طی چهل سال گذشته جمهوری اسلامی به مثابه یک نظام دینی، بیشترین عنایت را به پیشرفت علم داشته و تقابل علم و دین در ایران که توسط برخی برخی از روشنفکران مطرح می شود، بیشتر به یک طنز شباهت دارد.

 متن پیش رو یادداشتی است از حجت الاسلام رضا غلامی، رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا با عنوان «ویروس کرونا و دکان‌داری روشنفکران» که در ادامه از نظر می‌گذرد؛

علم له و علیه انسان

یکم. طی سده اخیر تصور عمومی این بود که پیشرفت علم به نقطه‌ای رسیده که جوامع انسانی دیگر شاهد بیماری‌های همه گیر و افسار گسیخته‌ای نظیر کرونا نخواهند بود و این بیماری‌ها به تاریخ پیوسته است، اما واقعیت این است که رشد علم در کنار مزیت‌های بی نظیری که برای جامعه بشری داشته است، هنوز در خیلی از عرصه‌ها جاهل و ناتوان است و قادر به حفاظت از انسان و جوامع انسانی در برابر بسیاری از حوادث از جمله بیماری‌ها نیست. مسأله وقتی بغرنج‌تر می‌شود که خود علم نیز در تولید بیماری‌های مهلکی مانند کرونا سهیم و شریک باشد. شاید قضاوت نهایی درباره منشأ ویروس کرونا زود باشد، اما طی دو ماه گذشته، روز به روز فرضیه تولید ویروس جدید کرونا در آزمایشگاه‌ها بیشتر تقویت شده است. البته تولید ویروس در آزمایشگاه‌ها بی سابقه نیست و در گذشته نیز بارها به نفع مافیای داروسازی و در جهت تولید ثروت‌های نامشروع برای برخی شرکت‌های بزرگ اتفاق افتاده است، اما ویروس‌های قبلی هیچکدام در حد ویروس کرونا خطرآفرین و سریع الانتشار نبوده‌اند.

پس فهم صورت مسأله چندان دشوار نیست: یک ویروس کشنده با بهره گیری از عالی‌ترین سطح از توانایی‌های علمی توسط شماری از دانشمندان برای هدفی خاص در آزمایشگاهی تولید شده و علم را از مقام حافظ انسان‌ها در مقام قاتل انسان‌ها قرار داده است. شاید برای بعضی- به ویژه ساینتیست ها- این صورت مسأله تند باشد، اما گزاره «علم علیه انسان» که از گذشته ادبیات علمی نسبتاً متراکمی درباره آن وجود دارد، یک واقعیت غیر قابل انکار است. حال در چنین شرایطی آیا می‌توان از علم دست کشید؟ روشن است که پاسخ به این سوال منفی است. علم یک نعمت خدادادی است که اگر از طریق پیوند با اخلاق در مسیر صحیحی پیشرفت کند، حتماً به خوشبختی بشر کمک می‌کند، کما اینکه علم در خیلی از عرصه‌ها چنین کمکی را به بشر کرده است. نباید فراموش کرد که جوامع انسانی در سده‌های قبل با چه صحنه‌های دردناکی در برابر شیوع برخی بیماری‌ها مانند وبا، طاعون و غیره روبرو بود و هر چند دهه یکبار، میلیون‌ها نفر در سراسر جهان به خاطر این بیماری‌ها جان خود را از دست می‌دادند، اما با پیشرفت علم، خیلی از این بیماری‌ها به طور کلی یا به شکل نسبی ریشه کن شد.

بنابراین تا الآن، علم بیش از آنکه به حال بشر مضر باشد، به حال بشر مفید بوده است. حتی اجازه بدهید فراتر از این بگویم که علم یک نعمت خدادادی است که بشر مکلف به بهره گیری از آن برای حفاظت از خود و آبادانی این جهان است و شرع و عقل گزینه دیگری را در این زمینه پیش روی بشر قرار نمی‌دهد. با این وصف، در عین حال که علم هنوز از توانایی لازم برای حفاظت از انسان در برابر خیلی از مخاطرات برخوردار نیست و حتی خود آن در اثر بی اخلاقی می‌تواند بشر را با مخاطرات بزرگ و کشنده روبرو سازد، اما همین علم باید مهم‌ترین نقطه اتکاء بشر برای مقابله با مخاطرات و فراتر از آن، پیشگیری از خطرات آینده تلقی شود.

در اینجا لازم می دانم این نکته مهم را در پرانتز متذکر شوم که ما بر اساس رسالت و قلمرو دین، در علوم انسانی، با قاطعیت قائل به علوم انسانیِ اسلامی هستیم و درباره عقلانیت حاکم بر این علوم و نسبت آن با دانش انسانیِ تجربی مفصل و به وضوح صحبت کرده‌ایم، لکن درباره سایر علوم، چه علوم پایه، چه علوم فنی و مهندسی و چه علوم پزشکی، بر روی اخلاقی شدن این علوم بر پایه جهان بینی الهی تأکید داریم نه اسلامی شدن این علوم به معنای مصطلح که بحث تفصیلی آن در نوشته‌های فراوانی از جمله نوشته‌های قبلی حقیر صورت گرفته است

طنز تقابل علم و دین در ایران

دوم. تقابل علم و دین در ایران که این روزها از سوی رسانه‌های بیگانه و تعدادی از بیماران روحی به نام روشنفکر و غیره مطرح شده بیشتر به یک طنز شباهت دارد. طی چهل سال گذشته جمهوری اسلامی به مثابه یک نظام دینی، بیشترین عنایت را (طی سده‌های اخیر) به پیشرفت علم داشته و کمتر کسی قادر به انکار این حقیقت است. اینکه جمهوری اسلامی هم اکنون در رتبه پانزدهم تولید مقالات علمی دنیا قرار دارد یا در خیلی از علوم و فناوری‌های پیشرفته مانند، فناوری نانو، فناوری بی و، انرژی صلح آمیز هسته‌ای و غیره جزو ۱۰ کشور برتر دنیا قرار گرفته، واقعیتی است که نمی‌توان از آن به سادگی گذشت. در همین دانش پزشکی، در شرایطی که قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ما در پیش پا افتاده‌ترین امراض یا جراحی‌ها بالاجبار به کشورهای غربی مسافرت می‌کردند، امروز جمهوری اسلامی ایران اجرای طرح توریسم پزشکی را آن هم در بالاترین سطح از امراض و جراحی‌ها در منطقه دنبال می‌کند. اینکه معدودی افراد جاهل و اخباری مسلک در لباس روحانی و غیره با ادعای طب اسلامی و تولید یکسری دارو به نام ائمه اطهار (ع) مدعی معالجه بیماری‌های مختلف شده‌اند و کتاب پزشکی آتش می‌زنند، چیزی نیست که نسبتی با نظام اسلامی و تفکر و مشی غالب در آن داشته باشد. اگر به هشدارهای امثال این حقیر به رشد جریان ضد فلسفه و اخباری مسلک در حاشیه حوزه‌های علمیه اعم از قم، مشهد و غیره توجه می‌شد، امروز شاهد جولان این افراد به نام طب اسلامی نبودیم. با این وصف طرح این مباحث که بیاییم با علم آشتی کنیم و غیره، بیش از آنکه منشأ درستی داشته باشد با هدف تسویه حساب و عقده گشایی سیاسی با نظام اسلامی دنبال می‌شود.

نقش دعا در مقدرات حاکم بر عالم

سوم. در این روزها بعضی تا توانستند توصیه به دعا و تضرع برای مقابله با بیماری کرونا را به سخره گرفتند یا آن را تقابل با علم معرفی کردند، اما واقعیت این است که تا به امروز صدها تألیف علمی مهم درباره تأثیر منحصربفرد معنویت و امور روحانی در درمان بیماری‌ها به ویژه بیماری‌های صعب العلاج منتشر شده است. بخشی از این تألیفات اثر معنویت را صرفاً در حد آرامش بخشی به بیمار و رفع استرس و نگرانی که زمینه ساز تضعیف سیستم دفاعی بدن انسان یا فروپاشی روان انسان می‌شود تقلیل می‌دهند، اما بعضی تألیفات فراتر از قدرت آرامش بخشی معنویت، برای آن در تغییر معادلات هستی سهم جدی قائلند.

وقتی صحبت از تغییر معادلات هستی می‌کنیم پای اعجاز به میان‌می آید، اما باید توجه داشت که هیچ دوئیتی میان اعجاز و قانون علیت وجود ندارد. در حقیقت، هیچ اتفاقی در این عالم (حتی معجزه) خارج از قانون علیت رقم نمی‌خورد، اما درک سلسله عللِ همه وقایع خصوصاً معجزه برای انسان ممکن نیست. حتی معجزه را از آن جهت معجزه می‌نامند که بشر قادر به تکرار آن نیست و اگر روزی بشر توانست آن را انجام دهد، طبعاً آن واقعه معجزه نبوده است. بحث بر سر این است که عالم تماماً در قبضه خدای تعالی است و این باور که خداوند پس از خلق عالم آن را به خود و قانون حاکم بر طبیعت واگذار کرده جزو باورهای نامعقول عالم محسوب می‌شود؛ خدای متعال هم خالق است و هم رب العالمین و این عالم یک لحظه خارج از مدیریت خداوند متعال قادر به ادامه حیات نیست.

بنابراین، دعا و ذکر می‌تواند شرایط طبیعی عالم را از وضعی به وضع دیگر تغییر دهد. البته فهم این واقعیت در گرو فهم رابطه فیزیک ومتافیزیک و قرار گرفتن علل متافیزیکی در نقاط معینی از زنجیره علل فیزیکی است. در یک بیان ساده، مقدرات این عالم در عقل کلی و بسیط حاکم بر این عالم رقم می‌خورد و اگر مشیت الهی به اجابت دعایی تعلق گرفت، مقدرات انسان یا جامعه با آمریت همین عقل کلی تغییر می‌کند. بنابراین، دعا و تضرع نقش بسیار مهمی در رفع و دفع این بیماری دارد و البته کاملاً روشن است که قرار نیست دعا جای تلاش‌های علمی انسان را برای مقابله با بیماری‌ها پر کند، بلکه شرط استجابت دعا بپا خواستن و تلاش برای رفع و دفع این بیماری بر مبنای قواعد عقلی است.

منبع؛ مهر