بعضی از مفاد قطعنامه ۲۱۱۸ درباره صلح سوریه اساسا با روند رسیدن به صلح مغایرت داشته و اگر قرار باشد تمامی فصول قطعنامه مذکور رعایت و اجرا شوند، دستیابی به صلح غیر ممکن خواهد بود.

به گزارش پرس شیعه به نقل از خبرگزاری مهر، سرویس بین الملل- وحید پورتجریشی: رقابت میان بازیگران دخیل در بحران سوریه طی شش ماه گذشته به اوج خود رسیده است. شاید مهمترین دلیل این مقدار افزایش رقابت به ورود رسمی روسیه در صحنه جنگ سوریه و ایجاد موازنه قوا میان دولت های درگیر جنگ باشد.

همین موازنه قوای نسبی منجر به شکل گیری ائتلافی بین المللی برای رسیدن به نخستین نقشه راه رسیدن به صلح در سوریه در دسامبر سال گذشته میلادی شد. از سوی دیگر با حضور روسیه در این جنگ، متحدین استراتژیک این کشور مانند چین و ایران نیز با شدت و قوت بیشتری در صحنه دیپلماسی و مذاکرات صلح، چه به صورت مستقیم چه غیر مستقیم به ایفای نقش خود ادامه دادند.

این موازنه نسبی نهایتا منجر به حصول توافق اولیه میان قدرت های بزرگ، کشورهای منطقه و همچنین گروه های مخالف حکومت بشار اسد در داخل و خارج از سوریه در ماه سپتامبر سال گذشته میلادی شد. این توافق محصول قطعنامه شماره ۲۲۵۴ شورای امنیت سازمان ملل متحد بود که تصویب آن را در خوشبینانه ترین حالت، نشان دهنده عزم ضمنی بازیگران سیاسی در حل بحران سوریه دانست.

اما سوال اینجاست که این توافق تا چه حد می تواند در مرحله عمل، به اجرا در آید؟ بازیگران درگیر در بحران سوریه تا چه حد خود را ملزم به رعایت آن می دانند؟

در ادامه به چند نکته در مورد قطعنامه ۲۲۵۴ و نقایص حقوقی – سیاسی آن اشاره خواهیم کرد:

در قطعنامه مذکور تنها نام دو گروه داعش و النصره به عنوان گروه های تروریستی حاضر در سوریه برده شده و تشخیص اینکه کدام یک از دیگر گروه های مسلح درگیر در جنگ سوریه نیز به جرگه تروریست ها اضافه خواهد شد به عهده دولت اردن گذاشته شده است. اما باید پرسید که دولت اردن به عنوان یکی از بازیگران نقش آفرین و صاحب منافع استراتژیک در صحنه جنگ سوریه تا چه حد می تواند جانب بی طرفی را رعایت کرده و سایر گروه های تروریستی را در این لیست قرار دهد؟ از سوی دیگر، همانطور که می دانیم، سازمان وقف اورشلیم، وابسته به وزارت اوقاف اردن مدت زیادی است که سرپرستی مسجد الاقصی و سایر سایت های تاریخی که میراث فرهنگی فلسطین محسوب می شوند را بر عهده دارد. حال باید پرسید دولت اردن در انجام وظیفه خود در قبال مسجد الاقصی تا چه حد موفق بوده که ادعای توانایی در نقش آفرینی موثر در رسیدن سوریه به صلح را در سر می پروراند؟ طبق آمار رسمی سازمان وقف اورشلیم تنها در سال ۲۰۱۵، تعداد ۱۱۴۷۲ شهرک نشین افراطی به حریم مسجد الاقصی حمله کردند. مسجد ابراهیمی نیز طی یک سال گذشته شاهد اعمال تغییراتی در قوانین عبور و مرور خود بوده است. در حالیکه تنها مرجع رسمی قانونگذار در مورد این مسجد و سایر مساجد فلسطین سازمان وقف اورشلیم است. اما به دلیل کوتاهی و اهمال در انجام وظایف، صهیونیست ها به راحتی قوانین خود را در این مسجد و ده ها مسجد دیگر اعمال کرده اند. آیا چنین دولتی با این سطح از عملکرد ضعیف قادر به انجام وظیفه سنگین تری مانند مشارکت در حل بحران سوریه خواهد بود؟
نکته مبهم دیگر این قطعنامه بحث انتخابات آینده و تعیین صلاحیت نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری در این انتخابات است. اسد حق شرکت در این انتخابات را نخواهد داشت. اما هیچ تعریف مشخصی از معیارهای تعیین صلاحیت نامزدها، نهاد ناظر بر صلاحیت آنها و انتخابات در قطعنامه ذکر نشده است. به عنوان مثال آیا سایر اعضای کابینه اسد حق شرکت در این انتخابات به عنوان نامزد ریاست جمهوری را خواهند داشت؟ با کدام معیار می توان تشخیص داد که کدام یک از نامزدهای این انتخابات مرتکب جنایات جنگی شده و حق شرکت در انتخابات را ندارد؟ کدام نهاد یا دولتی مسئول رسیدگی به این مساله است؟ چه تضمینی برای صحت و سلامت انتخابات و نهاد ناظر بر آن وجود خواهد داشت؟
نکته دیگر، عدم تعیین نقشه راهی مشخص و محکم برای مبارزه با گروه های تروریستی است. کدام یک از کشورها یا گروه ها مجاز به شرکت در جنگ با تروریست ها هستند؟ همانطور که می دانیم، تروریسم مانند بسیاری دیگر از مفاهیم علوم انسانی تعریف و معیاری نسبی دارد. مرز بین مداخله بشردوستانه و استفاده از خشونت علیه شهروندان بی دفاع کشوری دیگر توسط نیروهای خارجی کجاست؟ آیا کشورهایی مانند ترکیه، عربستان سعودی یا ایالات متحده که خود متهم به استفاده گسترده از تروریسم دولتی علیه شهروندان خود و یا سایر ملل هستند، می توانند داعیه مبارزه علیه تروریسم را داشته باشند؟ آیا می توان به نام مبارزه با تروریسم دست به حمله خودسرانه به خاک یک کشور آن هم بدون موافقت دولت و ملت آن کشور زد؟
طبق مفاد مصوب در قطعنامه، روی کار آمدن دولتی قانونی و تنظیم قانون اساسی جدید حدود دو سال به طول می انجامد. به این معنی است که در خوشبینانه ترین حالت و تحقق شرایط مذکور، هیچ خبری از توقف جنگ سوریه تا دو سال آینده نخواهد بود. آیا گروه های تروریستی مانند داعش که هر روز به واسطه فروش نفت سرمایه دارتر می شوند و توانایی بیشتری در تجهیز نظامی و نیروی انسانی خود کسب می کنند، تا دو سال آینده تضعیف خواهند شد یا بالعکس؟
فرآیند آتش بس میان دولت سوریه و گروه های مخالف نیز در این قطعنامه تعریف نشده است. برای رسیدن به آتش بس چه مقدمات و بستری باید فراهم شود؟ دقیقا چه مراحلی برای رسیدن به آتش بس باید پشت سر گذاشته شوند؟
طبق متن قطعنامه ۲۲۵۴، تمامی مفاد قطعنامه ۲۱۱۸ لازم الاجرا بوده و باید رعایت شوند. این در حالیست که بعضی از مفاد قطعنامه ۲۱۱۸ اساسا با روند رسیدن به صلح مغایرت داشته و اگر قرار باشد تمامی فصول قطعنامه مذکور رعایت و اجرا شوند، دستیابی به صلح غیر ممکن خواهد بود. به عنوان مثال، در ماده ۱۹ قطعنامه ۲۱۱۸ استفاده از هرگونه سلاح شیمیایی توسط دولت ها و گروه های درگیر در جنگ سوریه منع شده و از کشور های همسایه سوریه خواسته شده تا در صورت مشاهده هرگونه استفاده از این نوع تسلیحات توسط دولت یا گروه خاصی، مراتب را به شورای امنیت گزارش دهد. حال باید پرسید منظور از کشورهای همسایه کدام کشورها هستند؟ عربستان سعودی و قطر که خود منبع اصلی تامین نیروی انسانی، تسلیحات و مواد غذایی گروه های تروریستی مانند داعش و النصره هستند یا ترکیه که برای خرید نفت ارزان قیمت از داعش از هیچ کمکی به این گروه تروریستی دریغ نمی کند؟

اما با همه این اوصاف، راه حل چیست؟ چگونه می توان از باتلاق جنگ سوریه که به شکلی بحرانی جهانی در آمده است خارج شد؟ در ادامه چند راهکار پیشنهاد می شود که ممکن است به حل این بحران تا حد زیادی کمک کند:

ابتدا باید در روند مذاکرات صلح منافع همه بازیگران تا حدی تامین شود که آنها نسبت به رسیدن به صلح تلاشی مثمر ثمر انجام دهند. حال این منافع می توانند کوتاه مدت باشند و یا بلند مدت. اگر فاکتور بازه زمانی را در مساله تامین منافع طرفین حذف و یا کمرنگ کنیم می توان برای رسیدن به یک توافق موفق ابراز امیدواری کرد. بدیهی است که کشورهای دخیل در جنگ سوریه می بایست دیپلماسی و منافع بلند مدت خود را نسبت به برداشت سریع سود از آشفته بازار سوریه و ادامه جنگی که می تواند امنیت جمعی همه آنها را به خطر بیندازد، ترجیح دهند. این همان موضوعی است که جان کری، وزیر خارجه ایالات متحده در مصاحبه روز ۱۰ فوریه سال جاری میلادی در مورد تضمین منافع روسیه در جنگ سوریه و در صورت همکاری با آمریکا، قول داده بود.
طرف های غربی به ویژه آمریکا دست از حمایت شورشیان بردارند. چرا که بدیهی است، هرچه غرب میزان حمایت خود را از شورشیان مخالف دولت اسد افزایش دهند، در این سوی میدان، روسیه و ایران قطعا دست روی دست نخواهند گذاشت و از ارتش و دولت سوریه بیشتر حمایت خواهند کرد. البته این حمایت مطابق با قوانین حقوق بین الملل و به درخواست دولت مشروع سوریه است.
در متن قطعنامه، هیچ ماده مشخصی برای منع دخالت نظامی و فیزیکی دیگر کشورها در جنگ سوریه قید نشده است. اظهارات اخیر ترکیه و عربستان در مورد دخالت نظامی این کشور ها در سوریه نیز از همین مورد ناشی می شود. چه تضمینی وجود دارد که فردا، یکی از کشورهای آمریکای لاتین نیز به نام دفاع از حقوق بشر و مداخله انسانی پا به عرصه جنگ سوریه نگذارد؟ کدام یک از طرف های درگیر می توانند جلوی جنین موردی را بگیرد؟
دولتی که پس از اسد روی کار خواهد آمد، دولتی ائتلافی باشد. با توجه به موقعیت حساس ژئوپولیتیک سوریه، همه کشورهای درگیر در این جنگ، نگران موقعیت استراتژیک خود در دوران پسا اسد هستند. می توان از اسرائیل و اهمیت امنیت آن برای آمریکا، تنها پایگاه استراتژیک و البته نظامی روسیه در دریای مدیترانه و همچنین کنترل حرکات و سودا گری های اسرائیل از سوی ایران از مهمترین نگرانی های این سه کشور اصلی درگیر در جنگ سوریه در مورد آینده این کشور نام برد. مطمئنا هیچ یک از کشورهای یاد شده نسبت به گرایش ها و موضع گیری های دولت آینده سوریه بی تفاوت نخواهند بود. پس بهتر است دولتی تشکیل شود که همزمان بتواند منافع این سه کشور و همچنین کشورهای عربی را هم تا حدودی تامین کند.