طالبان در سال‌های اخیر به دلیل شعارهای ملی‌گرایانه خود را به‌ عنوان تأمین‌کننده امنیت ملی و غرور ملی تعریف کرده است و لذا نمی تواند در مقابل حضور نیروهای ایالات‌متحده ساکت بماند.

ایالات‌ متحده از سال گذشته میلادی تصمیم به کاهش نیروهای خود در افغانستان دارد و در واقع این امر برای دولت ترامپ بسیار مهم است، زیرا جزو وعده های او به مردم آمریکا بوده است که نیروهای نظامی را در افغانستان کاهش دهد، هزینه‌های نظامی ایالات‌متحده در افغانستان را کاهش دهد و با برقراری صلح این جنگ بی‌سرانجام را خاتمه دهد، همه این تلاش‌ها تاکنون نتوانسته به نتیجه قابل‌توجهی برسد.

طالبان همواره از ابتدای مذاکرات صلح بر خروج کامل نیروهای اشغالگر تأکید دارد و آتش‌بس و کنار گذاشتن سلاح را قبل از خروج کامل نیروهای بیگانه نپذیرفته است.

باید توجه داشت که گروه طالبان و گروه‌های کوچک وابسته به آن دارای یک رویکرد مشترک و یکسان نیستند. هم‌زمان که بخش سیاسی طالبان مشغول مذاکره با ایالات‌متحده است، سایر بخش‌های آن در حال عملیات علیه منافع ایالات‌متحده در افغانستان هستند.

ایالات‌ متحده همواره در طول مذاکرات تلاش داشته است، رضایت طالبان را برای قرارداد صلحی جلب کند که در آن نیروهای آمریکایی بتوانند در پایگاه‌های خود در خاک افغانستان به تعداد کم باقی بمانند، حضور محدود و در درون پایگاه را حفظ کند.

با ترور شهید قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در خاک عراق و بدون اطلاع دولت عراق، ایالات‌ متحده نه‌ تنها قواعد آمره بین‌المللی را زیر پا گذاشت بلکه اعتماد به ایالات‌ متحده را سخت‌تر کرد، طی چند سال گذشته ایالات‌ متحده بارها نشان داده است برای زیر پا گذاشتن قوانین و قراردادهای دو و چندجانبه هیچ محدودیتی نمی‌شناسد.

اکنون پس‌ از این که طالبان خروج ایالات‌متحده از برجام و چند توافقنامه مشابه بین‌المللی را دیده است و در جریان ترور چند روز قبل شاهد برنامه‌ریزی ترور یک مهمان رسمی و یک فرمانده نظامی عراقی در خاک این کشور بوده است، چگونه می‌تواند بپذیرد نیروهای آمریکایی در پایگاه‌های خود باقی بمانند و این احتمال را نادیده بگیرد که ممکن است مشابه این اقدامات در مقابل نیروهای طالبان پس از صلح تکرار شود.

با نگاهی به پراکندگی آراء در میان نیروهای طالبان خواهیم دید بخش سیاسی طالبان اگر در درون خود بتواند به این نتیجه برسد که این امتیاز را به‌طرف آمریکایی بدهد، برای همراه کردن بخش نظامی کار بسیار سخت و شاید امکان‌ناپذیری را در پیش دارد.

اگر این اجماع حاصل شود و طالبان این امتیاز را به‌طرف آمریکایی بدهد، شاهد عملیات‌هایی از طرف نیروهایی که به واسطه این اعتماد از مرکز فرماندهی طالبان فاصله خواهند گرفت علیه نیروهای ایالات‌متحده و منافع این کشور در افغانستان خواهیم بود.

در واقع ایالات‌ متحده نخواهد توانست نیروهای خود و هزینه‌های نظامی را در افغانستان به میزان قابل‌توجهی کاهش دهد و اگر چنین اقدامی را در آستانه انتخابات صورت دهد، گذرا خواهد بود و مجبور به افزایش مجدد نیروها و هزینه در افغانستان خواهد شد.

طالبان دارای یک طیف است که بخش سیاسی منعطف‌ترین افراد را در خود جای‌داده است، فرقه‌ها و گروه‌های دیگر به‌ مراتب دارای دید رادیکال‌تری هستند و بخشی از نیروهای طالبان در سال‌های اخیر به دلیل شعارهای ملی‌گرایانه‌ای که این گروه در دستور کار داشته است و خود را به‌عنوان تأمین‌کننده امنیت ملی و غرور ملی تعریف کرده است به این گروه پیوسته‌اند و اکنون نمی‌توانند در مقابل حضور نیروهای ایالات‌متحده ساکت بمانند و اقدام تروریستی اخیر ایالات‌متحده در عراق این موضع را تقویت و تشدید کرده است.

منبع؛ مهر/ سعادت شریفی پور