبر(صلى الله علیه وآله) پرچم را به دست على(علیه السلام) داد. حضرت على(علیه السلام) نزدیک حصار قموص رفت و مرحب را کشت و عنتر و مُرّه و یاسر و غیرهم را به قتل رسانید و دیگر یهودیان دروازه قموص را بستند و به آنجا پناهنده شدند. حضرت على(علیه السلام) آن در آهنین را از جا برکند و براى خود سپر قرار داد و جنگ نمود; سپس آن رابر روى خندق پلى قرار داد، و لشکراز آن عبور کرد.

پیامبر(صلى الله علیه وآله) وقتى که پس از جنگ خیبر به نواحى خیبر رسید، حضرت على(علیه السلام) را نزد یهودیان خیبرى فرستاد. خداوند در دل ساکنان قریه فدک رعبى افکند و آنها به قصد امان یافتن فدک را به پیامبر(صلى الله علیه وآله) تسلیم کردند.

جبرئیل نازل شد و گفت: خداوند مى فرماید: حق ذوى القربى را بده. حضرت فرمود: خویشان من کیانند؟ و حق آنها چیست؟ عرض کرد: فاطمه، پس بستانهاى فدک را به او بده. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را نزد خود خواند و نامه اى نوشت که فاطمه(علیها السلام) نامه را پس از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوبکر نشان داد و فرمود: این نامه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) راجع به من و فرزندانم است. ولى پس از رحلت حضرت رسول ابوبکر آن را از آنها گرفت.

ناگفته نماند که فدک قریه اى در حجاز است و فاصله آن تا مدینه در آن زمان سه روز راه بوده است. این قریه سرزمینى یهودى نشین بود که طائفه اى از یهودیان در آن زندگى مى کردند.(۱)

پی نوشت:
۱-حوادث الایام، صفحه ۴۴.