این نوشتار نگاهی آسیب شناسانه به نقش رسانه های فارسی زبان خارج از کشور در روند انتخابات ایران دارد نویسنده در لابه لای مطلب ضمن تشریح کاستی های رسانه های رسمی کشور (و در راس آن صدا و سیما) سعی می کند راهکارهایی را برای حل این مشکل ارایه دهد.

رویکرد شبکه فارسی زبان به انتخابات ایراند

با ورود استفاده از ماهواره بوسیله آنتن های بشقابی و قبل از آن ویدئو درمیان مردم، بحث تهاجم فرهنگی غرب به نگرانی اصلی مسئولان مبدل گردید در اردیبهشت ۱۳۷۳ عده ای از نمایندگان مجلس پیش نویس لایحه ای را تنظیم کردند که برطبق آن، استفاده شخصی از تلویزیون های ماهواره ای ممنوع شد. این لایحه موجی از منازعات فکری را در میان نمایندگان مجلس برانگیخت. ولی پس از کش و قوس های فراوان، سرانجام طی قانونی در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۷۳ قانونی را به تصویب رساند که طبق آن، مالکیت و استفاده از تجهیزات ماهواره ای ممنوع شد.

اما با گذشت بیش از بیست از سال از تصویب این قانون و به رغم تحولات گوناگون اجتماعی  و فناورانه دراین زمینه  و شکل گیری فضای نوین رسانه ای درجهان، قانون مذکور همچنان کمابیش اعمال می شود. دراین فضا، با تحولات شتابان فناوری های گوناگون اطلاعات و ارتباطات و فشردگی شدید زمان و فضا روبه رو هستیم و مفهوم جامعه معنای گذشته خود را ازدست داده است و نمی توان در قالب مرزهای سرزمینی یا همان دولت- ملت به پدیده ها و مسائل نگریست بلکه باید رویکردی باز و بدون مرز به آن داشت.

رسانه ها در فضای نوین فرامرزی درهر تحول یا پدیده اجتماعی، سیاسی  و… سهم و نقش خاص خودشان را ایفا می کنند، ازجمله در موضوع مهمی مانند انتخابات که اکنون هر دوسال یک بار در ایران برگزار می شود. در گذشته، یعنی تا اواسط دهه ۱۳۸۰، نقش و سهمی  که رسانه های بیرون از مرزهای ایران در انتخابات ایفا می کردند محدود بود، چون از یک سو قانون منع مالکیت و استفاده از تجهیزات ماهواره ای با حدت و جدیت بیشتری اعمال می شد. و از سوی دیگر، در سوی عرضه یعنی  تولید محتوا در شبکه های تلویزیونی ماهواره ای، پیام جدی و قابل اعتنای چندانی  برای عرضه وجود نداشت. در نیمه دوم دهه۱۳۸۰، با تاسیس شبکه های متعدد فارسی زبان، که از پشتیبانی مالی و لجستیکی کافی برای تولید برنامه و تداوم حیاتشان برخورداربودند، تحولی اساسی در این زمینه رخ داد و شبکه های تلویزیونی همچون  بی بی سی فارسی، «من و تو ۱» وارد این عرصه شدند و به بازیگران فعالی در عرصه انتخابات تبدیل شدند.

براساس پیمایش ها و مطالعات گوناگون و آماراعلام شده  از سوی محققان و مقامات رسمی کشور، توجه و اقبال مخاطبان ایرانی به تلویزیون های ماهواره ای در نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ رشدی فزاینده داشت، اما به تدریج  از اواخر سال ۱۳۹۲، با خوابیدن تب سریال های ترک و افول برنامه های  برخی شبکه های پرمخاطب، روند نزولی جذب مخاطب آغاز شد. درعین حال، عامل کلیدی دیگری تاثیر بسیار چشمگیری  براین موضوع داشته است: توسعه شبکه های اجتماعی مجازی مانند فیس بوک و اینستاگرام و نیز گسترش شبکه های موبایلی به ویژه تلگرام. عامل اخیر توجه بسیاری از تماشاگران سنتی تلویزیون های ماهواره ای را به سوی خود کشانده و بخش چشمگیری از مصرف رسانه ای ایرانیان را به خود اختصاص داده است.

نقش آفرینی شبکه های تلویزیونی ماهواره ای درهردوره انتخاباتی درایران، تابعی از میزان توجه و اقبال مخاطبان به این شبکه ها بوده است؛ یعنی، این شبکه ها تا نیمه دوم دهه ۱۳۸۰ نقش جدی  و چشمگیری در این زمینه نداشتند، اما چون نقش آفرینی این شبکه ها در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بود، چرا که شبکه بی بی سی فارسی، که در دی ۱۳۸۷ تاسیس شد، به تدریج تا هنگام انتخابات که درخرداد ۱۳۸۸ برگزار شد، توانست اعتماد بسیاری ازمخاطبان را جلب کند، به ویژه در حوادث پس از انتخابات که بسیاری از رسانه ها ازجمله تلویزیون داخلی با چالش اعتبار مواجه شدند، بی بی سی فارسی توانست از سرمایه اجتماعی که درطول پنج ماه اندوخته بود، بهره برداری کند و در نقش منبعی با اعتبار بالا برای بسیاری ازمخاطبان ظاهرشود.

بخشی از گرایش مخاطبان به شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی  و من وتو۱ ناشی ازاین بوده است که شبکه های مذکور تلاش کرده اند نیازهای زمین مانده ارتباطی جامعه ایران را تامین کنند. برمبنای نظریه نیاز جویی، رسانه ها به نیازهای آموزشی، تفریحی و… مخاطبان پاسخ می گویند. مخاطب برای رفع نیازهای خود به دنبال رسانه می رود و در صورتی که نیازهای بیشتری را برآورده کند، اعتماد و اطمینان مخاطب به آن بیشتر می شود و در درازمدت، مخاطب تا حدی پیش می رود که حتی از رسانه و پیام آن دفاع می کند.

این شبکه ها نیز دقیقا چنین سیری را طی کرده و با شناسایی نیازهای ارتباطی، اطلاعاتی، سرگرمی و تفریحی  مخاطبان ایرانی ‌کوشیده اند درجهت رفع این نیازها گام بر دارند تا بتوانند مخاطبان بیشتری را جلب کنند.

به عنوان نمونه، شیوه های پرداختن تلویزیون کشورمان به مقوله هایی همچون موسیقی به گونه ای بوده است که نیاز مخاطبان دراین زمینه رفع نشده است. موسیقی در تلویزیون کشورمان جایگاه برجسته ای ندارد و موضوعی بسیار حاشیه ای است، در حالیکه برنامه های بسیاری ازشبکه های ماهواره ای را ویدئو کلیپ های موسیقی تشکیل می دهند. همچنین، درحیطه خبرو اطلاع رسانی، همواره بسیاری ازنخبگان و حتی بخشی از مردم عادی، منتقد رویکرد و شیوه خبررسانی غیرحرفه ای صداوسیما بوده اند و در مقابل حتی بسیاری ازمدیران و خبرنگاران صداوسیما رویکرد حرفه ای بی بی سی را تحسین کرده اند، چرا که زبان و بیان بی بی سی تداعی تبلیغات سیاسی ندارد و همواره می کوشد تصویری بینابینی بین رسانه های داخلی و رسانه های ضد جمهوری اسلامی ایران مانند ان آی تی وی و پارس تی وی ایجاد کند وبا این شیوه هویت رسانه ای بینابینی برای خود تعریف کرده است.

شبکه های تلویزیونی ماهواره ای از این امتیاز برخوردارند که به جناح یا گفتمان مطرح خاصی در ایران وابسته نیستند و این موضوع نیز باعث می شود که در پرداختن به نهاد قدرت و سیاست و اجزای آن درایران بی پرده، بی پروا و فارغ ازهرگونه ملاحظه ای عمل کنند و صرفا به وابستگی های خود را خارج از ایران توجه داشته باشند، علاوه به طورسنتی، هیچ یک از انتخابات کشور اهمیت انتخابات ریاست جمهوری را ندارد و این موضوع نیز ناشی از شان وجایگاه و نیز قدرت و اختیارات گسترده رئیس جمهور درقیاس با دیگر منتخبان دیگراست. ازاین رو، رسانه ها نیز وزن و اهمیت بیشتری برای انتخابات ریاست جمهوری قائل می شوند و به دیگر انتخابات وزن بسیارکمتری می دهند. ازاین رو، درحالیکه درمیان بسیاری از سیاسیون و جناح های سیاسی درایران مباحثات و مناقشات انتخاباتی با جدیت دنبال می شود، در شبکه های ماهواره ای به جز دربرخی برنامه های بی بی سی فارسی و من وتو، که به انعکاس فضای رسانه ای ایران می پردازند، موضوع انتخابات بسیارکمرنگ است و تا شروع نام نویسی نامزدها در انتخابات نیز به همین صورت خواهد بود. البته، باید تاکید کرد هر یک از شبکه های مطرح ماهواره ای رویکرد خاص خود را انتخابات پیش رو دارند؛ به عنوان نمونه، شبکه جم که اخیرا بخش های خبری متعدد و مفصلی را راه اندازی کرده است، پر واضح است که در پوشش اخبار و رویدادهای ایران و از جمله انتخابات به هیچ وجه به دنبال تنش و تقابل با جمهوری اسلامی ایران نیست. چرا که این شبکه ازآغاز تاسیس، همواره رویکردی تجاری را پی گرفته است. و به دنبال حداکثر درآمد ممکن از تبلیغات تجاری است.

از این رو، شبکه مذکور حتی تلاش می کند با روندی بسیارملایم و عاری از هر گونه تعارض با سیاست های  جمهوری اسلامی ایران، به موضوع انتخابات نیز بپردازد تا شاید بتواند با کسب مجوزهای لازم، از این مجرا امکان جلب هرچه بیشتر تبلیغات تجاری شرکت های ایرانی را به دست آورد. اخیرا، علاوه بر شرکت های خارجی که محصولات خود را در ایران عرضه می کنند، برخی شرکت های ایرانی نیز همکاری خود را با این شبکه آغاز کرده اند.

با توجه به رویکرد شبکه تلویزیونی ماهواره ای بی بی سی  و من وتو، که در گذشته در کنار تلویزیون صدای آمریکا مهم ترین شبکه های متمرکز فعال بر انتخابات ایران بوده اند، می توان  پیش بینی کرد که در فضای خاص این دوره از انتخابات نیز شروع  فرایند انتخابات، به ویژه با نام نویسی نامزدهای برجسته درانتخابات، این شبکه ها چه خط مشی را در پیش بگیرند.

تمرکز جدی  بر فرایند نظارت شورای نگهبان و موضع گیری ها و اختلاف نظرهای گوناگون در داخل کشور درخصوص موضوع استصوابی بودن نظارت این شورا‌ تمرکز بسیار پررنگ بر رد شدن احتمالی برخی نامزدهای اصلاح طلب توسط شورای نگهبان، برجسته کردن حضور شخصیت ها و نهادهای دینی و نظامی در فرایند انتخابات و حمایت آنها از نامزدهایی با گرایش های خاص فکری-سیاسی، تمرکز بر آرایش سیاسی کشور به ویژه فعالان دانشگاهی و مدنی درآستانه انتخابات، پرداختن به چگونگی نقش آفرینی فعالان وابسته به برخی گرایش های سیاسی مانند ملی- مذهبی ها درانتخابات، پرداختن به تقابل های گفتمانی نامزدها درانتخابات پیش رو که بسیار تحت تاثیر فضای پساتوافق درایران خواهد بود، پرداختن به حواشی برنامه های انتخاباتی به ویژه لغو شدن احتمالی برخی سخنرانی ها یا مناظره ها در دانشگاه ها یا فضای حراستی و نیز قیل و قال های برخی از این برنامه ها، ازجمله محورهای تمرکز در برنامه های گوناگون خبری، تحلیلی و گفتگویی خواهد بود.

درعین حال، باید توجه داشت که شبکه من و تو رویکرد خاص تری را نیز دنبال می کند که گرچه گاه پنهان و خفیف است. درهرحال درخبرهای این شبکه دنبال می شود و در انتخابات پیش رو نیز دنبال خواهد شد: زیرسوال بردن مدل حکومت و در نتیجه هر انتخاباتی که در ایران برگزار می شود. بنابراین، انتظار می رود پوشش انتخابات پیش رو درایران در این شبکه، پیوسته همراه با این سوگیری اساسی باشد.

انتخابات و ضرورت سیالیت سیاست های رسانه ای

حضور فعال شبکه هایی مانند بی بی سی فارسی و «من وتو۱» و توسعه ارتباطات اجتماعی مجازی، در فضای فرامرزی و فرا دولت-ملتی، این واقعیت را در برابر ما قرار داده است که درموضوع مهمی مانند انتخابات، با فضایی فاقد مرکزیت روبه رو هستیم، یعنی، درساختارقبلی، امکان مدیریت افکارعمومی  و نظارت بر آنها توسط دولت ها بیشتربود، اما در شرایط جدید، به طورمطلق نمی توانند همچون دنیای واقعی فرایندهای ارتباطی  را کنترل کنند. بنابراین، تعریف  پیشین از مدیریت مشارکت سیاسی که عمودی یا از بالا به پایین بود و نه از طریق تعامل  شبکه های گوناگون یا لایه های گوناگون ساختارهای اجتماعی، دچار چالش شده است؛ البته، این موضوع را درفضای رسانه های نوین و نظارت بر آنها کاملا از دست داده اند، اما این نظارت با چالش هایی اساسی مواجه شده است.

تردیدی  نیست که انتخابات امر سیاسی مهمی است که به مشارکت جمعی آحاد جامعه نیاز دارد. درتحقق این امر مهم، نقش آفرینی عوامل بیرونی از ساختارسیاسی کشورهمچون شبکه های تلویزیونی ماهواره ای  بر ساختار تحمیل  می شود، ولی  پویایی ها از دل خود ساختار می جوشد و اجزای ساختار باید به صورت جمعی خودمختار خود را بسازند. در برخورد با فناوری های ارتباطات همچون ماهواره های پخش تلویزیونی، نباید روش های گوناگون محدود کردن دسترسی ها نهایت سعی سیاست گذاران فرهنگی-ا جتماعی باشد. تجربه های برخورد با هر یک از فناوری های نوین ارتباطی همچون ویدئو، تلویزیون های ماهواره ای، اینترنت، شبکه های اجتماعی مجازی و شبکه های موبایلی حاکی از اتخاذ پیوسته سیاست تحذیر و تجدید بوده است، به نحوی که این سیاست ها با حیات خودمختار جامعه در تعارض بوده و به همین دلیل بوده است، به نحوی که این سیاست ها با حیات خودمختار جامعه در تعارض بوده و به همین دلیل نوعی مقاومت سرسختانه در برابر این سیاست ها شکل گرفته است در برهه های مختلف، اجرای این سیاست ها، به ویژه در مورد ماهواره و اینترنت، از جانب بخشی از جامعه سلب اختیار و آزادی آنها تلقی شده است.

در واقع، درنظرآنها، «انسداد فرهنگی» «انسدادسیاسی»، تلقی شده است گرچه سیاست گذاران پیوسته دغدغه های فرهنگی- اجتماعی همچون تقویت استحکام خانواده، تامین امنیت اخلاقی جامعه و مواردی از این دست را انگیزه اتخاذ سیاست های کنترل رسانه های نوین بر می شمرند، درمجموع، بخش عمده مصرف کنندگان این رسانه ها این قبیل سیاست ها را با رویکردهای اساسی تر در پیوند می دانند. لازم  به  نظرمی رسد که در انتخابات پیش رو در سیاست های مربوط به رسانه های نوین و در قبال تلویزیون های ماهواره ای تجدید نظر شود، چرا که هرگونه ایجاد محدودیت دردسترسی های رسانه ای، از مصرف کنندگان این رسانه ها سلب اعتماد می کند و بی شک  در میزان مشارکت آنها در فرایندهای اساسی سیاسی کشور همچون انتخابات موثرخواهد بود. به علاوه، این قبیل محدودیت ها معمولا به لحاظ روانی باعث اصرار بیشتر بخشی ازمردم برای دسترسی خواهد بود.

نکته جالب توجه این است که فضای انتخاباتی درشبکه های داخلی تلویزیونی بسیارکمرنگ تر از شبکه های ماهواره ای است؛ این درحالی است که در فضای پساتوافق ایران و شش کشور طرف مذاکره  درمورد برنامه هسته ای ایران، ضروری است به تدریج و در روندی ملایم و آرام و به دور از هیاهو تمهیدات اقناعی ویژه ای برای جلب مشارکت مردم در انتخابات پیش رو صورت گیرد.

باید توجه داشت که درنبود چنین رویکردی، شبکه های تلویزیونی ماهواره ای دست برتر را خواهند داشت. این مساله ازاین واقعیت ناشی می شود که شبکه های تلویزیونی ماهواره ای، شبکه های متجانس تلویزیون داخلی هستند و مخاطبان شبکه های  داخلی در صورتی که نتوانند در فرایندی اقناعی اعتماد مخاطبان را جلب کنند، مخاطبان ازآنها روگردان خواهند شد وبه رویکرد شبکه های ماهواره ای به مثابه دیگری و رقیب شبکه های داخلی رو می برند. تجربه های گذشته به ویژه درشرایط خاص سال ۱۳۸۸موید این روند است. درواقع، انتظاراین است که در دوره جدید مدیریت صداوسیما، این رسانه ها به ویژه سیما سنت کلیشه ای معمول خود را دربمباران تبلیغاتی جامعه دریک ماه پیش از انتخابات با برنامه هایی مشحون ازموسیقی، شعار، حضور پرتکرار برخی تحلیلگران ثابت و روش هایی ازاین دست کنار بگذارند و روش هایی  نوآورانه و اعتمادساز را برای جلب مشارکت حداکثری مردم درانتخابات پیش رو در پیش بگیرد.

نویسنده: عبدالله بیچرانلو، عضوهیات علمی ارتباطات دانشگاه تهران

منبع: «ویژه نامه ایران درآستانه انتخابات»، پزوهشگاه فرهنگ، هنر وارتباطات، آبان ۱۳۹۴

هدف پرس شیعه مشارکت در فرایند اطلاع رسانی است از این رو انتشار این مطلب به معنای تایید محتوای آن نیست.