گزارشگر ویژه حقوق بشر فلسطین در سازمان ملل از بن بست دیپلماسی در مواجهه با جنایات اسرائیل پرده برداشت و از فعالان مردمی خواست بایکوت اقتصادی سیاسی رژیم صهیونیستی را پیگیری کنند.

به گزارش پرس شیعه؛ «ریچارد فالک» که با بخش انگلیسی سایت «KHAMENEI.IR» گفتگو می کرد، اندیشمند حوزه حقوق و روابط بین الملل است که به مدت چهل سال استاد دانشگاه پرینستون امریکا بود. وی همچنین در سال ۲۰۰۸ از طرف سازمان ملل متحد برای یک دوره ی ۶ ساله به سمت گزارشگر ویژه حقوق بشر در زمینه حقوق فلسطینیان منصوب شد.

فالک در هنگام اولین ورود به سرزمینهای اشغالی در سال ۲۰۰۸، درحالی که به صورت رسمی و برای انجام ماموریت بین المللی خود، وارد این اراضی شده بود، به دستور وزیر خارجه این رژیم دستگیر شد و پس از اینکه ۱۵ ساعت در یک سلول انفرادی کوچک و تاریک حبس بود، توسط این رژیم اخراج شد.

وی که خود ۶ سال مسئولیت گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در حوزه فلسطین را برعهده داشته و در معرض آزار شدید رژیم صهیونیستی بوده، در این گفتگو به ناکارآمدی دیپلماسی و سازمان ملل برای مواجهه با جنایات رژیم صهیونیستی اشاره و عنوان می کند که سیاستهای اسرائیل است که منجر به واکنشها و مقاومت فلسطینیان می شود. مشروح این گفتگو به شرح زیر است:

به نظر شما چه چیز سبب می شود سازمان ملل متحد جنایات بیشرمانه اسرائیل را نادیده بگیرد و یا هر تلاشی در سازمان ملل برای حمایت از فلسطین بی نتیجه بماند؟

باید توجه داشته باشیم که سازمان ملل ضرورتاً سازمانی است که کمتر یا بیشتر از اراده ی سیاسی قدرتمندترین اعضایش عمل نمی کند. تا زمانی که اسرائیل از حمایت بی قید و شرط دولت امریکا بهره می برد، سازمان ملل در واکنش به رفتار جنایت‌گونه‌ی اسرائیل محدود است.

این سازمان اخیراً ارزیابی کرد که آیا حقایق موجود، دلالت بر جنایت کار بودن این رژیم در حملات گسترده به غزه در سال ۲۰۰۸، ۲۰۰۹ و ۲۰۱۴ می کرد یا خیر.

در هر مورد، یک کمیسیون تحقیق و تفحص عالی رتبه، رای به محاکمه ی عالی‌رتبه ترین رهبران سیاسی داد اما زمانی که این رای در گزارشی رسمی حاصل شد، از راهکارهای سیاسی برای اجرای آن عملاً ممانعت بعمل آمد.

این نکته ی مهمی است که سازمان ملل در سطح رفتاری، زمانی که تلاش هایش با نیروهای ژئوپولیتیکی به ویژه با پنج عضو دائم شورای امنیت در یک راستا باشد، می تواند بسیار موثر عمل کند اما وقتی اجماع حاصل نمی شود، ابتکارات سازمان ملل اجرا نمی شوند. سازمان ملل در رابطه با اعلام مشروعیت دعوی های مطرح شده و دعوی های دفاعی، یک اختیار عمل خاصی دارد اما در نهایت وقتی به تاثیر رفتاری می رسد، تسلیم بازی نیروهای ژئوپولیتیکی است.

چه چیز به رژیم صهیونیستی این قدرت را می دهد که دبیر سازمان ملل را تحقیر و تهدید کند؟

مجدد خاطرنشان می کنم که سازمان ملل، سازمانی است که به اراده قدرتمندترین اعضای خود تمکین می کند. برای غلبه بر این تمکین منفعلانه، نیاز است که یا یک بسیج گسترده افکار عمومی صورت بگیرد- مثل زمانی که در آخرین مراحل جنبش ضد آپارتاید اتفاق افتاد و منجر به سقوط رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی شد- یا یک اجماع در میان اعضای اصلی صورت بگیرد- مثل آن چه تقریبا در رابطه با جلب حمایت از توافق نامه اخیر تغییرات آب و هوا رخ داد و در پاریس به امضا رسید.

از آنجایی که اسرائیل یک کشور با قدرت نظامی است و از حمایت شدید دیپلماتیک ایالات متحده و اروپا برخوردار است، دستش برای حمله به دبیرکل سازمان ملل باز است.

ابراز نگرانی بانکیمون از ممانعت اسرائیل برای قدم برداشتن جهت یافتن راه حلی صلح آمیز برای نزاع طولانی مدتش با فلسطین، واکنشی خصمانه را از سوی مقامات ارشد رژیم صهیونیستی به همراه داشت. این واکنش از آن جایی عجیب بود که بانکیمون در طول دبیرکلی خود در سازمان ملل، عموماً از اسرائیل حمایت کرده و حتی اقدامات نامناسبی هم برای منحرف کردن اقدامات پیشنهادی در سازمان ملل که خواستار پاسخ گویی اسرائیل در قبال تخلفات بین المللی اش بود، انجام داده بود.

شما قبلا گفته بودید که جنایات اسرائیل در فلسطین حتی از جنایات رژیم آپارتاید در افریقای جنوبی بدتر است. رژیم آپارتاید در افریقا سرنگون شد، چرا پس از ۶۰ سال، سازمان های بین المللی هیچ تمایلی به خاتمه دادن به جنایات این رژیم نشان نمی دهند؟

این سوال مهمی است. همانطور که خوب می دانیم، اسرائیل در اولین روزهای تشکیلش، زمانی که موضوع هولوکاست به وضوح مطرح بود، توانست همدردی دنیا را در سطح بالایی به خود جلب کند. همچنین این رژیم از حمایت یهودیان در سراسر دنیا- که اقلیت های با نفوذی در بسیاری از کشورهای مهم محسوب می شدند- برخوردار بود.

اسرائیل توانست از این که با این رژیم به مثابه مستعمره اروپا برخورد شود، ممانعت به عمل بیاورد؛ همچنین یهودیان با دلایل مذهبی و تاریخی، تعلقات قومی به فلسطین داشتند. علی رغم اینکه همسایه های عرب، مشتاق بودند به کمک فلسطینی ها بیایند و سرزمین های اشغال شده را آزاد کنند، این تلاش ها با پیروزی های اسرائیل و حمایت های سیاسی و نظامی غرب به ویژه امریکا از این رژیم، با شکست مواجه شدند.

برخلاف افریقای جنوبی، اسرائیل با حدود ۱۳۰ کشور جهان به عنوان تامین کنندگان تسلیحات و آموزش نظامی، ارتباط برقرار کرده است و شبکه ای از ارتباطات را ایجاد کرده که انتقاد و روابط خصمانه را دفع می کند. این مسئله در کتاب بسیار خوب «جف هلپر» تحت عنوان «جنگ علیه مردم» به خوبی و با ارائه مستندات فراوان توضیح داده شده است.

هلپر دو نکته ی مهم را مطرح می کند: اسرائیل با تخصص یافتن در تسلیحاتی که برای مبارزه با اعتراضات داخلی مفید است، خود را به یک تامین کننده تسلیحات علیه اعتراضات داخلی، در میان دولت ها تبدیل کرده است. همچنین اسرائیل به ادعای خودش، تسلیحات خود را در سال های متمادی در عملیات جنگی ضد شورش که جمعیت فلسطین را مورد هدف قرار می دهد، آزموده است و از این مسئله بهره می برد. در دنیای پس از واقعه یازده سپتامبر، این ترکیب تولید و مهارت های تاکتیکی و تجربه های در میدان نبرد، سبب شده است که برخی کشورها از اسرائیل برای آموزش پلیس ضدشورش و واحدهای نظامی و اطلاعاتی خود کمک بگیرند.

به عنوان گزارشگر ویژه ی سازمان ملل متحد، با چه موانعی برای گزارش به سازمان های بین المللی و مردم دنیا در مورد واقعیت جنایات اسرائیل مواجه بودید؟

من مورد هدف انتقادهای افتراآمیز نمایندگان اسرائیل، کانادا و ایالات متحده بودم که سبب می شد بازخورد رسانه ای مناسب برای گزارشات من، دشوار شود. همچنین، نهادهای غیردولتی حامی اسرائیل، حملات مداومی را بر گزارشات حقیقی من در مورد جنایات اسرائیل و تخلف این رژیم از قوانین بین المللی و به تصویر کشیدن رنج مردم فلسطین در نتیجه ی این رفتارها، داشتند. به خاطر این جو سیاسی ایجاد شده توسط این فشارها، برخی از مقامات سازمان ملل، از جمله شخص دبیرکل بانکیمون، به این حملات پیوستند و کار مرا برای انجام وظیفه بیش از پیش سخت کردند.

با این وجود، در سازمان ملل و در میان اکثر اعضا، درک مهمی نسبت به این اقدامات افتراآمیز که تلاش می کرد توجه را از تخلفات و جنایتکاری های اسرائیل منحرف کند، ایجاد شده بود. علی رغم این موانع، من معتقدم که توانستم واقعیات اشغال فلسطین توسط اسرائیل، از جمله سیاست های این رژیم را در پاکسازی قومی، الحاق سرزمین هایی که قرار بود موقتاً مدیریت کند، تحمیل یک ساختار آپارتاید بر مبنای تبعیض سیستماتیک و شیوه های متعدد مجازات جمعی را به گوش مسئولین برسانم. این سیاست ها و عملکردها نمونه هایی از نقض کنوانسیون ژنو و قوانین بشردوستانه ی بین المللی بودند و سازمان ملل در این موارد شریک است چرا که در جهت حمایت از مردم فلسطین، اقدامی نکرد.

به عنوان نماینده سازمان ملل، رژیم صهیونیستی با شما به چه نحوی برخورد می کرد؟ آیا خود شما نیز نژادپرستی اسرائیل را تجربه کردید؟

من در مدت کوتاهی پس از منصوب شدن به این مقام، در فرودگاه بین المللی بن گوریون در دسامبر سال ۲۰۰۸ دستگیر شدم و به یک زندان (در سلولی تاریک و کوچک) منتقل شدم و پس از ۱۵ ساعت، از سرزمین های اشغالی اخراج شدم. این اقدام با دستور وزیر خارجه رژیم صهیونیستی انجام شد و تعهد اسرائیل را برای همکاری با اعضای سازمان ملل در رابطه با عملکرد رسمی من، نقض می کرد. من در حال ماموریت به فلسطین اشغالی از جانب شورای حقوق بشر سازمان ملل دستگیر شدم. به دستیاران همراه من اجازه ورود داده شد.

دولت اسرائیل به رسانه ها در مورد این رخداد، دروغ گفت و ادعا کرد قبلاً به من اخطار داده شده بود سعی نکنم برای رسیدن به فلسطین، وارد اسرائیل شوم. در حقیقت، برعکس این ادعا حقیقت دارد. به دو دستیار من با آگاهی کامل اسرائیل، در ژنو ویزا داده شده بود و آن ها بخشی از ماموریت من بودند و ما جوانب احتیاط را بسیار رعایت کرده بودیم و برنامه ی سفر را برای فلسطین به مامور اسرائیل در ژنو پیشاپیش ارائه داده بودیم و هیچ نشانه ای از قصد ممانعت کردن از ورود من دریافت نکردیم. علاوه بر این اتفاق، و یک روند اتهام و افترا، تجربه ی شخصی دیگری در رابطه با نژاد پرستی اسرائیل نداشتم.

امیدی دارید که مسئله ی فلسطین از طریق سازمان ملل متحد یا دیگر سازمان های بین المللی حل شود و یا فکر می کنید گفتگوهای صلح به فلسطینیان کمکی نخواهد کرد؟

در این مرحله من فکر می کنم دیپلماسی بین المللی، در رابطه با یافتن راه حلی که بتواند دو طرف را راضی کند، به بن بست رسیده است. کل وزن دیپلماسی بر روی تحقق راه حل دو دولت متمرکز شده است که بیش از ۲۰ سال است در قالب اصول قرارداد اسلو دنبال می شود و از ابتدا دچار مشکل و نقص بوده است.

با توجه به حمایت های جانبدارانه ی امریکا از اسرائیل، انتخاب این دولت به عنوان واسط و طرف ثالث اشتباه بود.

همچنین، تبعیض علیه فلسطینیانی که به عنوان یک اقلیت در اسرائیل زندگی می کنند، نادیده گرفته می شد. در نهایت، فلسطین تحت فشار قرار گرفت تا شکایات خود را تحت قوانین بین المللی در طول روند مذاکرات مطرح نکند چرا که ادعا می شد این امر مانع ایجاد می کرد و پیشرفت مذاکرات را مخدوش می کرد.

در مقابل، به اسرائیل اجازه داده شد پروژه ی غیرقانونی شهرک سازی را پیش ببرد و هرگونه مخالفت با این امر تا زمانی که مرحله ی نهایی توافقات مورد بحث قرار می گرفت- مرحله ای که هیچ وقت نرسید- رد می شد. نتیجه این شد که اهداف توسعه طلبانه اسرائیل تسهیل شود و امید به یک دولت فلسطینی قابل دوام را کمرنگ کند.

دیپلماسی بین المللی انطباقی با وضعیت واقعی بین فلسطین و اسرائیل ندارد و برای همین، ناکارآمد است. اسرائیل عمیقاً به اراضی ای که از فلسطین در کرانه باختری و بیت المقدس باقی مانده است، دست درازی کرده تا وضعیتی را ایجاد کند که در صورت تشکیل یک دولت فلسطینی، این دولت اراضی چندانی برای مردم خود نداشته باشد.

این نکته را هم باید در نظر داشت که قبول این وضعیت توسط مردم فلسطین در سال ۱۹۸۸، به معنای محدود کردن انگیزه های ارضی فلسطینیان به ۲۲ درصد فلسطین تاریخی بود؛ به این معنی که مردم فلسطین صرفاً به نصف آن چه در سال ۱۹۴۷ در طرح تقسیم بندی سازمان ملل به آنها پیشنهاد شد و بعداً رای به غیرمنصفانه بودن آن داده شد، می رسیدند.

همچنین باید خاطرنشان کرد که دولت فعلی اسرائیل، با تاسیس یک دولت فلسطینی مخالف است و بسیاری از صداهای تاثیرگذار در اسرائیل به دنبال راه حلی هستند که منجر به تشکیل یک دولت واحد اسرائیلی گردد. تشکیلات خودگردان فلسطین نیز به نظر می رسد بالاخره از مذاکرات بی ثمر خسته شده و خواستار به پایان رساندن فعالیتهای شهرک سازی به عنوان پیش شرط از سرگیری مذاکرات است.

راه حل پیشنهادی شما برای مردم فلسطین جهت رهایی از این بحران که با آن مواجه هستند، چیست؟

هیچ راه حل ساده ای که بتواند در آینده ی نزدیک محقق شود وجود ندارد. بهترین امید مردم فلسطین فعالیت جامعه مدنی است تا بتواند یک جنبش همبستگی جهانی رو به رشد را که نقش فزاینده ای به جنبش تحریم و عدم سرمایه گذاری داده است، ایجاد کنند.

از آن جایی که اقدامات دیپلماتیک در حال حاضر بی نتیجه مانده اند، بهترین رویکرد، منزوی کردن اسرائیل در فضای بین الملل و افزایش فشار برای ایجاد یک جو فکری بین المللی است که برای یک روند صلح حقیقی بر اساس برابری طرفین مساعدتر باشد. همچنین جامعه مدنی، که توسط فلسطینیان هدایت می شود، در حال حاضر در بهترین موقعیت برای ارائه چشم اندازی است که ناکارآمد ماندن رویکرد دیپلماتیک و راه حل دو دولت را نشان می دهد.

آینده وضعیت فلسطین و رژیم صهیونیستی را چطور می بینید؟

همه چیز بستگی به شتاب فعالیت جامعه ی مدنی دارد که وضعیت جهانی جدیدی را ایجاد کند که در آن، به شکایات مشروع مردم فلسطین نیز رسیدگی شود. اگر این امر محقق نشود، محتمل ترین چشم انداز ادامه ی مقاومت فلسطینیان است. تغییراتی در فضای منطقه حتما رخ خواهند داد که می توانند له یا علیه صلح واقعی رقم بخورند و پیش بینی کردن این رخدادها، با توجه به بحران هایی که سرتاسر خاورمیانه را در حال حاضر در برگرفته اند، دشوار است.