انقلاب بحرین در حالی وارد پنجمین سال خود می شود که در گذر این سال‌ها خواسته اصلی انقلابیون مبنی بر لزوم تغییر سیاسی در کشور به حاشیه رفته و با دخالت غرب جای خود را به مسائل مربوط به نقض حقوق بشر داده است.

به گزارش پرس شیعه؛ انگلیس به حاشیه رفته است و موضوع نقض حقوق بشر و لزوم احترام به این حقوق به محور اصلی انقلاب بحرین تبدیل شده است.

شعارهای هر انقلاب کلید پی بردن به خواسته های انقلابیون

شعارهایی که درهر انقلابی سر داده می شود، زبان حال آن است به این معنی که می توان با توجه به این شعارها که در واقع خلاصه ای از دیدگاههای انقلابیون است، به درخواست های آنان پی برد.

بر همین اساس هنگامی که در تظاهرات تونس و مصر شعار « مردم سرنگونی نظام را خواستار هستند» سر داده می شد، رسانه ها پی بردند که خواسته مورد نظر مردم تغییر سیاسی عمیق و ریشه ای در جامعه است که در نتیجه آن مردم سرنوشت خود را به دست بگیرند.

تاکید انقلابیون بحرین بر تغییر سیاسی عمیق در جامعه

در مورد شعارهایی که انقلابیون بحرینی در ۱۴ فوریه سال ۲۰۱۱ در میدان لؤلؤ سر دادند نیز همین اصل صدق می کند و هرچند دو شعار اصلی انقلابیون در آن زمان «سرنگونی نظام حاکم» و «اصلاح نظام» بود، اما کاملا روشن است که محور اصلی خواسته های مردم بر لزوم تغییرات سیاسی ریشه ای متکی است زیرا این تغییرات به ملت بحرین امکان می دهد که در چارچوب راهکارهایی که در مورد آن به توافق می رسند، تعیین سرنوشت خود را به دست بگیرند.

اختلاف بر سر سقف امتیاز دهی آل خلیفه به انقلابیون

نکته قابل ملاحظه اینکه اظهارات سیاسی انقلابیون در آن زمان دست کم در مورد لزوم تغییر سیاسی در کشور با اظهارات رسمی هماهنگ و مورد توافق بود، اما اختلاف بر سر سقف امتیاز دهی نظام و نیز سقف امیدهای جوانانی بود که در میدان لؤلؤ تحصن کرده بودند.

در آن زمان حتی بیانیه های رسمی برخی کشورها به ویژه غرب مشوق اصلاحات سیاسی فراگیر و مورد توافق بحرینی ها بود.

تغییر محور انقلاب بحرین پس از ورود اشغالگران سعودی

اما پس از ورود نیروهای اشغالگر سعودی به بحرین به هدف سرکوب انقلاب و نابودی سمبل انقلاب و تخریب مساجد و پس از تشکیل کمیته معروف به کمیته بسیونی در مورد اینکه آیا دولت بحرین مرتکب جنایت های ضد بشری شده است یا خیر؟ محور برنامه های انقلاب بحرین بر یک موضوع یعنی حقوق بشر و نقض آن متمرکز شد.

پس از آن بیانیه های دولت های غربی نیز آشکارا بر وضعیت حقوق بشر متمرکز شده و نهادهای بین المللی رسمی و مدنی با صدور بیانیه های پی در پی بر لزوم اصلاح وضعیت حقوق بشر در بحرین تاکید کردند.

آل خلیفه هیچ حرفی از اصلاحات سیاسی به میان نمی آورد

در این میان دولت از هیچ گونه اصلاحات و یا تغییر سیاسی سخنی به میان نیاورد بلکه در فواصل زمانی مختلف اخباری را در مورد دریافت شکایت در ارتباط با «بدرفتاری» منتشر کرده و اعلام می کرد که متهمان را به نهادهای قضایی ارجاع داده است و البته در بیشتر موارد نیز حکم تبرئه این متهمان صادر می شد.

سوق یافتن انقلابیون به سمت لزوم رسیدگی به موارد نقض حقوق بشر

به این ترتیب انقلابیون به میزان زیادی در اظهارات خود به موضوع نقض حقوق بشر در بحرین سرگرم شدند و جز در موارد اندک به تغییر سیاسی در کشور اشاره ای نداشتند.

در این میان موضوع احترام به حقوق بشر به رایج ترین کالایی تبدیل شد که با تکیه بر آن این امکان فراهم شد که در مورد هر موضوع مرتبط با حقوق بشر مانور داده و با سیاستمداران ملاقات هایی را ترتیب داد.

برنامه ریزی غرب برای تغییر جهت انقلاب بحرین

اینجا بود که غرب به برنامه ریزی برای انقلابیون بحرین پرداخت به گونه ای که توجه آنان را به حقوق بشر جلب شود و به همین دلیل احزاب سیاسی مخالف و موافق دولت به تاسیس دفاتر حقوق بشر رو آوردند تا با این کار فعالیت خود را تسهیل کنند.

دعوت انگلیس از الوفاق برای شرکت در گفت وگوهای سیاسی

در بحبوحه این تحولات «توبیاس الود» از مسئولان وزارت خارجه انگلیس در ماه فوریه از جمعیت الوفاق بحرین خواست در گفت وگوهای سیاسی شرکت کرده تا به این ترتیب بتوان به حل و فصل فراگیر در بحرین دست یافت.

این درخواست یک روز پس از نشست سایمون مارتن سفیر انگلیس در بحرین با نمایندگان نهادهای حقوقی مطرح شد. هدف از نشست مزبور تشریح دیدگاههای انگلیس و تاکید بر این موضوع بود که انگلیس با دولت بحرین برای اصلاح اوضاع حقوق بشر همکاری می کند.

تغییر جهت قطب نمای انقلاب از لزوم تغییر سیاسی به موضوع حقوق بشر

در واقع این اقدام مارتن در راستای تنظیم جهت قطب نمای اوضاع بحرین از وضعیت سیاسی به سمت موضوع حقوق بشر بود آن هم در شرایطی که لندن همواره کوشیده است پوشش سیاسی و حقوقی را برای آل خلیفه تامین کند و حتی از این نیز فراتر رفته و همیشه سعی دارد لحن بیانیه هایی پارلمان اروپا در انتقاد از پرونده حقوق بشر در بحرین را نرم کند.

البته منظور از طرح این مسائل این نیست که مشکل حقوق بشر در بحرین وجود ندارد بلکه بحرینی ها به خوبی می دانند که از پنج سال پیش چقدر زندگی در این وضعیت سخت و دردناک است اما تلاش غرب این است که مردم بحرین را به سمتی سوق دهد که قبول کنند که اصلاح حقوق بشر برایشان از هر چیز دیگر بهتر است.

اختیار تصمیات بحرین به دست ریاض افتاد

پرواضح است که این یک برنامه ریزی اشتباه است زیرا مشکل اصلی مردم در بحرین سیاسی است و به عبارت بهتر نمی توان پذیرفت که تنها یک نفر در کشور حکومت کند و نیمی از اعضای پارلمان نیز حامی خاندان حاکم باشند و با وجود فساد گسترده در کشور از مفسدین نامی به میان نیاید و علاوه بر این قانون نیز در کشور نقض شود و در نهایت نیز کشور به سمتی برود که تمام تصمیمات آن از سوی ریاض گرفته می شود.

به دلایل بالا و مسائل دیگر مشکل بحرین بدون حل باقی خواهد ماند زیرا نه اوضاع حقوق بشر بهبود پیدا خواهد کرد و نه ثبات و امنیت در کشور برقرار خواهد شد.

رعایت حقوق بشر بدون اصلاحات سیاسی محال است

آنچه ما در این لحظه یعنی پنج سال پس از انقلاب مردمی و غوطه ور شدن در موضوع حقوق بشر به آن نیاز داریم این است که انقلابیون نقش سیاسی خود را بار دیگر بازیافته و جهت قطب نما را به سمت تغییر سیاسی تنظیم کنند و این تفکر را نهادینه کنند که اصلاح حقوق بشر بدون اصلاح اوضاع سیاسی امکان پذیر نیست زیرا هر زمان که ابزار و وسایل حکمرانی درست و صحیح باشد ابزار نظارت و اصلاح حقوق بشر نیز در درون نهادهای دولتی فراهم خواهد بود و نیازی به بیانیه های خارجی نخواهد بود.