یک عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: نباید حوزه علمیه در عرصه علوم انسانی شتابزده وارد شود بلکه باید یک خودآگاهی نسبت به علم پیدا کرده و بستر آن را بشناسد.

به گزارش پرس شیعه؛ حجت‌الاسلام والمسلمین حمید پارسانیا، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در نخستین همایش حوزه‌های علمیه و علوم انسانی اسلامی که روز گذشته ششم اسفند‌ماه در دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی برگزار شد، در موضوع تغییر سیاست‌گذاری‌ حوزه علمیه با هدف توانمند‌سازی علوم انسانی اسلامی به ایراد سخن پرداخت.

نیازمند نگاهی دیگر در عرصه علوم انسانی هستیم

حجت‌الاسلام پارسانیا در این همایش نکته نخست، مهم و اساسی در علوم انسانی را شستن چشم‌ها و دیدن به گونه‌ای دیگر دانست و گفت: معتقد نیستم که علوم انسانی را باید تولید و ایجاد و بر این مطلب تمرکز کنیم بلکه یک راهی را باید آغاز کنیم تا بتوانیم راهی را که رفته‌ایم، ببینیم، زیرا گرفتار یک حجاب بسیار سخت و دشوار هستیم که امکان دیدن داشته‌هایمان را نداریم و این مانع بسیار جدی است.

وی با بیان اینکه گاهی تلاش‌هایی را هم که انجام می‌دهیم، نتیجه عکس داده و ما را دورتر می‌کند، گفت: ممکن نیست ما حضور و دوام علوم انسانی اسلامی و فرهنگ را بدون علوم مربوط به خود داشته باشیم در حالی که مشکل ما این است که یک مفاهیمی را با مرجعیت علمی بخش دیگری از جهان، در سازمان‌هایمان وارد کردیم و معیارهایی را از جانب آن‌ها آورده‌ایم و می‌گوییم چرا نداریم و نمی‌توانیم اینها را داشته باشیم لذا به دنبالشان می‌گردیم.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ابراز کرد: در ادامه این جستجو هم، چون نمی‌توانیم مانند این مفاهیم را پیدا کنیم، شروع به ایجاد و بسط ‌دادن آن‌ها کرده تا بتوانیم از دلشان چیزی را درآورده و بسازیم.

وی گفت: برای آنکه این مسئله بهتر روشن شود، ما نیاز داریم علم مربوط به خودمان را تعریف کرده و متناسب با آن طبقه‌بندی علوم خودمان را داشته باشیم، در واقع کسانی که در تاریخ علم، طبقه‌‌بندی کردند، نقطه عطف بودند لذا هر فرد به اقتضای هر نظام دانایی و معرفتی، یک طبقه‌بندی مربوط به آن دارد از همین رو نوع کار فخر رازی با فارابی متفاوت است.

حجت‌الاسلام پارسانیا با بیان اینکه طبقه‌بندی امروز علوم، طبقه‌بندی انجام شده توسط اگوست کنت و یا متأثر از آن است، اظهار کرد: سازه‌های نظام علمی ما متأثر از این طبقه‌بندی شکل گرفته و آن طبقه‌بندی‌ها مبتنی بر تعریف و شناختی است که آن‌ها از علم داشتند.

علوم اجتماعی؛ تعریف غرب از علوم انسانی

وی ادامه داد: غرب تعریفی از علوم‌ انسانی دارد و به آن علوم‌ اجتماعی می‌گوید در حالی که ما آن را به علوم انسانی ترجمه کردیم، در صورتی که انسانیات است نه علوم انسانی از همین رو تعبیر کردن ما به علوم انسانی اشتباه بوده و نوعی حجاب و مانع به حساب می‌آید.

رئیس پژوهشگاه علوم وحیانی معارج با بیان اینکه برخی علوم کاربردی و برخی پایه‌ هستند، عنوان کرد: علوم اجتماعی در دیدگاه غربی باز هم باید تجربه و آزمون‌پذیر باشد زیرا در آن موقع است که می‌تواند موضوعش انسانیات، انسان و جامعه باشد، در واقع بر این اساس هنر، شعر و حقوق ‌علم نیستند، لذا بر سر درب آن‌ها دانشگاه‌ علوم هنر نزده است.

وی با اشاره به اینکه غرب معتقد است وقتی موضوع مطالعات اجتماعی، انسانیات قرار بگیرد، علم به شمار می‌‌‌رود، افزود: این در حالی است که در دیدگاه آن‌ها فلسفه و کلام علم نیستند، بلکه بخشی از حیات هستند.

حجت‌الاسلام پارسانیا ادامه داد: وقتی ما این نوع تعریف را در مورد علوم می‌پذیریم، آیا می‌خواهیم بر این مبنا علوم انسانی داشته باشیم و فرهنگی که حس، عقل، نقل و وحی از مبانی تولید علم آن هستند و تنها علم تجربی در آن علم نیست را ملاک قرار دهیم؟ که این امر اشتباه است.

وی اضافه کرد: فلسفه ما متن جامعه‌شناسی و علم اجتماعی ماست و با فعالیت‌های اجتماعی تعامل ایجاد کرده و حتی در قرن حاضر دو انقلاب را شکل داده است و برای یک نظام ایده‌پردازی انجام داده و لذا این یک روش و علم به شمار می‌رود.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: اما سازمان‌های علمی ما، علوم انسانی، اجتماعی و سیاسی را در حالی که چهار دهه از عمر انقلاب اسلامی می‌گذرد به عنوان علم به رسمیت نمی‌شناسد؛ در حالی که این موضوع معرفت علمی نیاز دارد.

فقه و اصول کانال ارتباطی ما با هویتمان است

وی با بیان اینکه بخشی از آنچه که امروز در اختیار داریم در واقع فقه و اصول است، گفت: این بخش بسیار ارزشمند بوده و کانال ارتباطی ما با هویتمان است؛ اگر چه بخش زیادی از آن حذف شده است، ولی باید به عقبه این علوم انسانی دقت کرده تا از مدار تعلیم و تعلم خارج نشویم.

حجت‌الاسلام پارسانیا با بیان اینکه نباید حوزه علمیه در عرصه تحول در علوم انسانی شتابزده وارد شود و یک خودآگاهی نسبت به علم پیدا کرده و بستر آن را بشناسد، ادامه داد: باید امروز در کنار فقه و اصول که باقی مانده، به دنبال علوم متناظر برویم و برای ورود به این عرصه‌ها داشتن تحصیلات سطح یک و یا سه حوزه فایده ندارد و اگر می‌خواهیم حوزه همه ابعاد معرفتی و فرهنگی نظام را تأمین کند، باید طلاب از سطح چهار و با پژوهش به این مباحث ورود پیدا کنند.