اردن یکی از کشورهایی است که با چالش های فراوانی دست و پنجه نرم می کند که یکی از مهمترین آنها چالش امنیتی و رشد سلفی ها و تکفیری ها در آن است.

به گزارش پرس شیعه به نقل ازخبرگزاری مهر، گروه بین الملل- فرزاد فرهادی:اردن کشوری است که همواره در تحولات خاورمیانه سیاست دو پهلو و مبهمی را اتخاذ کرده است.در موضوع فلسطین همواره یکی از ستون های مذاکرات سازش بوده و در تحولات منطقه ای همسو با غرب و همپیمانان آن در منطقه حرکت کرده، گرچه این گونه وانمود کرده است که سیاستی مستقل را دنبال می کند.

با گذشت ایام شمار زیادی از اردنی ها به گروه های تروریستی در سوریه ملحق شده اند.دولت اردن در جنگ با داعش چندان جدی عمل نکرده است.فقط زمانی که الکساسبه خلبان این کشور از سوی داعش سوزانده شد دست به حملات انتقام جویانه علیه داعش آنهم برای خاموش کردن افکار عمومی زد و گرنه در عمل تحول خاصی از امان مشاهده نشده است.

برخی مناطق اردن از جمله الکرک و معان به شدت زمینه پذیرش افکار تروریست های داعش را دارند و فقر اقتصادی و نارضایتی از شرایط نیز به این موضوع دامن می زند.
زمانی ماجد الشراری شهردار معاون که خطر را دریافت بود گفت: اگر اوضاع به همین شکل ادامه یابد فاجعه ای در اردن به وقوع می پیوندد.

این در حالی است که مقامات اردنی همواره اوضاع در اردن را تحت کنترل می دانند و معتقدند که تعداد کمی از مردم این کشور از تروریست ها حمایت می کنند.

در سال ۹۳ یک گروهک تروریستی مسلح اردنی اعلام کرد که با داعش بیعت کرده و آماده جهاد علیه ملک عبدالله دوم است.این گروهک خود را گردان شهدای معان نامیده بود.

کمی قبل از آن نیز نوار ویدئویی منتشر شد که در آن شاه اردن تهدید شد و تروریست ها اعلام کردند که سر عبدالله دوم را از بدن جدا خواهند کرد و اردن را به تلی از خاک تبدیل خواهند کرد.در این نوار یک نوجوان اردنی عضو داعش با پاره کردن گذرنامه خود اعلام کرد که ملک عبدالله دوم را ذبح خواهد کرد.

اگر بخواهیم درباره اوضاع در اردن و بسترهای این کشور برای تروریست ها ریز شویم باید به مواردی مانند گرایش های داعشی در میان جوانان اردنی به دلیل رفتار دولتمردان، بحران اقتصادی، نرخ بالای بیکاری، بالا رفتن میزان بدهی اردن، افزایش شکاف میان فقیر و ثروتمند اشاره کنیم.

از سویی نباید از شرایط جغرافیای و طبیعی اردن و بیابانی ودشت بودن آن غافل شویم که داعش معمولا قدرت مانور دارد اگر موضوع هزاران اردنی عضو داعش را مورد توجه قرار دهیم آنگاه عمق خطر را بیشتر برای اردن احساس می کنیم.

اما حادثه ای که به تازگی در اردن رخ داد و دستگاه اطلاعاتی این کشور از خنثی سازی طرح داعش علیه اهداف نظامی و غیر نظامی پرده برداشتند گواه این مدعاست که اردن از تیر رس تروریست ها در امان نیست.

این حادثه در شهر اربد رخ داد.اربد شهر اردنی و مرکز استان اربد در شمال این کشور و بزرگترین شهر آن است.این شهر در ۷۱ کیلومتری شمال امان واقع شده است و از مرزهای سوریه حدود بیست کیلومتر فاصله دارد.

این شهر دومین شهر اردن پس از امان پایتخت از نظر تعداد جمعیت محسوب می شود به طوری که ساکنان شهر و حومه آن ۶۵۰ هزار نفر است.این شهر قدمت تاریخی دارد و به دوره رومی ها بر می گردد.

درباره وجه تسمیه این شهر گفته می شود که این منشق شده از الرُبده به سبب رنگ خاک اراضی کشاورزی آن که سرخ رنگ است و صخره های سیاه رنگ در اطراف شهر است.هنگامی که گفته می شود إربد، منظور سیاه شدن از شدت خشم است و کلمه کنونی از الرُبده گرفته شده تا به مکان اطلاق شود.این شهر یکی از شمالی ترین شهرهای این کشور است و به عروس شمال و پایتخت شمال نیز معروف است.

اما منابع امنیتی اردنی اعلام کرده اند که تروریست های داعش در یکی از ساختمان های مسکونی در شهر اربد پنهان شده بودند و هنگامی که نیروهای امنیتی از آنها خواستند که تسلیم شوند به شدت واکنش نشان دادند و با سلاح خودکار به مقابله با نیروهای امنیتی پرداختند که در این درگیری های سروان راشد حسین الزبود کشته شد و ۵ نفر دیگر از نیروهای امنیتی اردن به همراه دو تن از رهگذران زخمی شدند.

آن گونه که اردنی ها اعلام کردند در این عملیات ۱۳ تروریست بازداشت شدند و هفت تروریست کشته شدند.این افراد کمربند انتحاری بر تن داشتند.همچنین مقادیر زیادی سلاح و مهمات و مواد منفجره از داعشی ها به دست آمد.

این حادثه نشان داد که تروریسم حامیان آن را هدف قرار داده است.اردن یکی از بسترهای تروریسم است و تروریست های اردنی در کنار تروریست ها در سوریه و عراق می جنگند و دولتمردان اردنی نیز تاکنون واکنشی به این موضوع نشان نداده اند.

به هر حال حادثه ای که در اربد رخ داد زنگ خطر را بیش از قبل برای امان به صدا درآورده است.قبلا مشکل اردن جریان همسو با داعش بود اما هم اکنون توسعه یافتن ارتباط میان جریان سلفی تکفیری با داعش است.

اکنون سئوالات فراوانی مطرح شده است که آیا با توجه به تهدیدات فزاینده، داعش خطری برای اردن محسوب می شود؟حجم و اندازه و ماهیت این تهدید چیست؟ آیا اردن می تواند خود را از داعش حفظ کند؟

مسئولان اردنی همواره تلاش کرده اند که رشد جریان تکفیری و سلفی طرفدار داعش در اردن را نادیده بگیرند اما هم اکنون به عمق خطر پی برده اند.تاکنون ناظران به درستی به این پرسش پاسخ نداده اند که حجم جریان های تکفیری به ویژه حامیان داعش در اردن تا چه اندازه است اما همه به این موضوع اجماع دارند که جریان تکفیری در اردن رشد زیادی داشته است به ویژه که هزاران اردنی در سوریه در کنار داعش و جبهه النصره می جنگند.

در این میان شمار زیادی هم در داخل اردن فعال هستند.این خطر تنها محدود به افزایش تعداد طرفداران و کسانی که در کنار داعش می جنگند نیست بلکه به شرایط منطقه ای و داخلی نیز مربوط می شود.بر اساس گزارش های سازمان های اطلاعاتی، اردن در راس فهرست اهداف ابوبکر البغدادی سرکرده داعش است و احتمال می رود که هدف بعدی این گروهک باشد.

داعش اردن را ولیمه ای مطلوب می داند و شرایط را در آن مساعد می بیند زیرا داعش به گونه ای ابومصعب الزرقاوی تروریست مشهور اردنی را مورد توجه قرار می دهند.القاعده هسته های پنهانی در اردن دارد.هر چند فعلا داعش با القاعده قطع ارتباط کرده است اما با توجه به پیوندهای مشترک این هسته های پنهان خطری بزرگ محسوب می شوند.

داعش هم اکنون در عراق و سوریه و در نزدیکی مرزهای اردن حضور دارد و این کار را برای داعش برای حرکت به سوی اردن هموار می کند.مشکل اردن این است که هم اکنون قشر جوان و به واقع کسانی که از نظر علمی و اجتماعی شاخص هستند حامی داعش هستنند.

هر چند حوادث عراق و سوریه در ایجاد این بستر بی تاثیر نبوده است اما شرایط داخلی کلید حقیقی بحران بوده است. نوعی سرخوردگی و یاس اجتماعی در شکل گیری این روند بی ثاثیر نبوده است.جوانان اصلاحاتی را مشاهده نمی کنند.

اما اگر بخواهیم مجددا مناطق و شهرهای اساسی که افراطی ها در آن رشد دارند را مورد توجه قرار دهیم باید از حومه امان به ویژه در مناطق شرقی آن و نیز شهرهای الزرقاء(زادگاه ابومصعب الزرقاوی) الرصیفه، السلط، معان و اربد نام ببریم به ویژه که بیشتر بازداشت شدگان به این مناطق و شهرها تعلق داشته اند.

به هر حال آنچه می توان گفت این است که دولتمردان اردنی دیگر نمی توانند گروه های سلفی و جهادی را نادیده بگیرند و حضور تکفیری ها را در این کشور منکر شوند و به اصطلاح خود را به خواب بزنند زیرا حوادث اربد و درگیری های مسلحانه نیروهای امنیتی این کشور با تکفیری ها حقایق را بیش از قبل آشکار کرده است.به نظر می رسد که سیاست های امان در قبال سوریه و اجازه دادن به تروریست ها برای ورود به سوریه دامن گیر آن شده است.حال باید دید که مقامات اردنی با توجه به شرایط اقتصادی دشوار این کشور که خود زمینه های گرایش به افراطی ها را فراهم می کند چگونه با چالش مهم امنیتی کنار می آید و آیا به خریدهای نظامی بیشتر از آمریکا روی می آورد؟ آیا می توان اردن را مصداق ضرب المثل معروف عربی «انقلب السحر علی الساحر»(سحر و جادوی ساحر به خودش بازگشت) دانست؟