منصوری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی گفت:علم نقش الهام بخشی و نقادانه برای تکنولوژی دارد ولی رابطه ضروری بین علم و تکنولوژی وجود ندارد.

به گزارش شیعه پرس، دومین روز همایش اصلی ابعاد انسانی – اجتماعی کرونا در ایران به همت پژوهشکده دانشنامه نگاری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی صبح امروز به صورت مجازی برگزار شد و تا بعدازظهر این برنامه اعلام دارد.

یکی از پنل های این همایش، پنل مسائل فلسفی کرونا بود که دبیری آن را پگاه مصلح به عهده داشت. علیرضا منصوری عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این نشست درباره تأثیر دنیاگیری کرونا بر تکنولوژی های انسانی سخنرانی کرد.

وی گفت: بنده می خواهم سخنان خود را با ا ستناد به نظریه سه جهان پیش ببرم. براساس این نظریه ما دارای سه جهان هستیم. جهان اشیاء، ویروس، باکتری ها و موجودات فیزیکی، جهان ذهنی و جهان نظریه ها و ایده ها که محصولات ذهن ما هستند. کرونا در جهان یک قرار دارد چون یک واقعیت طبیعی است اما در جهان دو و سه، اثر می گذارد. تفاوت اصلی ما انسان ها با دیگر موجودات هم این است که ما در سه تیپ جهان سوم قرار داریم.

منصوری ادامه داد: ما ویروس ها را با جهان سوم شناسایی می کنیم. علوم و تکنولوژی موجودات جهان سوم هستند. در خصوص تفاوت علم و تکنولوژی باید گفت که شأن علم واقع نمایی است اما تکنولوژی برای رفع نیاز و مداخله در واقعیت ابداع شده است. علوم انسانی دارای دو وجه علمی و تکنولوژیکی است. نهادها، سازمان ها، سیاست ها و روال ها در شمار تکنولوژی های اجتماعی و انسانی هستند ولی نکته مهم این است که علم قابل فروکاستن به تکنولوژی نیست چون مجموعه ای از هست ها برای رفع نیاز است.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی درخصوص ارتباط میان علم و تکنولوژی گفت: علم نقش الهام بخشی و نقادانه برای تکنولوژی دارد ولی رابطه ضروری بین علم و تکنولوژی وجود ندارد. علم همواره نقش نقادانه خود را ایفا کرده و می کند. درباره ویروس کرونا ما بدون داشتن جهان سه، خطر را نمی شناختیم. فروکاستن علم به تکنولوژی و انکار هدف علم موجب جدی نگرفتن نقدهای علم به تکنولوژی و موجب به وجود آمدن درد سر و مشکلاتی برای بشر می شود. به همین دلیل اندیشه ها و فلسفه هایی که علم را با تکنولوژی خلط می کنند، نادرست و خطرناک هستند.

سخنران بعدی این پنل، مالک شجاعی جشوقانی بود که درباره موضوع فیلوکرونا و فلسفه معاصر ایران سخنرانی کرد.

وی گفت: کرونا تلنگرهای جدی به همه حوزه های علم و آکادمی زد ولی اینکه نهادهای مختلف چقدر این تکانه ها را به رسمیت بشناسند، مسیر متفاوتی داشته است. ما باید ببینیم کرونا و بحران هایی از این دست چه رهاوردی برای آکادمی و فلسفه داشته است. اسناد و تاریخ نشان داده اگرچه ما سنت قابل اعتنای فلسفه داریم و از حدود ۱۰۰ سال پیش تاکنون آموزش فلسفه جدید غرب را هم آغاز کرده ایم ولی تصویری که در ذهن اساتید فلسفه ما غلبه دارد، نوعی متافلسفه است. به بیان دیگر تلقی فلسفه غالب در فضای آکادمیک و اساتید فلسفه ما، تلقی معرفت شناسانه- گزاره ای است. یعنی فلسفه فعلی ما مجموعه ای از گزاره های معرفت شناسانه است و ما دائم به دنبال استدلال هستیم. به همین دلیل در فضای فلسفی ما منطق دست بالا را دارد و گویی به فلسفه ورزی غلبه کرده است.

شجاعی گفت: در حالی که اگر به فلسفه زمان افلاطون و سقراط هم نگاه کنیم می بینیم که فلسفه ای ناظر بر حیات فلسفه یونان است. مراد من این است که نهاد علم در کلیت خودش و علوم انسانی و فلسفه به طور خاص اگر به مفهومی کردن تجربه زیسته نپردازند، دچار سوء کارکرد می شوند. کرونا و بحران هایی از این قبیل تکانه هایی به فلسفه و آکادمیک وارد می کنند تا آنها کمی در شأن و کارکرد خودشان تأمل کنند. فلسفه معاصر ما باید ناظر به فلسفه انضمامی و مسائل ایران باشد. فیلسوف باید طبیب بحران های فرهنگی باشد. در چنین شرایطی می توان ظرفیت هایی را که هم در سنت فلسفی و هم در فلسفه معاصر وجود دارد را فعال کرد و ناظر به مسائل کشورمان دانست.

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی تصریح کرد: امروز اساتید آکادمی ما می توانند تمام دوره های فلسفه غرب و سنتی را دسته بندی و معرفی کنند اما اگر از یکی از آنها بپرسید که مسئله ایران معاصر چیست، پاسخ درستی دریافت نمی کنیم.