ما باید دست از دشمنی با علم برداریم و تابع عقل و خردی باشیم که خداوند متعال به عنوان بهترین هدیه آن را به ما داده است.

متن زیر یادداشتی از رسول جعفریان است که در ادامه می‌خوانید؛

هیچ کس نمی‌تواند مدعی باشد که علم، یعنی همین علوم تجربی، حلال همه مشکلات عالم است، اما کسی نباید به خاطر اهمیت انکار ناپذیر دین و اخلاق، به بهانه‌های واهی و با انگیزه‌ها و بی انهای مختلف، به دشمنی با علم بپردازد.

مسلماً یکی از ویژگی‌های دنیای قدیم این است که انگیزه‌های زیادی برای دشمنی با علم در آن بوده و به همین دلیل، تمدن بشری طی چندین هزار سال، با ساده‌ترین اطلاعات علمی، زندگی خود را یک نواخت ادامه داده است. آیا کسی می‌تواند بگوید تغییری در سه چهار قرن اخیر رخ نداده و همه چیز مثل جهان سابق است؟ اگر تغییری رخ داده، آیا این نتیجه علم است یا ابزاری دیگر… این یک واقعیت است و بازی و بازیگری نیست. هر روز، همه آدمیان این واقعیت را در می‌یابند، با این حال، می‌بینیم دشمنی با علم همچنان وجود دارد. این دشمنی زمینه‌های جدی در میان همه مردم دنیا دارد.

ناجوانمردانه است اگر کسی فکر کند این امر فقط به تصورات منبعث از دین باز می‌گردد. اصلاً چنین نیست. آدم‌های زیادی در این جهان هستند که تفکر علمی ندارند، و به عکس، علم را دشمن بشر می‌شمرند. همین الان ببینید چه قدر نظریه پرداز در دنیا هستند که معتقدند علم عاقبت ریشه بشر را خواهد خشکاند.

همین الان هم ترامپ دیوانه‌ای هست که با نتیجه تحقیقات علمی در باره وضع آب و هوایی کره زمین مخالف است و راه دیگری می‌رود. همین الان هم در دنیا، بسیاری با واکسیناسیون مخالفند. بسیاری از سیاستمداران دنیا، همچنان گرفتار تصورات واهی هستند. بسیاری از آنها مشاوران اهل طلسم و پیشگویی دارند. بسیاری از آنها، وقتی حرف می‌زنند، نود درصد حرف‌هایشان بدون استناد، اما به گونه‌ای است که هواخواهی عوام را در پی دارد. عالمان از قدیم و جدید، زیر فشار عوام زدگی‌های وحشتناک بوده و هستند. آنها همواره گرفتار آدم‌هایی اند که زود به یقین می رسند، آن هم از راه‌های غیر علمی. زمینه این نوع از تولید یقین، در جوامع بدوی بسیار زیاد و کاری ساده است، و البته در جوامع پیشرفته هم گاه چندان دشوار نیست. هیچ وقت عقل و علم به معنای دقیق کلمه، صددرصد حکمرانی بر بشر نداشته و همواره امور علمی به صورت نسبی پیش رفته است.

در جامعه ما هم، و در جوامع اسلامی دشمنی با علم عمیق است. همین عرفان و تصوف، ضمن آن که آثار اخلاقی مثبت داشته و خیلی‌ها را به همین جهت تحت تأثیر قرار می داده، از مهم‌ترین عوامل خشکاندن تفکر علمی در ایران و دنیای اسلام است. همین زبان فارسی، به دلیل فقر لغات علمی، از روز نخست تاکنون مشکل ما بوده، و در عوض، نیرویی که برای غزل و جذبه‌های عاشقانه و عارفانه در خود دارد، یکی از مشکلات اساسی در فهم علمی ما بوده و هست. اینها را کنار کمبود آموزش و مدرسه و کتاب و چاپ و نیز آموزه‌هایی که شب روز انواع واقسام یقین‌های غیر علمی را به اسم تقدس و چیزهای دیگر بار مردم کرده اند، از عوامل دشمنی با علم بدانید.

حتی امروز که ما می‌بینیم علم چه کمکی می‌تواند به ما کند، و جان هزاران نفر را نجات می‌دهد، باز هم با آن دشمنی می‌کنیم. شگفت این که تلویحاً مشکل را گردن علم هم می‌گذاریم. البته قشر گسترده‌ای از جامعه، از ترس جانشان، تن به برخی از روش‌های علمی می‌دهند اما در حالت عادی مطلقاً به آنها باور ندارند. این گرایشهای عوامانه همواره مدافعانی از مردم دارد و این سبب می‌شود تا این افراد، برای طرح این دشمنی‌ها، از منافع هواداری هم برخوردار باشند و کم کم خودشان هم مثل ملانصرالدین فکر کنند حرف‌هایشان درست است.

در مقابل اینها یک چیز هست، و آن واقعیت علم است، این که می‌توانی با دانش «بزیر آوری چرخ نیلوفری را». آنچه در عمل اتفاق افتاده، تغییرات آشکاری که محصول تفکر علمی است. چه از سوی ما چه از سوی دیگر مردمان دنیا. توانایی که علم به ما می‌دهد، ما را مجبور می‌کند به آن تن بدهیم. اگر این هست، چرا نباید این راه را برویم؟ چه باید مداخله بیجا در کار علم کنیم؟ چرا ایران نباید، یکی از پایگاه‌های اصلی علم در دنیا باشد.

باید بگویم، مقصود از تفکر علمی فقط، علوم تجربی نیست، بلکه در سامانه‌های اجتماعی و مدیریتی هم هست. دیدیم که برخی از کشورهای شرق آسیا از کشورهای اروپایی هم مدیریت علمی بهتری دارند. شما انواع چیزهای سنتی را هم داشته باشید، اما علمی اش کنید و از آن بهره مند شوید. این که آدم بنشیند، فکر کند، راه حل‌های جدید عرضه کند، از تمسک به عادات و آداب بی پایه گذشته دوری کند، از تغییر نهراسد، و تابع خرد و عقل باشد، نکته مهمی است.

به نظر می‌رسد تجربه کرونا، از این نظر که به ما بفهماند، علم و مدیریت علمی، حرف اول را می‌زند، بسیار اهمیت دارد. ما باید از این فرصت استفاده کنیم، و با بخشی از موانع علم، مبارزه کرده از توهم بیرون بیاییم. دست از دشمنی با علم برداریم و تابع عقل و خردی باشیم که خداوند متعال به عنوان بهترین هدیه آن را به ما داده است.

منبع؛ مهر